سرشار از خيال و واژه




عنوان مجموعه اشعار : این شعر هنوز به چاپ نرسیده
شاعر : رحمت اله رسولی مقدم


عنوان شعر اول : پنهان نکن دیوانه شاعر سنج هایت را..
زیبای من! دست هنرمند زمان,روزی
بر لوح سنگی می تراشد رنج هایت را

صدسال ازین حسرت جلوتر برد من را عشق
در موزه پاریس دیدم گنج هایت را

تجویز می کردند مثل نوش دارویی
عطارها افشانه نارنج هایت را

بیمارهای صرع از ابریشم موهات
دیوانه ها انگشت تا آرنج هایت را..

دوشیزه ها میخواستند از مردم قصه
اسب سفید صفحه شطرنج هایت را

دریای من!با صخره های سخت مرجانی
دیگر ندزد از چشم من اسفنج هایت را

بی شک خدا از آبهای دور در یک شب
تا ساحل من می کشاند لنج هایت را

از ترمه موهات صدها شعر خواهم خواند
پنهان نکن,دیوانه! شاعر سنج هایت را!!..
#رحمت الله رسولی مقدم

عنوان شعر دوم : ..
..

عنوان شعر سوم : ..
..
نقد این شعر از : انسیه موسویان
شعر زيباي آقاي رحمت الله رسولي مقدم و قافيه هاي زيبا، كم كاربرد و متفاوتي كه براي اين شعر انتخاب كرده اند، نشانگر ذوق و استعداد شاعري ايشان است. اما سوالي كه همان ابتدا براي خواننده ي شعر مطرح مي شود، اين است كه چرا قطعه؟! اين شعر در قالب قطعه سروده شده است و چنان كه مي دانيم قطعه در تاريخ ادبيات، بيشتر مناسب موضوعات از پيش انديشيده، پند و حكمت و حكايت و ... بوده است. مي توان گفت قالب قطعه در شعر امروز تقريباً به فراموشي سپرده شده و امروز به ندرت شاعران به سراغ اين قالب مي روند. شايد علت اين امر را با نگاهي به قالب غزل بتوان يافت؛ غزل نيز شبيه قطعه است با اين تفاوت كه مصراع اول بيت اول نيز با تمام مصراع هاي دوم بيت هاي ديگر، همقافيه است. پس تفاوت ظاهري اين دو قالب، زياد نيست اما عملاً غزل قالب بسيار پركاربردتري در ادبيات فارسي بوده و تا روزگار ما نيز اقبال شاعران به قالب غزل ادامه داشته است. بي شك قافيه دار بودن بيت اول غزل كه آن را به لحاظ ريتم و موسيقي، غنا و قوت مي بخشد، يكي از رازهاي اين محبوبيت و اقبال است.
در شعر آقاي رسولي مقدم وقتي مخاطب بيت نخست را مي خواند، ابتدا گمان مي كند با چهارپاره روبه روست، اما در ادامه متوجه مي شود شاعر، قطعه سروده است؛ آن هم با قافيه هايي زيبا و به يادماندني. اي كاش مصراع اول اين شعر هم مقفي بود تا به جاي قطعه، با يك غزل زيباي امروزي مواجه بوديم.
و اما قافيه هاي اين شعر كه عبارتند از:
رنج، گنج، نارنج، آرنج، شطرنج، اسفنج، لنج و سنج
همان گونه كه مي دانيم يكي از قواعد قافيه اين است كه حركت حرف ماقبل حرف «روي» نيز بايد در تمام كلمات يكسان و مشترك باشد. الزام در رعايت اين قاعده به اين دليل است كه يكي از كاركردها و نقش هاي مهم قافيه، ايجاد ريتم و موسيقي است و به همين دليل است كه دكتر شفيعي كدكني، قافيه و رديف را «موسيقي كناري» ناميده است. در قافيه هاي شعر مورد بحث، در برخي موارد اين قاعده رعايت نشده و به عنوان مثال كلمات: «لنج، آرنج، نارنج» حركت حرف قبل از «روي» كسره است و در كلمات: « اسفنج، گنج، شطرنج، سنج» حركت اين حرف، فتح است. اين ناهمگوني، بي شك به موسيقي و آهنگ شعر لطمه مي زند و از غنا و قوت آن مي كاهد.
گذشته از اين موارد بايد گفت، شاعر اين شعر، ذهني سرشار از واژه و خيال دارد و تصاوير كليشه اي و تكرار مكررات در اين شعر كمتر به چشم مي خورد. تعبير زيبا و امروزي «افشانه ي نارنج» يكي از اين موارد زيبا و به يادماندني است. البته به شخصه، تركيب «شاعر سنج هايت » را در مصراع پاياني شعر نپسنديدم.
براي قلم اين شاعر خوش ذوق و گرانقدر، آرزوي شكوفايي و سرسبزي بيشتر دارم.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۱
رحمت اله رسولی مقدم » 8 روز پیش
سرکار خانم موسویان سپاسگزارم ک زحمت نقد رو کشیدین،من در کلاس شما خواهم آموخت و سعی می کنم کارهای بعدی عاری ازین عیب های آشکار باشن، شما وقت گذاشتین و من جز تشکر دورادور کاری ازم برنمیاد

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.