مولفه های خلق شعر را بیاموزیم




عنوان مجموعه اشعار : توبیخم نکن
شاعر : زهرا ایمانجانی


عنوان شعر اول : توبیخم نکن
توبیخم نکن عزیزم
اگر از تو نوشتم
توبیخم نکن
اگر هنوز هم از تو مینویسم
اگر قلبم به بهانۀ بودنت میتپد
توبیخم نکن
اگر اندكی گلایه چاشنی نوشته هایم گردیده است
دوری ات مرا بهانه گیر ساخته است
توبیخم نکن
اگر از دوست داشتن سرودم
از عهد و پیمان

از آنچه لیاقت عشقمان بود و تقدیر گشته است
توبیخم نکن
اگر نگاهت مرا مست نموده است و اثرش با هیچ قهوهای از بین نرفته
توبیخم نکن
كه بیش از این توبیخت مرا سزاوار نیست
زهرا ایمانجانی

عنوان شعر دوم : نقاب
نقاب
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
نوشتن مثل هر کالای دیگری الزاماً به همان اندازه که برای خالقش تعلق خاطر ایجاد می‌کند برای مخاطب الزامی به پذیرش و استقبال را ایجاد نمی‌کند. بنابراین باید برای جلب نظر و اقبال‌آفرینی برای دست کار خویش هم علوم و فنون مربوطه را بیاموزیم و هم به تجربه، ابتکار و ابداعی به قدر بضاعت خود ایجاد کنیم. «زهرا ایمانجانی» را اگر بخواهم به واسطه‌ی همین تک متن قضاوت کنم؛ عواید چندانی نصیب او نخواهد شد و بنابراین تلاش می‌کنم که ضمن تاکید بر حفظ نشاط نوشتاری و ذوق شعری‌اش، گفتگوهای انتقادی را جدی بگیرد و برای بهبود نوشتن و هدایت ذهنی، بی هیچ عجله‌ای، مطالعه کند و با تدارک دوچندان و شناخت شعر، شکل و ابزارهای آفرینشی شعر به نوشتن همت کند.
تمایز، میان آن چه نثر خوانده می‌شود و آن چه شعر؛ به امکاناتی باز می‌گردد که یا مستقیماً در حوزه‌ی زبان اثر دخالت داده می‌شوند و یا در ورود مولفه‌هایی هم چون وزن و موسیقی به متن که در هر دو صورت می‌توان به حداقل‌هایی که مرزی میان شعر و نثر باشد وقوف پیدا کرد. دوست شاعرم را به دو نمونه‌ی شعر و نثر توجه می‌دهم و از او می‌خواهم دلایل تمایز آن دو را بیابد و تحلیل کند:
- ماه بالای سر آبادی است.... (سهراب سپهری)
تنها نکته‌ی متمایز این سطر می‌تواند موزون افتادن آن باشد و گرنه حتی یک نقطه هم با آن چه نثر نامیده می‌شود تفاوتی ندارد.
- چه کسی می‌خواهد من و تو ما نشویم/ من اگر برخیزم/ تو اگر برخیزی/ همه بر می‌خیزند (حمید مصدق)
در این شعر هم با دخالت دادن عنصر موسیقی (وزن) در متن، آن تمایز اتفاق افتاده است و مخاطب با لذت و با استقبال این سطرها را می‌خواند و از بر می‌سازد.
- مرا تو بی‌سببی نیستی/ به راستی/ صلت کدام قصیده‌ای/ ای غزل (احمد شاملو)
اگر در دو نمونه‌ی پیش از این وزن عامل تمایز محسوب می‌شد در این نمونه که وزن از متن حذف شده است شاعر کوشیده است که با تولید موسیقی بر پایه‌ی همنشینی واژه‌ها و جابجایی وضعیت قراردادی ارکان جمله، به آن چه تمایز متن نامیده می‌شود دست پیدا کند و در واقع هارمونی به وجود آمده باعث ماندگاری و اقبال این اثر شده است.
آن چه که در متن «زهرا ایمانجانی» دیده می‌شود چندان تمایزی در آن قابل مطالعه نیست و شاعر کوشیده است که صرفاً التهاب درونی و هیجان عاطفی خود را ابراز کند و به جاذبه‌های ادبی و همراهی مخاطب چندان نیندیشیده است. قطعاً آن چه که توان نهفته‌ی ادبی او می‌تواند باشد با مطالعه و با دقیق شدن در آثار برتر شعر دیروز و امروز شکوفا خواهد شد و مولّد آثاری خواهد شد که فرسنگ‌ها با امروز شاعر فاصله خواهند داشت. در دیدار در پیش رد پای مطالعه و ممارست او در نوشتن را کشف خواهم کرد.

منتقد : ارمغان بهداروند

دکتری زبان و ادبیات فارسی شاعر و روزنامه‌نگار است.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.