انباری از اشتباهاتِ قابل حل ...



عنوان مجموعه اشعار : باران برگ
عنوان شعر اول : گل دل واپس
نفس باغ برید
تن این باغ شکست
در کفن پیچیده اند
دسته دسته لاله های ارزو
من دلم می ایستد
تاب تاب ساعتم می میرد
گویی جان می کند این جا کسی
این سپاه نیمه جان جان میدهد

بارش باران برگ است ای دریغ
هیچ کس از حال ما آگاه نیست
روز مرگ آرزو هاست ای رفیق

در کلام این سپید شاید کسی
آگاه گردد روزهای واپسین
که در این باغ گل دلواپسی می میرد

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : صابر ساده
امروز با نقد و بررسی یک متن ارسالی از جانب دوست نادیده و شاعر تازه قلم، سعید رستمی عزیز درخدمتم و در ادامه سعی می‌کنم نکاتی را بیان کنم که برای ارتقای سطح شعری ایشان مفید باشد.
در اولین خوانش، اولین نکته‌ای که به ذهن بنده می‌رسد این است که رستمی عزیز، هیچ شناختی از شعر روز ایران ندارد.این‌که فردی شناختی از شعر نداشته باشد به خودی خود ایراد ندارد اما اگر همین فرد بخواهد شعر بگوید و اگر آن وقت نداند شعر چیست و اصلا شعر خوب چیست باید به او گفت که دوست عزیز شما در حال طی کردن غلط مسیر هستید.
ما همه روز اول به مدرسه رفتیم و یاد گرفتیم حروف الفبا را و بعد کم کم کلمه را آموختیم و سپس جمله را و کم‌کم آداب نوشتن را.شعر هم همین است.چطور ممکن است این مراحل را طی نکرد و شعر نوشت؟البته این ایراد فقط به ریتمی عزیز برنمی‌گردد بلکه ما چون فکر می‌کنیم فارسی حرف می.زنیم پس زبان فارسی را بلدیم.از طرفی فکر می‌کنم چون آبادی شعر حفظ هستیم پس شعر را می‌دانیم و گمان می‌کنیم چون می‌توانیم کلمات را بنویسیم پس شعر گفته‌ایم.اول باید این تفکر که در ناخودآگاه همه ما هست را بریزیم دور و به امر سرایش شعر کاملا نگاهی تخصصی داشته باشیم.البته که رستمی می‌خواهد بیاموزد به همین دلیل است که نوشته خود را با هر کیفیتی در پایگاه محترم نقد شعر ارائه کرده است.در ادامه نیز چند نکته ابتدایی را می‌گویم و قدم قدم در متن‌های بعدی او، کمک می‌کنم تا رشد کنند.
نکته اول این‌که رستمی عزیز باید بداند این‌که نوشته شعر نیست.حال چرا؟چند ادله در ادامه بیان می‌کنم.
نکته دو این‌که رستمی شناختی از زبان ندارد و متنش چندین زبان دارد و این چندین زبانه بودن همه از پریشانی زبانی اوست.علت پریشانی زبانی هم در این است که اولین چیزی که به ذهن رستمی رسیده در متن آمده بدون هیچ ادیت و تراش و چکش خوردنی.
برای مثال به سراغ خود متن می‌روم:

نفس باغ برید
تن این باغ شکست
*
در کفن پیچیده اند
دسته دسته لاله های ارز
*
من دلم می ایستد
تاب تاب ساعتم می میرد
*
گویی جان می کند این جا کسی
*
این سپاه نیمه جان جان میدهد
*
بارش باران برگ است ای دریغ
*
هیچ کس از حال ما آگاه نیست
روز مرگ آرزو هاست ای رفیق
در کلام این سپید شاید کسی
*
آگاه گردد روزهای واپسین
*
که در این باغ گل دلواپسی می میرد

هرجا که در متن * گذاشتم زبان دچار پرش شده است.این پریشانی به شدت توی ذوق می‌خورد و مخاطب نمی‌داند، شاعر با چه زبانی با او سخن می‌گوید.این اتفاق خودش می‌تواند سبب مرگ متن شود.
راه جبران این اتفاق این است که اولا به قول نیما یوشیج بزرگ، فرزند زمانه‌ی خود باشیم.دوما معیارها و مترهای زبانی هر دوره را بشناسیم.از زمان رودکی - پدر شعر فارسی- تا به امروز، اتفاقات و بلاهای مختلفی بر سر زبان حادث شده است که باید این روند را بدانیم.از خراسانی تا عراقی از عراقی تا هندی از هندی تا مشروطه و از مشروطه تا معاصر.بماند که هر کدام در خود و دوره‌ی خود چقدر تحولات و بالا و پایین داشته است.بعد که این‌ها را بشناسیم تازه می‌توانیم از منظر زبانی شعر خود را تمیز کنیم.برای این بخش کتاب سبک شناسی شعر از دکتر سیروس شمیسا را توصیه می‌کنم.
نکته دیگر در همین راستا، آموختن دستور زبان است.زمانی که من دستور زبان را ندانم، قطعا به ارزش کلمات به درستی پی نخواهم برد و همین باعث می‌شود نتوانم کلمات را درست ادا کنم.در این شاعر هرجا دلش خواسته رای مفعولی را حذف کرده.بی دلیل ارکان را به هم ریخته و این اصلا خوب نیست و کار را اخته می‌کند.

آگاه گردد روزهای واپسین

مثلا همین سطر.کژتابی دارد.آگاه گردد از روزهای واپسین یا روزهای واپسین باید خود به خود آگاه شوند یا روزهای واپسین از چیزی باید آگاه شوند و ... و این یعنی کژتابی و علتش خمین رعایت نکردن دستور زبان است که در طول کار چندتا وجود دارد.

نکته دیگر بحث گنگ بودن متن است یا به عبارتی دور بودن کاغذ از ذهن.چیزی که نوشته شده با چیزی که در ذهن شاعر است فرق دارد.اصولا در ذهن ما همه چیز درست نوشته می‌شود اما ایراد این‌جاست که ما نمی‌توانیم مفاهیم و کلمات را درست انتخاب و استخدام کنیم تا بتوانیم آن.چه در ذهن است را بیان کنیم.به همین راحتی دچار مشکل می‌شویم.اتفاقی که در این‌جا رخ داده است.

نکته آخری که بیشتر توصیه است این است که رستمی باید تا می‌تواند مطالعه کند و دایره واژگانی خود را تقویت کند.باید شعر خوب بخواند.امیدوارم به زودی آثار بهتر و بیشتری از او بخوانم و لذت ببرم و انشاالله او به زودی به شعر نیز خواهد رسید.
بهترین‌ها را برایش آرزو می‌کنم.
و من الله توفیق

منتقد : صابر ساده

صابر ساده متولد 30/7/1366 صادره از تهران شاعر – نویسنده – منتقد ادبی سوابق تحصیلی : - کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی - کارشناسی زبان و ادبیات فارسی - کاردانی مدیریت بازرگانی سوابق تدریس : - مدرس ادبیات در دانشگاه آزاد اسلامی به صورت حق ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.