اربااربا




عنوان مجموعه اشعار : سردار
شاعر : نرگس رحمانی


عنوان شعر اول : .

قاصدک از داغ جانسوزی
شهروندان را خبر می‌کرد
آسمان تیره شب را
آتش غم شعله‌ور می‌کرد

در غم آلاله خونین
شهر رخت تیره می‌پوشید
چشم ها آشفته و گریان
قلب ها در غصه می‌جوشید

در جوار تربت ارباب
بار دیگر روضه برپا شد
مثل اکبر در مسیر عشق
قاسم ما اربااربا شد

آه ای سردار بی‌باکم
ای شهید زنده‌ی دوران
ای علمدار حرم برخیز
جای تو خالیست در میدان

این دل پر زخم ما حالا
سخت دلتنگ نگاه توست
گرچه می‌دانستم از آغاز
این شهادت ختم راه توست

از «شهید» قبل نام تو
ترس دشمن بیشتر باشد
بین سربازان تو بی‌شک
رادمردانی دگر باشد

بعد از آن نیمه شب دی‌ماه
گرچه هر فصلی زمستان است،
شاخه‌های خشک ما هر روز
چشم در راه بهاران است

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : رحمت‌اله رسولی‌مقدم
سلام به خانم نرگس رحمانی و سپاس برای اینکه دغدغه‌ی سرایش برای سردار شهید قاسم سلیمانی را داشته‌اند.
احتمالا تابستان گذشته بود که یکی از شعرهای ارسالی خانم رحمانی را با هم بررسی کردیم. همان‌گونه که درمورد آن شعر گفتم، موضوعی سرودن، کار را کمی سخت‌تر می‌کند نسبت به تخیلی نوشتن. مخصوصا حالا که سراینده می‌داند وقتی راجع به شهادت سردار سلیمانی باید بنویسد، هم باید دچار اغراق و مدحی نشود که شخصیت واقعی شعر را اساطیری کند، و هم باید زیبایی کشف و مواجهه را برای مخاطب ایجاد کند.
اشکال اصلی که کار را در چنین مواردی سخت می‌کند، دست زدن به کلی‌گویی یا جزیی‌گویی‌ست. اگر کلی‌گویی کنیم، دچار شعارزدگی می‌شویم و کمتر به شعر نزدیک می‌شویم. چون وقتی به کلیت یک موضوع بپردازیم، به کلیت موضوعات دیگر شباهت پیدا می‌کند. مثلا عناصری مثل غم، داغ، آشفتگی و گریانی، غصه، شهید زنده، علمدار و ...، عناصر و اسم‌هایی کلی هستند و در خیلی موارد مشابه می‌توانند استفاده بشوند. حالا اگر سراینده برود سراغ جزییاتی که مربوط به خود سردار شهیدمان هستند، و آن‌ها را با این کلیات تلفیق کنند، آنگاه کار ما شعریت بیشتری خواهد داشت.

قاصدک از داغ جانسوزی
شهروندان را خبر می‌کرد
آسمان تیره شب را
آتش غم شعله‌ور می‌کرد

• ابتدای بند، یک قاصد یک خبر می‌آورد، ولی چون در قسمت دوم، سراینده‌ی گرامی از آن داغ که یک کلیت است، باز به یک کلیت دیگر که آتش غم است و شعله‌وری آسمان تیره‌ی شب، در این بند، کشفی و نکته‌ای به دست نمی‌آید که در ذهن مخاطب جرقه بزند. این شعله‌وری آسمان تیره‌ی شب هم تصویری غم‌انگیز پیش روی ما نمی‌گذارد که متوجه شویم خبر از یک فقدان بزرگ است. یعنی شعله‌وری اسمان تیره، خب می‌تواند معنای روشنی‌بخشی بدهد، به همین دلیل، ان جانسوزی داغ که سراینده در ابتدا می‌گوید، عملا تصویرسازی نمی‌شود.

در غم آلاله خونین
شهر رخت تیره می‌پوشید
چشم ها آشفته و گریان
قلب ها در غصه می‌جوشید

• آلاله‌ی خونین، یک استعاره‌ی کلی است که خب خیلی شاعران برای خیلی از عزیزان از دست رفته، استفاده کرده‌اند. ما اگر اسنجا باز استفاده‌اش می‌کنیم، باید آن‌را به یک جزئیت مجهز کنیم، تا استفاده‌ی ما ویژه باشد.
• 《 تیره》 واژه‌ای‌ست که یک‌بار در بند قبل بوده و حالا در این بند هم وجود دارد، که می‌تواند نشان‌دهنده‌ی ماندن در همان کلیت باشد.
• فعل مصرع سوم، به اشتباه با فعل مصرع چهارم یکی درنظر گرفته شده و حذف شده است، در حالی که فعل مصرع چهارم《 می‌جوشید》 است و فعل مصرع سوم باید 《 بود/ بودند》 باشد.
• آشفتگی و گریانی چشم‌ها با هم تتابع اضافات محسوب می‌شوند. این نکته مد نظر خانم رحمانی باشد که برای به دام این تتابع اضافات نیفتادن، سعی کند در جملاتشان از برشمردن تا حدودی جلوگیری کند؛ مثل همین آشفته و گریان. این یک قانون کلی نیست، ولی برای کسانی که در آغاز راه هستند، تمرینی‌ست برای ورزیدگی ذهنی که یاد بگیریم در این دام‌ها گرفتار نشویم.
• مصرع چهارم را دقت ‌کنید. اگر اینجا سراینده به اصل جمله‌ی معروف《 مثل سیر و سرکه می‌جوشیدیم》نزدیک‌تر می‌‌شد، تاثیرگذاری بیشتری داشت تا اینکه بگوییم قلب‌ها در غصه می‌جوشید.

