دو تا از سه تا




عنوان مجموعه اشعار : نقطه
شاعر : حمیدرضا رنجبرزاده


عنوان شعر اول : -
از چهره‌ی کودکان عطش را خواندی
رفتی به میان رود، تنها ماندی

از چشمه‌ی لب‌های خودت حضرت ماه
یک جرعه فراتِ تشنه برگرداندی

عنوان شعر دوم : -
لبخند تو یک ظاهرِ ژرف است؟ قبول
در قصه‌ی ما نوبتِ عطف است؟ قبول

گفتی که «بمان»؛ ولی ز لحنت پیداست
آن نقطه برای روی حرف است، قبول...

عنوان شعر سوم : -
بیداری‌مان تشنه‌ی قدری خواب است
هر نقشه‌ی ما نقش به روی آب است

یک عمر دویده‌ایم؛ اما به کجا؟!
موجیم، فقط مقصدمان مرداب است!
نقد این شعر از : آرش شفاعی
از اینکه رباعی های خوبی از شما بعد از مدتها خواندن رباعی های نه چندان خوب، خواندم؛ خوشحالم و به شما تبریک می گویم. البته این را بگویم که این خوشحالی تنها شامل رباعی های اول و سوم می شود و به نظرم رباعی دوم برخلاف، دو رباعی دیگر شعر خوبی از آب درنیامده است.
دلیل اینکه رباعی اول رباعی خوبی نشده است، اول از همه به سختی انتخاب قافیه و ردیف برمی گردد. در این رباعی بخصوص بیت اول، تقریباً بیکار است و نقش چندان روشنی ندارد. مفهوم آن هم مبهم است. اینکه لبخند، ظاهر ژرف است یعنی چه؟ باز اینکه لبخند در قصه، یک نوبت عطف است، هم روشن نیست. چرا نقطه عطف نه و نوبت عطف؟

لبخند تو یک ظاهرِ ژرف است؟ قبول
در قصه‌ی ما نوبتِ عطف است؟ قبول
ضمن اینکه بیت بعدی هم بیت درخشانی نیست. آن نقطه برای روی حرف است، یعنی چه؟
گفتی که «بمان»؛ ولی ز لحنت پیداست
آن نقطه برای روی حرف است، قبول...
این ابهامات و دست اندازهای زبانی باعث شده است رباعی دوم به اندازه دیگر رباعی ها خوب و خواندنی نباشد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
حمیدرضا رنجبرزاده » 11 روز پیش
سلام و درود. خیلی ممنونم بابت وقت و حوصله‌ای که مبذول کردید بابت نقد. حقیقت درباره رباعی دوم، با اینکه با نکات‌تون کاملاً موافقم، میشه راجع به مصرع‌های سوم و چهارم اینطور گفت که تو داری میگی «بمان»، ولی از لحنت پیداست که اون نقطه‌ی برای روی حرف هست و در اصل داری میگی «نمان» و برو. از اینکه با نگاه خطاپوش‌تون به رباعی‌های دیگر هم لطف داشتید خیلی سپاسگزارم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.