موسیقی، فقط بخشی از شعر است




عنوان مجموعه اشعار : اشعار
شاعر : زهرا علیزاده


عنوان شعر اول : تنهایی
کسی باور ندارد غربت یک رود تنها را
که با حسرت تماشا میکند از دووور دریا را

تمام شهر میدانند پابند کسی هستم
که مجنون خودش کرد عاقبت بیچاره لیلا را

به جان خسته ام سوگند میمانم در این بازی
اگر حتی ببازم پیش رویت کل دنیا را

گلایه نیست باور کن،به پای درد دل بگذار
نشد پنهان کنم در سینه این اندوه پیدا را

بیا حال دلم را جور دیگر خوب کن یعنی:
بببخش عمری دوباره بعد سختی ها زلیخا را

عنوان شعر دوم : آزردگی
از پیش تو آزرده برگشتم تو را غم نیست
انقدر بی مهری که با من کرده ای کم نیست
بر روی پیشانی من مهری ز بدنامیست
عیسی به آغوش کسی آمد که مریم نیست
کوهیم در آغوش سرد آسمان اما
آنکس که بر او تکیه میدادیم،محکم نیست
ای دوست !درد دل مرا تسکین نخواهد داد
بر زخمهای کهنه ی دل،حرف مرهم نیست
جز ماه این راز مگو را کس نمیداند
این شام آخر هیچکس در سوگ مرگم نیست

عنوان شعر سوم : نفس سرد
من تازه به حرف آمده ام؛درد زیاد است
با لطف زمستان،نفس سرد زیاد است

