تمناهاي روشن



عنوان مجموعه اشعار : گلستان
عنوان شعر اول : به وقت پریشانی
مدینه به وقت پریشانی است
ببین حال کوچه چه بحرانی است

عزیز دل مصطفی زیر تیغ
پر از زخم خار مغیلانی است

چهل مرد جنگی حسن یک نفر
سپاه علی مرد بارانی است

گلستان میان در و آتش است
عجب فاطمه مرد میدانی است

ستون دو عالم که خم می‌شود
بهار دلش هم زمستانی است

به آغوش گرم پدر می‌رود
و جنت برایش چراغانی است

دل حیدر امشب چه طوفانی است
برای مزاری که پنهانی است

عنوان شعر دوم : ----
-----

عنوان شعر سوم : ----
-----؛
نقد این شعر از : سيد وحيد سمناني
در ايستگاه نخست كلام لازم است درود بفرستم به شاعري كه مي‌كوشد باورهاي اعتقادي‌اش را در قالب كلمات ماندگار كند؛ اين بخش مهمي از ادبيات ماست كه سال‌هاي سال (شما بخوانيد قرن‌ها) در بايد‌ها و نبايد‌هاي مكرري به تيغ سانسور شاعر يا جبر روزگار تعديل يا تضعيف شده است. به اعتقاد صاحب اين قلم آن‌چه امروز در اين حال و هوا به دست ما رسيده است اگرچه از نظر كميت و كيفيت قابل توجه است اما بي‌ترديد راوي همة اعتقادات مذهبي شعراي فارسي زبان نيست؛ چه بسا شعراي فراواني به دليل تمايل دربار به فلان مسلك و مذهب (هر مذهبي غير از تشيع!) كمتر و كمتر مجال بروز داشته‌اند و حتي اگر هم مجالي دست داده باشد كدام دستگاه نشر و پراكندگي اميد ماندگاري اثر را افزايش داده‌اند؟ كه اگر مي‌بود امروزه مي‌بايست به جاي اندك ابيات كسايي مروزي، ابيات مفصل‌تري در دست مي‌بود. شرح اين بگذار تا وقت دگر...
اما آن‌چه خوانندة امروز را از مرور اين دست اشعار سر ذوق مي‌آورد صرفاً قوت ادبي آنها نيست،‌ اين كه شاعر جوان رها و بي‌تعلق نسبت به بايد‌ها و نبايدهاي ادبي در رواياتي سير مي‌كند كه وجه مشتركي با داشته‌هاي او و مخاطبان دارد برگ برنده‌اي است كه اگر با دقت نظر،‌ مطالعة بيشتر و نوجويي ادبي‌ همراه شود مي‌تواند شاعر را علاوه بر اجر معنوي از بهره‌هاي مادي اثر نيز بي‌نصيب نگذارد.
حالا كه سخن به اينجا رسيد ذكر اين نكته را خالي از فايده نمي‌دانم كه شاعر بايد بداند در مواجهه با شعرهاي آييني، مخاطب و منقدان نگاه‌ها و برداشت‌هاي گوناگوني و گاه متعارض با يكديگر دارند.
برخي بي‌هيچ معيار و سنجشي ابياتي را كه در منقبت بزرگان دين سروده شده باشد بر چشم مي‌گذارند و از آنجا كه ملاك قوت اثر در نظرشان موضوع است و بس نقدش را جايز نمي‌دانند؛ از طرف ديگر هستند منتقداني كه در جبهة مقابل به محض مواجهه با چنين ابياتي آن را از قوة شعريت تهي مي‌انگارند! در حد فاصل اين دو نگاه افراطي و تفريطي مي‌توان به نگاه‌هاي معتدل‌تري رهنمون شد. در هر صورت اگر ايشان كوچك‌ترين اعتقادي به عالم بالا داشته باشند نمي‌توانند اجر معنوي اين آثار را -حتي اگر سرشار از نقص‌هاي فاحش ادبي باشند- منكر شوند. پس در همين آغاز مي‌گويم كه معتقدم شاعر اگر از صميم جان از كلمات ابزاري ساخته باشد براي عرض ارادت به معصومين مزدش را گرفته است، صاحب شعر كسي ديگر است و اوست كه مي‌تواند شعر را بپذيرد يا نه... اما از طرف ديگر از آنجا كه مخاطب و منقد زميني در سنجش قوت كلام ناگزير از بررسي هنجار‌ها و فرم‌شناسي رايج در نقد است،‌ در سنجش فراز و فرودهاي كلام چاره‌اي ندارد جز بهره‌مندي از همين ابزارها. پس با ذكر اين حقيقت كه در بسياري از نقد‌ها ناگفته مي‌ماند دل به نقد غزلي مي‌سپارم كه شاعر جوان، سركار خانم سياه‌تيري برايمان فرستاده‌اند.
