نتوانستن‌ها و آموزه‌های سلبی




عنوان مجموعه اشعار : غزليات
شاعر : سید مهدی منتظری


عنوان شعر اول : مرگ قو
"شنيدم كه چون قوى زيبا بميرد
رود گوشه اى دور و تنها بميرد"

بماند كه آن روز پايان بگيرد
كه در بستر راز شبها بميرد

نگاهش چو برگيرد از هر چه بيند
بخوابد كه در شهر رؤيا بميرد

ز اندوه امروز خود را رهاند
به لبخند در ذوق فردا بميرد

سر از پاى نشناسد از شوقْ آنجا
كه در شور مردن سراپا بميرد

يكى موج آيد كه او را ببلعد
تو گويى به فرمان دريا بميرد

چو آن قوست فرزند دلبند دريا
سرانجام، با عشق، آنجا بميرد

نگه كن در آغوش پرمهر مادر
كه آن قوى زيبا چه زيبا بميرد















عنوان شعر دوم : -
-

عنوان شعر سوم : -
-
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
قبل از هر چیز باید به بیت اول این غزل اشاره کنم که با ترکیب دو مصراع از دو بیت متفاوت (اول و دوم) غزل مشهور و درخشان دکتر مهدی حمیدی شیرازی فراهم آمده است اما دو مصراع، در یک گیومه قرار گرفته‌اند. بدون تردید با توجه به تغییری که در غزل اصلی ایجاد شده است، سراینده مجاز نیست که دو مصراع را به شکل یک بیت در یک گیومه قرار دهد و اگر چنین تصوری هم داشته که با این ترکیب، می‌شود به خوانش جدیدی رسید، باید مصراع‌ها را جداجدا در دو گیومه قرار می‌داد تا این تصور پیش نیاید که این بیت در اصل غزل هم، به همین شکل بوده است؛ البته بسیاری از علاقه‌مندان ادبیات معاصر، غزل «مرگ قو»ی دکتر حمیدی را از بر دارند یا حداقل اینکه ابیاتی از آن در ذهنشان ته‌نشین شده است ولی ممکن است در مورد کسانی هم، چنین نباشد.
اما بعد... فکر می‌کنم اینکه چنین غزلی برای چنین تمرینی انتخاب شده است، اشاره‌ای سمبلیک ـ اگرچه ناخواسته ـ هم در خود داشته باشد؛ اشاره به تلاش برای نوکردن ساختار سخن بدون شناخت، دریافت یا مهارت کافی در ماهیت شعر!
غزل «مرگ قو»ی دکتر حمیدی، به‌حق به عنوان یکی از نوآیین‌ترین غزل‌های راهگشا در ادبیات معاصر شناخته می‌شود؛ چون در دوره‌ای که هنوز بسیارانی از غزلسرایان و صاحب‌نظران شعر فارسی بر طبل استقلال ابیات می‌کوبیده‌اند و مخاطب نیز غزل را به شکل «از هر دری سخنی» خوش می‌داشته، با یک ذهنیت تازه‌جوی منسجم سروده شده و به یکی از بهترین نمونه‌های غزل معاصر تبدیل شده است؛ ذهنیتی که به وحدت ساختاری و فرمی هر واحد شعری باور دارد و علاوه بر خرده‌روایت‌هایی که در تصاویر ابیات شکل می‌گیرند، در کلان‌روایت غزل نیز بهره‌های کامل‌تری از شعر را جست‌وجو می‌کند؛ پس اینکه ما به هر دلیلی و بنا به هر تصوری، چنان نگاه و مطالبه‌ای را به همان انتظار حداقلی همیشگی از غزل قدمایی تبدیل کنیم، چیزی جز تقلیل و نقض غرض نیست؛ مگر اینکه فقط محض تمرین چنین کرده باشیم که با چنان ذهنیتی هم این غزل، نمی‌تواند انتخاب خوبی باشد؛ زیرا به قدری بر ذهن هر مخاطب آشنایی، سیطره روایی و تاریخ‌ادبیاتی دارد که جز در روایتی فراگیرتر، مجالی برای خودآگاه و ناخودآگاه سراینده بعدی باقی نمی‌گذارد. به عنوان مثال همین تصرفی که در همنشینی دو مصراع از دو بیت متفاوت غزل دکتر حمیدی انجام شده، قبل از هر چیز، مخاطب را متوجه این نکته مهم می‌کند که در مطلع نسخه اصلی، قافیه‌ها چقدر هوشمندانه انتخاب شده‌اند. اگرچه ردیف غزل «بمیرد» است اما قوافی «زیبا» و «فریبا» چیزی جز شکوه تصویر نمی‌کنند؛ حتی اگر شکوه مرگ باشد؛ در حالی که در شکل تحریف شده فعلی، قافیه «تنها» در مصراع دوم مطلع، همه‌ی آن شکوه را فرومی‌ریزد و ویران می‌کند.
پس یادمان باشد که اگر قصد تلمیح و تضمین و استقبال و... از آثار برجسته داشتیم، قبل از هر چیز سعی کنیم به ظرایف مهم نهفته در روح اثر هم توجه داشته باشیم؛ وگرنه بیش و پیش از هر چه، ناتوانی ما در کنار توانایی‌های بزرگان، نمودار خواهد شد که اگرچه بدیهی‌ست ولی دلیلی برای اثبات و اظهار اکید آن در قالب سرایش، وجود ندارد!
یکی از نکات آموزنده دیگری که در غزل دکتر حمیدی شیرازی قابل استفاده است و در این غزل، خلاف آن دیده می‌شود این است که منطق روایت در طول غزل، منقطع و مخدوش نمی‌شود. راز این روایت استادانه، در شکل‌دادن خرده‌روایت‌ها نهفته است؛ خرده‌روایت‌هایی که همدیگر را کامل می‌کنند اما الزاما روی یک خط مستقیم و در پی هم قرار ندارند بلکه حول محور ردیف، روایت را به تکامل می‌رسانند.
وقتی در بیت دوم سروده پیش رو گفته شده «آن روز» بدون اینکه چنین اشاره‌ای، مرجعی داشته باشد، اساس روایت، زیر و زبر می‌شود. یا در بیت سوم «را»ی محذوف (نگاهش را) لطمه‌ای بزرگ به سلامت زبان وارد کرده که طبیعت روایت را هم دچار آسیب می‌کند و این لکنت‌های زبانی و مضمونی و روایی در ادامه هم هر لحظه مانند دست‌اندازهای پیاپی، مسیر روایت را ناهموار می‌کنند.
نکته‌ی مهم اصلی اینکه این الگو و چنین تمرینی برای این سراینده، مناسب نبوده است؛ با این حال، در نتوانستن‌ها هم آموزه‌هایی سلبی نهفته است که به حکم تجربه، می‌توانیم از آنها بهره ببریم.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۱
سید مهدی منتظری » 8 روز پیش
سلام و عرض سپاس بيكران

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.