سوگ سروده ها و لوازم آن




عنوان مجموعه اشعار : ن
شاعر : فاطمه دستجردی


عنوان شعر اول : یاد پدر
پدرم بارفتنت خیلی چیزاعوض شده
جا محبت تو دلا عداوت و غرض شده
•°•°•°•°•°•°•
همه افسرده شدیم دلا پر از درد شده
خونه ی قشنگمون ببین چه بی مرد شده
•°•°•°•°•°•°•
باباجون تو رفتی و بردی دل و دماغ ما
روزا میرن و میان کسی نیاد سراغ ما
•°•°•°•°•°•°•
آب چشمه کم شده نمیرسه به باغمون
خشکیده دارو درختا تازه گشته داغمون
•°•°•°•°•°•°•
کوچه های دِهمون بی روح و بی نفس شده
دیوارای کاگِلی سفالی چون قفس شده
•°•°•°•°•°•°•
پلاسای رنگیمون یه گوشه ای خاک می خورن
با نگاهشون به ما دارن میگن چاک میخورن
•°•°•°•°•°•°•
خونه های سادمون فرش و پراز قالی شده
ولی حیف ک از وجود آدماش خالی شده
•°•°•°•°•°•°•
جَوونای دهمون حالا باهم نمیجوشن
دیگه کفش و چارق باباشون و نمیپوشن
•°•°•°•°•°•°•
رفت و آمدا حالا چنگی به دل نمیزنه
چشم و هم چشمی عجب رنگی به آدم میزنه
•°•°•°•°•°•°•
دل یک رنگی نداریم رنگ و وار رنگی شدیم
کو دلای مهربون یه ادم سنگی شدیم
•°•°•°•°•°•°•
فال دوره نداریم موبایلامون علم شده
تلگرام تا اومده دیدنی هامون کم شده
•°•°•°•°•°•°•
چشمامون به جز به لاین با کسی کاری نداره
سری ک با چت باشه حال و هوایی نداره
•°•°•°•°•°•°•
به هوای پاک ده کم کسی که سر بزنه
کلبه ی ساده ی ما را کسی نیس در بزنه
•°•°•°•°•°•°•
فاطیما هرجا باشه سرمیزنه به وطنش
قول شاعری ک گفت بوی علف میده تنش


نقد این شعر از : جواد نوری
غالبا برای سوگ‌سروده هایی که حاوی نوعی درددل کردن و مویه کردن در فراق عزیزی از دست رفته است یا دلسروده ی شاعری در فراق یکی از اعضای خانواده یا اقربا و دوستان و نزدیکان است نمی توان شداد و غلاظی به خرج داد و موضع نقد و انتقاد گرفت. بهر حال عاطفه شاعر در یک موضع غم انگیز و تاسف برانگیزی به واکنش وادار شده و مافی الضمیر خود را به صمیمیت و سادگی دست کم برای تخلیه روحی و روانی خودش بر صفحه آورده است، سروده شما جزو همین دسته قرار می گیرد. سروده ای به زبان محاوره ای در مقام از دست دادن یکی از اعضا خانواده که پدر است و اندوه و غم‌های رایج بعد از جدایی از آن عضو خانواده. گاه حتی همین سروده های خیلی خیلی ساده و بدون هیچ آرایش و تکلف شعری در همان مجالس و محافل که اعضا خانواده بخاطر فراق آن سفرکرده دور هم اند موجد تاسف و اندوه های عمیق نیز می شود و تاثر آنان را نیز بر می انگیزد. دلیل اصلی این اتفاق در واقع ذکر مسائلی ست که تداعی گر خاطرات فردی و جمعی و تلخ و شیرین ان جمع است.
اما زمانی که این سروده بخواهد پای از آن حریم محدود بیرون بگذارد و قابلیت تعمیم به همه را داشته باشد تمهیداتی می باید که شاعر می بایست بدانها توجه داشته باشد.
بسیار اتفاق افتاده در تاریخ ادبیات ما که شاعری در غم از دست دادن عزیزی اعم از اعضای خانواده و دوستان و آشنایان چنان سروده های تاثر برانگیزی سروده که آن شعر هیچگاه رنگ کهنگی نمی گیرد و تکراری نمی شود.‌ مثل سروده های خاقانی برای فرزندش. با مطلع( صبحگاهی سر خوناب جگر بگشایید) یا شعر حافظ که نقل است برای سوگ فرزند خویش سروده.
( در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز
چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود)
یا شعر نظامی در فراق معشوق و همسرش و....
راز ماندگاری آن اشعار قبل از هرچیز در بیان هنری ست. عظمت و سحرانگیزی و شکوه سخنی که با تصاویر هنری و عاطفی پیوند می خورد و در قالب شعر متبلور می شود و ذات و روان آدمی (حداقل در گستره ی زبان فارسی) را مسخر می کند. آن شعر محدود به جزییات. نیست منحصر در ذکر خاطرات فردی و خانوادگی و حسرت بر نبودن آنها نیست بلکه با مسایلی کلان تر و عمیق تر در ارتباط است.
وسعت اطلاعات و مطالعات هر شاعری خود بخود در تکوین شعر سرایی او تأثیر مطلق دارد. یعنی اگر شما با چند تا ازین سوگ سروده ها آشنایی داشتید حتما دارم اندکی سخت گیر تر به سرودن شعر می پرداختید. بهر روی سروده ی محاوره ای شما قبل از آنکه به عناصر دیگری آن پرداخته شود در اصل موضوع دچار تزلزل است. و شعر شما توانایی تسخیر خوانندگان دیگر را ندارد. روال ساده ایست از ذکر واندوه فراق و نقبی انتقادی به مسایل سنتی و تغییر رفتارها و فرهنگ های سنتی، اما همچنانکه عرض کردم برای جمع های خصوصی و خانوادگی می تواند تداعی گر لحظاتی باشد که عواطف جمع را درگیر کند.‌
فعلا سفارشی جز کوشش در گسترش دامنه مطالعاتتان ندارم و امیدوارم در آینده شعرهای بهتری از شما بخوانیم. با آرزوی موفقیت و سلامتی شما

منتقد : جواد نوری

جواد نوری. متولد 1356 شهرستان بهار. متاهل. دارای دوفرزند. کارشناس ارشد ادبیات کارشناس واحد شعر و ادبیات حوزه هنری همدان به مدت ده سال. رئیس انجمن ادبی بهار به مدت هفت سال. رییس انجمن حافظ شناسی مدت دوسال. عضو هیئت مدیره خانه شعروادب استان همدان. سردبیر ...



دیدگاه ها - ۲
جواد نوری » 10 روز پیش
منتقد شعر
با کمال میل. انشاالله در مورد آن شعرهایتان بصورت مبسوط گفتگو خواهیم کرد به امید خدا
فاطمه دستجردی » 11 روز پیش
سلام استاد گرامی ممنون از اینکه وقت گذاشتید از راهنمایی خوبتون سپاسگزارم راستش استاد گرامی اگر چه سروده ام سوگ تلقی میشود ولی خیلی سعی کرده بودم از مشکلاتی که مردم روستایم و کسانی که طرفدار سنتها و اون سادگی در روستا هستن و بهش اشاره کنم و مشکلاتی که هست و همه باهاش دارن دست وپنجه نرم میکنن انشاالله اگه عمری بود تلاش بهتر واین که بنده خیلی دوست دارم بالهجه و از خاطرات روستا بگویم و چنتایی شعر گفتم ودر پایگاه منتظر نقد است میخواستم شماهم نگاه کنید اگه واقعا میتوانم موفق باشم ادامه دهم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.