1- جنس كلام نشان مي‌دهد كه شاعر هنوز در ابتداي راه است. پس ايرادي نيست اگر در بهره‌مندي از زبان گاه دچار سختي بشود. چيزي بينديشد اما ناگزير چيز ديگري بنويسيد. در بررسي معايب شعر جوان، محدوديت واژگاني امري شايع است كه شاعر با مطالعة جهت‌دار و دقيق مي‌تواند آن را مرتفع سازد. در بيت دوم و سوم اين نقص بيش از هر چيز ديگري به چشم مي‌آيد. هيچ ارتباط معنوي و لفظي‌اي بين كلمات اين دو بيت برقرار نيست و مخاطب ناگزير است بي‌هيچ قرينه و كشف ادبي‌اي تنها با تكيه به اطلاعات ذهني‌اش بين كلمات براي رسيدن به معنا پل بزند و شكي نيست كه اين وجه از معناپذيري هيچ‌گاه وجه هنري و ماندگاري نخواهند يافت. توصيه مي‌كنم كه در آغاز راه، شاعر با محوريت قرار دادن دو كلمه در هر بيت، كلمات را با توجه به جغرافياي معنايي و لفظي اين كلمات محوري گزينش كند. صد البته در ادامة راه شاعري،‌ شاعر نمي‌تواند به چينش موزائيكي كلمات دل خوش كند. اما در تمرين‌هاي آغازين اين امر مي‌تواند راه‌گشا باشد.
2- همانطور كه در آغاز اين وجيزه گفته‌ام، بهره‌مندي از روايات مشترك بين شاعر و مخاطب مي‌تواند برگ برنده‌‌اي باشد براي شاعر؛ چرا كه شاعر با بهره‌مندي از تلميحات روشن، مي‌تواند اقتصاد كلام را در زماني كه هنوز تسلط كافي بر زبان ندارد رعايت كند. با اين همه شاعر بايد بداند كلام، وقتي شعر مي‌شود كه بايسته‌هاي ادبي متن به شايسته‌هاي بياني آن گره بخورد. با اين توصيف در يك نگاه تعالي‌خواهانه، شعر مذهبي تنها وقتي پسنديده‌ خواهد بود كه خواننده‌هاي غير مسلمان يا بيگانه با روايات اسلامي هم از آن حظ ببرند. از همين روست كه خوانندة بيگانه با روايات مكرر و معروف عالم تشيع، از مرور بيت‌هاي سوم و چهارم به سرمنزل معنا نمي‌رسد.
3- شايد خيال مهمترين عنصر شعر باشد. در جايي كه صحبت از مقدسات است شاعر تا چه اندازه اجازه دارد كبوتر خيالش را در آسمان ارادت به ائمه به پرواز درآورد؟ اصلاً جنس اين خيال بايد چگونه باشد كه ضمن ايجاد شگفتي و اعجاب ادب شاعر را از خط قرمزها نگذراند؟ جواب اين دو سوال هرچه باشد مجال بيانش در اين مختصر نيست؛ اما آن‌چه گفتني‌ است اين است كه شاعر در بهره‌مندي از اين عنصر حياتي دست‌بسته بوده و كلامش خالي از جاذبه‌هاي خيالي است.
در انتها پيشنهاد مي‌كنم حالا كه شاعر به استعداد خويش پي برده است با مرور شعرهاي آبرويافتة معاصر راه را براي بهره‌مندي اشعارش از تكنيك‌هاي ادبي هموارتر كند.
بي‌ترديد در پس اين كلمات صميمي، استعدادي نفس مي‌كشد كه مي‌تواند زيبايي‌هاي اعتقاداتش را در شعرهايش ماندگار كند.
توفيق رفيقش باد!

منتقد : سيد وحيد سمناني

متولد نازي آباد تهران و ساكن اسلامشهر. مفتخر به شاگردي زنده‌ياد خليل عمراني. دبير ادبيات و دانش‌آموختة زبان و ادبيات فارسي.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.