صبوری و صبوری ...




عنوان مجموعه اشعار : سیاهی های مطلق
شاعر : سعید زارع


عنوان شعر اول : صورت زیبای تو
صورت زیبای تو همچون غنچه ای ست
سیب سرخی نیست که بتوان از باغ ِ پیرمرد یواشکی دزدید!
دیگر باغ ، باغ ِ سابق نیست
میدانی چرا ؟!
باغ همه خشکیده ، جوان باغبان ترسیده ، پیر گشته!
کارگر باغ ، رگ زده ، باغ ْ مُرده
آسمان در قعر گور ؟!
خدا خمیده در کوچه ها ؟!
با این وضع اسفناک ، هنوز درختان غزل خوان ِ صورت زیبای تو هستند .

شاعر : سعید زارع (شاید)

عنوان شعر دوم : تو آن حس ِ رهایی
من از هجوم نجوای تو نمی‌ترسم
من از سکوت تو میترسم
آری من از سکوت تو میترسم
تو آن مژده ی آزادی ، برای زندانی
تو آن حس ِ رهایی ، برای سرباز اسیری
تو آن نجوای ِ خوش ِ آزادی
برای آزادی خواهان کف ِ خیابانی !

شاعر : سعید زارع (شاید)

عنوان شعر سوم : یک فلسطینم
این جهان بدون آزادی زنده نیست
جهان از فرط خستگی به مانند بیابان
صورت ها خسته ، سیلی خورده ، کمر ها خمیده ، ذهن ها فریب خورده
گویی نازی ها حمله کردند
این جهان مملو از سیاهی ، تاریکی
گویی خورشید نمی تابد!
منم آن کودک گریان
منم آن مادرِ داغ ْ دیده
منم آن کارگر سیلی خورده
منم من تاریکی مطلق
منم ، من شاعری دردمند
منم ، من آن فلسطینی که حدود ۶۰، ۷۰ سال توی جنگه
من ، یک آلمانی ام که از ناز ها سیلی خورده
یک آفریقایی سیاه مثل عمق جنگل
یک یهودی ، زردشتی ، مسیحی ، هندو و آتئیست
که از دید فراماسون باهاشون رفتار میشه مثل یک انگل
منم منم همان شاعر دردمند
منم من یک جهان زخمی از درد!

