قابلیت قالب




عنوان مجموعه اشعار : مرغ دل
شاعر : علی صحرایی


عنوان شعر اول : مرغ دل
{مرغِ دل}

بشسته‌ام بر بامِ او؛ خواهم شوم تا رامِ او
من خسته از پیمودنم؛ باید رسم در دام او

مرغِ دلم سویش روان؛ رویِ نکویش هم نهان
صوتِ خوشش در هر زمان؛ بهرِ همه باشد اَمان

با پیچِ هر موی صنم؛ عهدم به خود می‌شکنم
بی بهره‌ از زلفِ صنم؛ اصلاً ندارنم چه کنم

هرکس کند به او نگاه؛‌ سیه شبش شود پِگاه
عمرم به کل رود تباه؛ چون دیدنش بُوَد گناه

خواهی شوی از غم رها؛ یابی تو هم کامی روا
پس گوش کن درسی ز ما؛ پندی که باشد ره‌گشا

عاشق شدی چون بر کسی؛ خواهی به دلدارت رسی
تَکرار کن اوّل بسی: ”بر لوحِ دل جز او کسی”

عنوان شعر دوم : تک بیت ها

دلارام

دلارامی، دلارامی، دلارام
که یابد دل ز آرامت، همآرام

مهرسا

مهرسا چون نام توست، مهرِساقیم ببخش
تابناکم باش و نورِ عیشِ باقیم ببخش

گشتِ ارشاد

من سرشته از خاک، او سرشته از باد
ترس ما دو از چیست، غیرِ گشتِ ارشاد

عنوان شعر سوم : …

نقد این شعر از : جواد چراغی
با سلام


مساله قالب در شعر کلاسیک از جنبه‌های گوناگونی قابل توجه است.علاوه بر جنبه موسیقیایی آن و نظم‌دهی به شکل بیرونی شعر از جهت ایجاد فرم نیز نقش بسزایی در شعر کلاسیک دارد. هر قالب و جزئی‌تر هر وزن عروضی ظرفیتی دارد و همراه خود دایره واژگانی و دایره معنایی خاصی ایجاد میکند.و همین مساله فضاسازی را در شعر موجب میشود و نیز در ادامه درونمایه شعر را مشخص میکند بطور مثال در قالب مثنوی، و وزن حماسی که شاهنامه فردوسی در آن سروده شده است شاید نتواند وارد گفتمانی عرفانی و عاشقانه شد. زیرا ظرفیت‌های وزن این اجازه را نمیدهد. پس انتخاب نوع قالب و نوع وزن همسو با درونمایه بسیار مهم است.

پس از این مساله که انتخاب قالب، مناسب با درونمایه است بایست الزامات قالب را نیز رعایت نمود از جمله سلامت وزن عروضی و قافیه.
در شعر کلاسیک نکات مطرح شده به نوعی آزمون ورودی محسوب میشود. و بعد ازین مراحل است که شاعر انرژی‌اش را صرفا دیگر عناصر شعری هنچون تخیل و اندیشه و عاطفه میکند.

حال اگر بخواهیم آثار ارائه شده را بررسی کنیم ابتدا باید به نوع قالب آن توجه داشته باشیم سپس به سلامت الزامات قالب و سپس به همسویی قالب با محتوای اثر.
اثر نخست که در ظاهر با توجه به تعاریف قالب و جایگاه قافیه میتواند یک مثنوی محسوب شود اما یکی از ویژگی‌های معمول مثنوی این است که معمولا اوزان کوتاه را بر آن انتخاب میکنند. و همچنین هر بیت آن معمولا از چهار نیم‌مصرع تشکیل نمیشود
ازین رو اولین نکته قابل توجه همین است

و نیز میتوان با تغییر شکل سطربندی‌ها یا مصرع‌بندی ها آن را به عنوان یک چهارپاره درنظر گرفت. که هر بیت تبدیل به یک بند میشود که هر بند قافیه مجزایی دارد
اینگونه:

بنشسته‌ام بر بام او
خواهم شوم تا رام او
من خسته از پیمودنم
بلید رسم در دام او

و...

پس مساله اول این اثر مشخص نبودن قالب آن است

مساله دوم وزن عروضی آن است. با توجه به مصرع‌های ابتدایی که داری وزن سالمی میباشد وزن این اثر از ارکان (مستفعلن مستفعلن//مستفعلن مستفعلن) تشکیل شده است

اما در بیت سوم نیم مصرع (عهدم به خود میشکنم) وزن از بین میرود
و نیز در بیتهای دیگر :
(اصلا ندارنم چه کنم)
(سیه شبش شود پگاه)
(عمرم به کل رود تباه)
(چون دیدنش بود گناه)

و مصرعهای دیگر، که دچار شکست وزنی شده‌اند

میتوان حدس زد مولف وزن را بصورت سماعی و ذهنی بلد است ولی نسبت به تکنیکهای آن آشنایی ندارد که با مطالعه در زمینه وزن عروض و تلاش مداوم در کوتاه مدت میتواند به وزن تسلط پیدا کند.