در جوار تربت ارباب
بار دیگر روضه برپا شد
مثل اکبر در مسیر عشق
قاسم ما اربااربا شد

• در این بند درجه‌ی موفقیت سراینده نسبت به بندهای قبل بیشتر است. چرا؟ چون جزییات بیشتری داریم. سراینده هم مکان وثوع حادثه را گفته که عراق است، و هم از نام سردار سلیمانی به نام مبارک حضرت قاسم گریز زده که روضه‌ی اربااربا برای حضرتش معروف است. دقیقا به‌خاطر توجه به جزییات ماوقع، آرایه‌های ادبی هم سر جای خود قرار گرفته‌اند و یک قدم رو به جلو برداشته شده است.

آه ای سردار بی‌باکم
ای شهید زنده‌ی دوران
ای علمدار حرم برخیز
جای تو خالیست در میدان

• بی‌باکی سردار، یک خصوصیت و یک ویژگی است برای ایشان. الزاما ذکر کردن هر ویژگی‌ای باعث شعریت نمی‌شود، جز اینکه در ارتباط با سایر اجزای آن بند و شعر، فضای شاعرانه‌ای ایجاد کند. مثلا در بیت قبل، شعریت از انجا به‌وجود آمد که از تشابه اسمی سردار و حضرت قاسم، برای بیان یک مفهوم، استفاده شد. بی‌باکی در این بند، با هیچ‌کدام از اجزای بند ارتباط برقرار نمی‌کند، به همین خاطر، به جای شعر، شعار می‌شود.
• در واقع فقط بی‌باکی نیست که جدا افتاده است. در این بند شهید زنده‌ی دوران، تک افتاده است، علمدار حرم هم تک افتاده است، و بالاخره جای خالی در میدان. ملتفتم که هر سطر به تنهایی، برازنده‌ی سردار شهید است، اما این چهار سطر جایشان کنار هم نیست‌. هر کدام از این سطرها می‌توانند با توضیحات و جزییات بیشتری، بسط داده شوند.

این دل پر زخم ما حالا
سخت دلتنگ نگاه توست
گرچه می‌دانستم از آغاز
این شهادت ختم راه توست

• دلتنگی برای نگاه کسی هم مشمول هم کلیت می‌شود. یعنی فکر کنید این جمله را شاید روزی هزار بار هر فردی به معشوقش و به خدا و به هرکسی بگوید. این‌همه تاکید می‌کنم، می‌خواهم ملکه‌ی ذهن دوستان شود که وقت سرایش، از آن بپرهیزند.
• 《 این》 در 《 این شهادت》اضافی است و انگار برای پر کردن وزن آمده است. یعنی بدون از 《 این》، جمله‌ی ما کامل‌تر و زیباتر است.

از «شهید» قبل نام تو
ترس دشمن بیشتر باشد
بین سربازان تو بی‌شک
رادمردانی دگر باشد

• این بند خیلی محتوای زیبایی دارد و هم شامل جزییات است و هم حرفی‌ست غیر تکراری. فقط آن‌چه که در ذهن سراینده بوده، با تسلط روی کاغذ پیاده نشده است. مثلا فعل باشد، همیشه معنای وجود دارد را به زیبایی نشان نمی‌دهد. در مصرع آخر این فعل به‌خوبی ننشسته است، چون هستن و وجود داشتن در زمان حال را به خوبی نشان نمی‌دهد.

بعد از آن نیمه شب دی‌ماه
گرچه هر فصلی زمستان است،
شاخه‌های خشک ما هر روز
چشم در راه بهاران است

• زمستان بودن فصل‌های دیگر بعد از اندوه یک عزیز و چشم به راه بهار بودن، یک سخن مکرر در شعرهای شاعران مختلف است.

در مجموع نسبت به اثر قبلی خانم رحمانی، قدم‌هایی رو به جلو دیدم و این نشان‌دهنده‌ی تلاش و مهارت بیشتر ایشان است که باز هم باید بیشتر شود.
برایشان آرزوی موفقیت و رستگاری دارم.

منتقد : رحمت‌اله رسولی‌مقدم

متولد ۵ خرداد ۶۹ یاسوج؛ شاعر و ویراستار؛ تحصیلات کارشناسی ارشد ارزیابی و آمایش سرزمین



دیدگاه ها - ۲
رحمت‌اله رسولی‌مقدم » سه شنبه 18 مرداد 1401
منتقد شعر
سلام موفق باشید
نرگس رحمانی » سه شنبه 28 تیر 1401
سپاس فراوان از نظرات و نقد ارزنده شما. سلامت و پیروز باشید.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.