شاعر : سعید زارع ( شاید )
نقد این شعر از : صابر ساده
امروز با نقد و بررسی سه اثر ارسالی از جانب آقای سعید زارع درخدمتم.
قبل از این‌که بخواهم وارد نقد و بررسی شوم، یک نکته را به این دوست عزیزمان متذکر می‌شوم و آن این است که ایشان از منتقد خواسته است که نقدی کوتاه بنویسم.باشد اگر بخواهم نقدی کوتاه ارائه کنم باید بگویم که این سه متن نسبتی با شعر ندارند و نقد را به پایان برسانم اما رسالت معلم بودنم و رسالت سال‌ها نقد نوشتن به من آموخته که با جوانان کم حوصله صبورانه‌تر رفتار کنم و قدم به قدم ایشان را همراهی کنم تا شاید موفق بشوند.البته همه این‌ها منوط به خود فرد مقابل است.باید به زارع عزیز بگویم که بنده بلد نیستم نقد کوتاه انجام بدهم پس صبوری کن و تا انتها بخوان و بیاموز تا شعرت ارتقا یابد دوست عزیز و جوان و تازه قلم خودم.
و اما نقد:
این سه متن زارع عزیز چندین و چند ایراد دارد که در ادامه سعی می‌کنم به بخشی از ان‌ها اشاره کنم.
اولین و بزرگترین ایراد این است که بی‌شک زارع عزیز شعر خوب امروز ایران و جهان را نمی‌شناسد و این عدم شناخت با مطالعه کردن یا نکردن فرق دارد.وقتی می‌گویم نمی‌شناسد یعنی نسبت به آن آگاهی ندارد.یعنی شعر خوب جهان را درک نکرده و با زیر و بم آن آشنا نیست.یعنی اگر چیزی هم خوانده بیشتر در حد روخوانی ست و نهایت می‌شود یک کپی ضعیف و حتی سخیف از شعر دیگران مانند متن اول که واضح است.به تعبیری دیگر خواندن آثار خوب دنیا یک بحث است و درک کردن و آگاهی یافتن نسبت به آن بحثی دیگر.البته از این سه متن این نکته نیز برداشت می‌شود که زارع عزیز حتی شعرهای خوب را نیز به صورت جدی نخوانده است که اگر چنین بود، بی‌شک اتفاقی حداقل در حیطه استخدام واژه برای او رخ می‌داد اما ما با ضعف شدید دایره واژگانی روبرو هستیم و این یک علت بیشتر ندارد و آن هم نقص در مطالعه.پس تا این‌جا از روی ظواهر امر و نشانه‌ها مشخص است که زارع درکی درست از شعرهای خوب جهان ندارد و در حالت دوم او اصلا شعر خوب نخوانده است.وقتی شاعری مشکل دایره واژگانی داشته باشد، نمی‌تواند در امر انتقال موفق باشد و قطعا وقتی نتواند منتقل کننده خوبی باشد، بلاشک مخاطب نیز از او دوری خواهد گرفت.وسیله این انتقال از جانب شاعر به سمت مخاطب، زبان است.وقتی زبان نتواند کار خود را خوب انجام بدهد و اصطلاحا بلنگد، قطعا جهان متن نابود خواهد شد.بماند که زارع عزیز مولف هم نیست که در ادامه به آن خواهم پرداخت.
شما به کلمات و دایره خانوادگی کلمان در ایم سه متن دقت کنید.به رفتار کلمات دقت کنید.به کنش‌ها و واکنش‌های کلمات که اکثرا اخته هستند دقت کنید.به لحن کلمات و پتانسیل دیده نشده و عقیم مانده کلمات دقت کنید.همه این‌ها یعنی شاعر عزیز و تازه قلم ما، دایره واژگانی درستی ندارد و این یعنی ضعف و این یعنی یک ایراد و اشکال بزرگ.به نوعی متن‌ها دارای لکنت نیز هستند.متنی لکنت می‌گیرد که نتواند مفهوم را به سادگی منتقل کند.شاید بگوییم این سه متن پیچیده نیستند.بلی من نیز با شما هم کلام هستم اما وقتی حرف از گنگی و لکنت می‌زنم به این دلیل است که اصلا آسای و ریشه این سه متن برای خود شاعر نیست و کپی دست هزارم یک متن دیگر است که او به بدترین شکل ممکن در بستر کلام قرار داده است.حال اگر این‌ها مال خود شاعر می‌بود و قرار بود شاعر خودش فکر کند، چه افتضاحی در متن رخ می‌داد... الغرض می‌گویم که متن لکنت هم دارد.
و اما نکته دیگر بحث خود زبان است.زبان در این سه متن بسیار آشفته است.ما با پراکنش زبانی روبرو هستیم و این یعنی شاعر هرجا که خواسته از یک رویکرد و چهره زبان به نفع خود بهره برده است و دلیل این اتفاق باز برمی‌گردد به همان عدم شناخت.وقتی ما زبان را نشناسیم، نمی‌توانیم درست صحبت کنیم.در این سه متن زارع عزیز خواسته که زبان خود را فاخر کند و از فاخر بودن بعد آرکاییک را خواسته نشان بگیرد که قطعا شناختی از زبان فاخر و حالت آرکا ندارد زیرا ما کلمات را در ژست می‌بینیم تا در موقعیت درست.به این دوست عزیزمان توصیه می‌کنم اولا زبان را دریابد و خود را به روز کند و دوما بداند که گل درشت نویسی با آرکا نویسی زمین تا آسمان فرق دارد و نباید این دو را اشتباه گرفت.و اگر تمایل دارد که آرکا بنویسد برود کتاب‌های زبان آرکا را بخواند و قواعد و قوانین را بشناسد.
نکته دیگر این‌که وقتی متنی کپی باشد ما نمی‌توانیم توقعی از خلاقیت داشته باشیم مگر این‌که حافظ گونه عمل کنیم که متن را از دیگری وام و حتی سرقت کرده و از فیلتر شاعری حافظ عبور داده و اصلا اتفاقی جدید را رقم زده است.حال شما ببینید چقدر تفاوت در این میان است و البته این قیاس هم قیاس درستی نبود که زارع عزیز را با حافظ مقایسه کنم اما بلاخره او الگویی خوب در این امر است.عنصرالمعالی در کتاب قابوس‌نامه در باب شعر و شاعری به فرزند خودش گیلان‌شاه توصیه می‌کند که پسرم یا شعر از دیگران سرقت نکن یا این کار را آن‌قدر زیرکانه و درست انجام بده که گویی از ابتدا برای تو بوده است و از گنجینه‌ی خودت خارج شده نه دیگری.قطعا شاعری در پایه و درجه حمید مصدق و شعر معروف سیب او را همه می‌شناسیم و این کد را فقط دادم تا زارع عزیز کل منظور بنده را بفهمد.
به عنوان نکته پایانی عرض کنم که وام گرفتن و حتی تقلید و سرقت در ابتدای کار ایراد خاصی ندارد.به شرطی که از آن به عنوان مشق کردن استفاده شود و از این مرحله باید عبور کرد و به خود و شعر خود رسید.اگر این اتفاق افتاد ما می‌توانیم موفق باشیم وگرنه هیچ که هیچ ...
امیدوارم به زودی از این دوست عزیزمان شعر هم بخوانم و در موردش صحبت‌های جدی انجام دهم.بهترین‌ها را برای او آرزو دارم.
و من الله توفیق

منتقد : صابر ساده

صابر ساده متولد 30/7/1366 صادره از تهران شاعر – نویسنده – منتقد ادبی سوابق تحصیلی : - کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی - کارشناسی زبان و ادبیات فارسی - کاردانی مدیریت بازرگانی سوابق تدریس : - مدرس ادبیات در دانشگاه آزاد اسلامی به صورت حق ...



دیدگاه ها - ۲
صابر ساده » 15 روز پیش
منتقد شعر
ارادت
سعید زارع » 16 روز پیش
سلام استاد ساده ، بنده خیلی خرسندم که با شما آشنا شدم و نقد بسیار آموزنده و قوی شما رو خوندم ، بنده حدود چند ماه هست شعر را آغاز کردم ، سعی میکنم تمام نکته های گفته ش ه شما در اشعار بعدی اجرا کنم ، ممنون از شما

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.