نکته دیگر درباره تغییر سبک مطالعات است. از متن آثار ارایه شده میتوان گفت زبان مولف تحت تاثیر اشعار کلاسیک کهن همچون مولوی قرار دارد و بایست برای مدتی با تغییر مطالعات خویش و جهت دادن به آن بتواند به زبان امروزی‌تر نزدیک شود. توصیه و پیشنهادی که میتوانم داشته باشم در مرحله اول مطالعه آثار شاعران کلاسیک نویس معاصر همچون محمدعلی بهمنی. حسین منزوی. قیصرامین پور. میباشد که میتواند ایشان را با زبان نو تر آشنا کند.

اما اثر دوم که شامل سه تک‌بیت میباشد.
گفتنی ست تک‌بیت یا مفردات بعنوان یک قالب محسوب نمیشود و بیشتر شاعران جهت جواب دادن و مناظره و مسایلی ازین دست از آن استفاده میکرده‌اند. و در دوران معاصر نیز تک بیتها در واقع بیتهای شاخصی هستند که از بدنه یک غزل یا هر قالب دیگری انتخاب شده و استفاده میشود
پس تک بیت قابلیت ارائه به عنوان قالب شعری را ندارد.
کوتاه‌ترین قالب شعر فارسی رباعی و دوبیتی است.

حالا جدای ازین مساله بخواهیم راجع به متن تک بیت‌های ارائه شده نیز صحبت کنیم باید گفت:

تک‌بیت اول میتوانست یه دوبیتی باشد و انگار یک بیت جدا شده از دوبیتی است.
در مصرع اول تکرار (دلارام) هم در نقش صف میباشد هم در نقش اسم و میتوان آن را در نقش اسم در نظر گرفت و در مصرع دوم بجای کلمه( ز آرامت) گفت (ز نام تو )
نکته دیگر درباره قافیه (همآرام) میباشد که ارتباط موسیقیایی و معنایی مستحکمی ایجاد نمیکند زیرا معنای این کلمه آنچنان مشخص نیست.

تک‌بیت دوم:
مولف بصورت ضمنی با اشاره به اسم خاص (مهرسا) و ارتباط لفظی آن با مهر و ساقی (سا+قی) موسیقی ایجاد کرده است. و همین مساله حسن قابل توجهی است. و نشان از توجه شاعر به زبان و موسیقی است دو عنصر مهم شعر که باعث تمایز زبان شعر از زبان عادی میشود.و هم اینکه مهرسا میتواند اسم شخص خاصی باشد که در نقش معشوق است و همین معشوق میتواند محرک اصلی شاعرانگی‌های یک نفر در ابتدای شاعری باشد. تجربه‌هایی ازین دست همیشه زیبا و غیرقابل تکرار میباشد که شاید بتوان گفت بیشتر کسانی که شعر مینویسند به نوعی آن را تجربه کرده‌اند.


تک بیت سوم
مولف با استفاده طنزگونه از سوژه گشت ارشاد که یک مساله اجتماعی است به اثر خود سمت و سو داده اما باید گفت ورود سوژه‌های ازین دست به شعر باید کارکرد ضمنی و کنایی دیگری نیز داشته باشند تا شعر را از سطحی بودن درآورده و به آن عمق ببخشند.
هرچند مولف در مصرع نخست یک تصویر مفهومی ارایه داده و در پس این تصویر تصاویر دیگری نیز نفهته است که تبدیل به نماد شده است
آمیزش خاک و باد موجب توفان و گردوباد میشود و این را میتوان به مفهوم آزادی تعبیر کرد و با ورود سوژه گشت ارشاد توانسته از عهده معنا پردازی در بیت برآید که ازین جهت قابل قبول و تشویق میباشد.

سخن آخر اینکه شاعر در ابتدای مسیر شاعری قرار دارد و دارای یک استعداد پویا و قابل قبول که آنچه زین پس باید به آن توجه کند اندوختن تجربه‌هاست در راستای هرچه بهتر شدن. ذات شعر هم همین است. و البته خود شعر مسیرش را انتخاب میکند و شاعر را با خود به دنبال میکشد.
من آینده‌ی روشنی را برای صاحب این آثار پیشبینی میکنم و منتظر شنیدن آثار بیشتری از ایشان هستم

شاعر بمانید

منتقد : جواد چراغی

جواد چراغی_متولد ۱۳۶۸/۷/۷_زنجان_غزل سرا_ _دبیر و موسس نخستین کانون شعر و ادب دانشگاه پیام نور استان زنجان۱۳۹۰ _رئیس انجمن ادبی اشراق زنجان _دبیر کارگاه های نقد شعر هفتگی انجمن ادبی اشراق از سال ۱۳۹۵ _دبیر علمی جشنواره شعر مادر بهار ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.