شعر دینی نه روضه است و نه گزارش تاریخی




عنوان مجموعه اشعار : فاطمی(غزل)
شاعر : عباس صاحب الزمان


عنوان شعر اول : فاجعه
شعله وآتش وخون گو که جهنم شده است
کوچه ی هاشمیان مثل محرم شده است

اشک زینب وسط فاجعه طوفان ساز است
مادری پشت درافتاده ،قدش خم شده است

لااقل کاش در خانه دگر میخ نداشت
اینک اوضاع جهان یکسره درهم شده است

بین دیوار و در انگار علی بود نه او
دل بی تاب علی باز پر از غم شده است

بیست سالش نشده مادرمان،بی انصاف
جان به لب ازغم مادر همه عالم شده است

ناله زد:(( فضه خزینی، پسرم را کشتند!))
روضه جان سوز تراز آنچه شنیدم شده است

فتنه قد کرده علم ،غیر دو تن یا که سه تن
همه ی شهر دراین حادثه باهم شده است

عنوان شعر دوم : .
.


عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : حامد حسینخانی
به نام خداوند جان و خرد
از آنجا که دوست شاعر و جوانمان غزلی آیینی (فاطمی) فرستادند، ضروری می دانم مطالبی دربارهء شعر دینی به ویژه مرثیه، عرض کنم.
همه می دانیم که این گونه شعر ها در تاریخ و فرهنگ ما سابقهء بسیار طولانی و بزرگی دارد. شعرهایی که درونمایه، موضوع و محتوای آنها منقبت، محمدت و مرثیت است. اما اگر با رویکردی منتقدانه در میان انبوه مراثی و مناقبی که برای پیشوایان و بزرگان دین سروده شده اند، در تاریخ ادبیات مان به جستجوی آثار درخشان و ماندگار باشیم در می یابیم که شمار این دسته از آثار نسبت به شعر های میان مایه و متوسط بسیار کمتر است. چرایی این ماجرا نیاز به پژوهش و تحلیل فراوان دارد؛ اما با توجه به شعرِ مورد نظر، تمرکز این نوشتار بر آسیب شناسی شعر دینی سال‌های اخیر است؛ به ویژه نکته هایی درباره شعرهای جوان تر هایی بیان می شود که با توجه به باورها و آموزه‌های دینی و هم رواج انواع جشنواره‌ ها و سوگواره ها و کنگره های دینی و مذهبی، بیش از هر زمانی برای سرودن شعر های مذهبی تشویق و ترغیب شده‌اند و می‌شوند.
چند آسیب مهم در این عرصه، شناسایی و آشکار شده است. یکی آنکه برخی از دوستان شاعر، خواسته یا ناخواسته، تحت تاثیر فضای روضه خوانی ها، و ادبیات هیئتی و گزارش‌های احساسی، شعرشان کاملاً رنگ و بو و زبان روضه به خود گرفته است. حال آنکه شعر دینی اگر از کشف های معنایی و هنری و غنای اندیشه و برجسته سازی معارف ناب، آن هم به شکل زیبایی شناسانه و خلاقانه، بی بهره باشد، تبدیل به روضه گونه های منظوم می شود و با دریغ امروزه با بسیاری از این گونه شعر ها مواجه هستیم. اگرچه وجه عاطفی در مرثیه، بسیار مهم و برجسته است، اما برخی از شاعران، مفهوم عنصر عاطفه را با رویکردهای سطحی احساسی اشتباه می گیرند و مانند برخی از مداحانِ مجلس گردان، تمام تلاششان برای گریاندن مخاطب است؛ این رویکرد، دقیقاً سبب کم مایگی و ناماندگاری سروده هایی از این دست می شود. نکتهء دوم اینکه برخی از دوستان شاعر، شعر را با گزارش تاریخی اشتباه گرفته‌اند. شاعر، تاریخ نگار و گزارشگر حوادث نیست؛ اگر چه نسبت شعر و تاریخ از مباحث مهم و متنوع نقد و تحلیل آثار ادبی می تواند باشد؛ اما اگر شاعر سطح شعر خود را به روایت های صرف تاریخی تقلیل دهد نه تاریخ‌نگاری کرده است و نه خلق شعر؛ تنها عباراتی منظوم و معمولی پدید آورده است که نه ارزش تاریخی دارند و نه ارزش هنری و ادبی. بنابراین شاعر در ذکر مصائب بزرگان و مرثیه سرایی ها فقط روایتگر تاریخ نیست؛ بلکه تاریخ را بازآفرینی می کند و با شگردهای هنری خلاق، آن روایت را با شیوه های متنوع بیانی و شکوهمند باز می آفریند.
"روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار/ خورشید سر برهنه برآمد ز کوهسار" همین یک بیت باشکوهِ محتشم و تصویر زنده و حماسی آن، برای اثبات این سخن کافی است.
نکته سوم، اینکه شاعرِ دغدغه مند و ژرف نگر می تواند در مرثیه ها پیوندی بین حال و هوای زمانهء خود با گذشته و تاریخ بر قرار کند و شعرش را با اینکه از جنس مرثیه است به آیینهء روزگارِ خویش بدل کند و به آن وجه معاصریت نیز ببخشد. این رویکرد در شعر بسیاری از شاعران جوانمان کم رنگ است.
تمام موارد ذکر شده، اگرچه آسیب‌شناسی مختصری بر شعر آیینی امروز است، اما به طور ویژه، دربارهء شعرِ این دوست جوانمان، نیز صدق می کند. یک دو نکتهء مصداقی هم عرض کنم؛ در شروع شعر:
"شعله و آتش و خون گو که جهنم شده است/ کوچهء هاشمیان مثل محرم شده است"...
مثلاً تعبیر "جهنم شده است" اینجا به هیچ وجه تناسب و زیبایی ندارد. کوچهء هاشمیان با همهء ستم هایی که بر اهل بیت در آنجا روا داشته اند، در باور ما شیعیان بیشتر یادآور بهشت و ملکوت است. این گونه لغزش ها و کژتابی ها در بیت های دیگر نیز وجود دارد. برخی از ابیات کاملاً روضه اند:
"لااقل کاش در خانه دگر میخ نداشت"!!!...
از دوست عزیز می خواهم که حوزهء شعر آیینی را بسیار جدی بگیرند و تنها با مطالعه و تأمل و تقویت بُعد اندیشگانی و هنری شعر، این مسیر را ادامه دهند.

منتقد : حامد حسینخانی

حامد حسینخانی متولد 1359 در شهرستان رابر کرمان دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه شهید باهنر کرمان و عضو هیات علمی این دانشگاه از سال 1395 شاعر، مدرس زبان و ادبیات فارسی، منتقد ادبی، پژوهشگر و ترانه سرا



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.