من تکیه به دیوار زدم،گریه که کردم
بر گریه ی من شانه ی یک مرد زیاد است

ما طاقت دوری ز رخ ماه نداریم!
هرقدر از این درد کم آورد؛زیاد است

یک پیرهن از دوست فقط آمده اما
حتی برسد گرد،رهاورد زیاد است

کنج دل تنگم چقدر یاس بریزی؟
در باغچه ام برگ گل زرد زیاد است

جان را سپر عشق تو کردیم،دریغا
در لشکر عشق تو بلاگرد زیاد است
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
اگر بنا را بر اولین غزل (تنهایی) بگذاریم و آن را جدیدترین تجربه‌ی سراینده (حداقل بین این سه تجربه) در نظر بگیریم، با توجه به سن و سابقه‌ی او، می‌شود گفت که زهرا عليزاده می‌تواند در آینده‌ای نه‌چندان دور، يكي از شاعران جوان خوب كشور باشد؛ به اين شرط كه همه‌ي بايدها و نبايدها را در نظر بگیرد؛ خوب بخواند و خوب بخواند و خوب بخواند و بعد بنويسد و بنويسد و بنويسد تا وقتي كه بتواند خوب خوب بنويسد. همين‌جا هم وظيفه دارم يادآور شوم كه هميشه حتی استعدادهاي شگفتي بوده‌اند كه خوب آغاز كرده‌اند اما به دلايلي نه‌ الزاما جدي، در ادامه‌ی راه، گم شده‌اند و از نفس افتاده‌اند؛ پس صرف استعداد و قریحه، ملاك نيست؛ باز هم تاكيد مي‌كنم كه مطالعه و تمرين در كنار صبوري براي شنيدن نظرات اهل نظر (نه هر كسي كه نظري صادر مي‌كند) بسيار مهم است.
با توجه به اينكه مدت زيادي نيست كه مي‌نويسيد (چنان كه در شناسنامه ذكر شده، كمتر از دو سال) بيش از آنكه به نقد جزئيات بپردازم،‌ به چند نكته‌ي مهم كه در آثارتان ديده مي‌شود و دانستن آنها براي سرايندگان تازه‌كار مهم است، اشاره خواهم كرد؛ امیدوارم این نکات را به ناخودآگاه‌تان بیفزایید تا در آثار بعدی‌تان، نتایج مفید داشته باشند.
قبل از هر چيز، مي‌خواهم به مهم‌ترين نكته‌اي كه يك شاعر بايد متوجه آن باشد اشاره كنم؛ نكته‌اي كه خصوصا در دوره‌اي كه شما در آن قرار داريد، بسيار مهم است. چه دوره‌اي؟ دوره‌اي كه فرد، از پس مقدمات برآمده و ديگر با موسيقي بیرونی و کناری (وزن و قافیه)، مشكل عمده دائمی ندارد. آن نکته چیست؟ یک نکته‌ی خیلی ساده و خیلی سخت؛ شعر، بسیار فراتر از موسیقی‌ست و موسیقی در بهترین حالت (اگر بایسته و متناسب به کار گرفته شده باشد)، تنها بخشی از آن است؛ پس برای اینکه دچار سوء‌تفاهم نشوید، بعد از سرودن هر اثر، یک بار فارغ از موسیقی وزن و قافیه، آن را مرور کنید و ببینید نشانه‌هایی از آفرینش در آن هست یا نه.
بیت اول غزل تنهایی، خوب است ولی از این به بعد تلاش کنید که به جای بیان صریح حس‌هایی چون «غربت» و «حسرت»، آنها را در بستر عاطفی و تصویری متن، نشان دهید تا مخاطب هم بتواند در خوانش متن، شریک شود و تلقیاتش را به متن، بیفزاید.
نکته‌ی دیگر این است که گروهی از صاحب‌نظران معتقدند که چون مخرج ادای «ع» و همزه تفاوت دارد، در ترتیبات عروضی، با وجود شباهت، نمی‌توان «ع» را هم مثل همزه، در حرف پیش از آن ادغام کرد و با این حساب، «عاقبت» نمی‌تواند پس از «کرد» بیاید چون با هجای «د» تداخل پیدا می‌کند.
در بیت چهارم هم هجای «یه» (گلایه) هجای کوتاه است (ه غیرملفوظ) اما در جای هجای بلند نشسته است؛ پس با نوعی کاستی وزنی مواجهیم.
در «ببخش عمری» هم همان نکته‌ای که درباره تفاوت «ع» و همزه گفته شد، دیده می‌شود.
در این غزل از «را» در ردیف، خیلی خوب و درست استفاده شده است اما ردیف‌های غزل‌های بعدی، تا این حد، از راحتی و درستی، بهره ندارند؛ ضمنا در غزل‌های بعدی، ارتباط افقی موجود بین مصراع‌ها، به اندازه غزل اول، محکم و برقرار نیست.
سعی کنید واژگان را در سروده‌هایتان هم به همان ترتیبی که در کاربردهای روزانه از آنها استفاده می‌شود، به کار ببرید تا بوی تصنع و تحمیل و... ندهند. مثلا ما هیچ‌وقت نمی‌گوییم «آن‌ کس که بر او تکیه می‌دادیم» بلکه می‌گوییم «آن کسی که به او تکیه می‌کردیم»؛ ما «تکیه‌دادن بر» را بیشتر برای اجسام به کار می‌بریم! به این ظرایف توجه کنید تا سروده‌تان باورپذیرتر باشد. «ی» در «پیشانی من» نیز باید مشدد خوانده شود تا وزن، درست از کار دربیاید؛ سعی کنید از این تصرف‌ها در طبیعت زبان هم پرهیز کنید.
در مصراع دوم بیت دوم سومین غزل، «بر» به جای «برای» آمده و زبان را دچار لکنت و ناشیوایی کرده است.
در بیت سوم، مصراع دوم، نارساست؛ چون پرداخت مضمون به‌خوبی صورت نگرفته است.
در مصراع «کنج دل تنگم...» هم به جای فعل مضارع استمراری (می‌ریزی) از وجه التزامی (بریزی) استفاده کرده‌اید که شیوا نیست.
در نوبت‌های بعدی به نکات مهم دیگری اشاره خواهم کرد.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۲
بهمن ترکمانی » پنجشنبه 21 دی 1396
سلام خدمت استاد اراضی شاگرد مکتب منزوی بزرگ جای همچین سایتی تو دل ادبیات خیلی خالی بود نقدهاتون و میخونم و لذت مببرم یکی از با سواد های عرصه ادبیات هستید بی شک.از منتقدین جوان هم استفاده کنید لطفا.سه غزل بالایی رو خوندم در قافیه بیت آخر غزل دوم (آزردگی) مرگم رو به اشتباه با غم و کم و مرحم قافیه گرفتند خانم شاعر به وزن مسلط هستند ولی به اختیارات خیر برای کارهای اول خوبه ممنون
ابراهیم اسماعیلی اراضی » شنبه 23 دی 1396
منتقد شعر
سلام آقای ترکمانی عزیز. از محبت شما سپاسگزارم. تعاریف شما بسیار بیشتر از حد و قدر منِ شاگرد است. کمترین، درباره دعوت از منتقدان، اختیاری ندارم؛ منتقدان پایگاه توسط یک شورای کارشناسی، بر اساس سوابقشان دعوت می‌شوند. درباره قافیه «مرگم» هم باید بگویم که «غلط» نیست؛ اگرچه گروهی از منتقدان متقدم، آن را «معیوب» می‌دانند.با توجه به مجال اندک و تازه‌کاربودن بسیاری از دوستان، ترجیحا نکات موجود در آثار، به تناسب اهمیت و تناوب، ذکر خواهد شد. از شما به خاطر حوصله‌مندی و همراهی‌تان سپاسگزارم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.