پیوند و نبست عناصر شعر



عنوان مجموعه اشعار : بی کران
عنوان شعر اول : ساحل
ز عرش آمده پیکان به سوی ساحل من
خبر نبود کسی را تمایل گل من

اگر چه هستی شش گوشه نقطه ای شده است
و لیک مرکز دائره به ساحل دل من

افق کجیده و اندر کجاوه اش کاجی
نموده قدعلم و نیست سرو باطل من

فلک سیاه بود روی تخته اش نقطه
ستاره ای که نشد پاک تر ز زائل من

بسوختم ز تماسش به آبگاه هیچ
حباب اول هستی به غیر تاول من

به فوق سرعت نورم بر طواف او
حجم قبول نگشت و خجل ز کاهل من

تمام شد خط هستی به صفحه ی عدمی
چرا که پهنه ی پرگارش نیست شامل من

تو ضلع بی حدی و پاره خط ناقص من
به من نمیشوی ای بی کرانه کامل من
14 دی 1400

عنوان شعر دوم : شربت
شربتی از عدم شنیدم من
چه گوارا درین کویر سرد

رقص جان در سراب نابودی
یا سکوت و فرونشست گرد
دی 1400
نقد این شعر از : حامد حسینخانی
به نام خداوند جان و خرد
با توجه به درخواست شاعر محترم، چند نکته مطرح می شود:
نخست اینکه اگر مایل هستید، غزل و شعرِ کلاسیک بنویسید، حتماً با وزنِ عروضی و ظرفیت های موسیقیایی آشنایی کامل به دست آورید؛ در شعرِ اول، بیت های دوم، ششم، هفتم و در شعرِ دوم، مصراع آخر اشکال وزنی دارند.
برای تسلط بر وزن، پیشنهاد می شود کتاب های عروض و قافیه را مطالعه و کار کنید. اخیراً جناب آقای دکتر اسماعیل امینی کتابی منتشر کرده اند به نام "وزن شعر بیاموزیم". خواندن این کتاب بسیار به شناخته وزن شعر کمک می کند. گاهی برخی از دوستان و استادان نیز کارگاه های وزن و قافیه برگزار می کنند. شرکت در این کارگاه ها نیز مفید است. برای آشنایی بیشتر با ظرفیت ها و ظرافت های موسیقیِ شعرِ پارسی، مطالعهء کتاب "موسیقی شعر"، تالیف جناب استاد دکتر شفیعی کدکنی پیشنهاد می شود.
دوم اینکه شما از پیچیده نوشتن سخن گفته اید که البته مقصودتان چندان برای من روشن نیست؛ اما اگر منظور این است که دوست دارید، زبان شعر شما دیریاب و دیر فهم باشد و یا پیچیدگی های لفظی و معنایی، شگرد شاعری تان باشد، عرض می کنم که در شعر، هرگز با تکلف و دشواری به دنبال اجرای شگردی خاص نباشید. بگذارید شگردهای شعری شما به شکل خودجوش و در مسیر تجربه‌های زبانی و هنری شما شکل بگیرند. با نوشتن و خواندن و تامل کردنِ پیوسته، ذهن و زبان شما ورزیده تر خواهد شد و به خلاقیت بیشتری می رسید. ممکن است ساختار ذهنی شما با شگردهای زبانی و با پیچیدگی های مورد نظر شما، نسبت و پیوندی نداشته باشد. بگذارید زبان شعر شما، خود، مسیر خود را بیابد و چیزی بر آن تحمیل نکنید. برای روشن تر شدن مطلب به این مثال توجه کنید؛ زبان شعر خاقانی بسیار متفاوت با زبان شعر سعدی است؛ اما هر دو در اوج هنرمندی و شکوه و اثرگذاری اند. زبان شعر خاقانی، بازتاب جهانِ ذهن او و زبان شعر سعدی نیز حاصل سلوک فکری، ادبی و هنری اوست. اگر سعدی تلاش می کرد که به زبان پیچیدهء خاقانی نزدیک شود، هرگز زبان خود را نمی یافت و سعدی نمی شد.
بزرگترین کشف شاعر، شناخت جهان ذهنی خویش و آگاهی نسبت به تجربه‌های زیستهء خود و بهره گیری از ذوق و سلیقهء خویشتن است. اگر این قلمرو را خوب کشف کنید، شعر شما مسیر خود را می‌یابد.
نکتهء سوم اینکه توجه داشته باشید، شعر نیز مانند هر پدیدهء خلاق، عناصری دارد و از این میان، چهار عنصر، پایه و جوهرهء شعر را پدید می آورد. زبان، تخیل، عاطفه و موسیقی. همهء شاعرانی که مدتی شعر را تجربه کرده باشند، با این عناصر سر و کار و آشنایی دارند. در این راستا مهم، برقراری پیوند و تعیین نسبت این عناصر با هم است. تفاوت شعر شاعران در همین نسبت ها و چگونگی پیوند هاست؛ اگر مثلاً شعر اخوان با شعر حافظ متفاوت است، دلیل آن به همین نکته بر می گردد؛ یعنی عنصر تخیل و عاطفه و موسیقی که همه در عنصر زبان اجرا می شوند، در شعر هر شاعر، وضعیتی ویژه دارد؛ تعیین کنندهء آن وضعیت و نسبت ها، همان جهان ذهنی شاعر و تجربه‌های زیستهء شاعر است.
چهارم اینکه، چند بار شعر شما را با دقت خواندم، دریافتم این است که اگر شما مطالعهء مداوم، همراه با تأمل و تفکر دربارهء شعریتِ متن داشته باشید، مسیر بسیار خوبی فرا روی شما باز می شود؛ اما نه فقط مطالعهء شعر؛ به نظرم ساختار ذهنی شما به گونه ایست که مطالعهء رمان و ادبیات داستانی به توانش های شعری شما کمک می کند.

منتقد : حامد حسینخانی

حامد حسینخانی متولد 1359 در شهرستان رابر کرمان دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه شهید باهنر کرمان و عضو هیات علمی این دانشگاه از سال 1395 شاعر، مدرس زبان و ادبیات فارسی، منتقد ادبی، پژوهشگر و ترانه سرا



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.