آفرین به این خلاقیت




عنوان مجموعه اشعار : ......
شاعر : سیدرسول حسینی


عنوان شعر اول : دلتنگی
احوال دلم دوباره بارانی شد
دلتنگِ همان همان که می دانی شد

بارانِ غمی که از نبودت جاری ست
چون سیل شد و دلیل ویرانی شد

تو دور شدی دور شدی پژمردم
یخ بست نگاهم و زمستانی شد

فریاد بزن سکوت سنگین ات را
آزاد کن آن دلی که زندانی شد

زندان و زمستان و غم و دلتنگی
عمرم به همین خلاصه ها فانی شد


عنوان شعر دوم : مادر
از اول شب تا به سحر می سوزد
همواره به پای خشک و تر می سوزد
می سوزد و من به شعله اش می فوتم
میم و الفی که پشت در می سوزد

عنوان شعر سوم : ...
گذشتن از تو را آموختم من
به دل سوزاندم ات تا سوختم من
کشیدم دست از هر گونه وصلی
ورودی های دل را دوختم من
نقد این شعر از : جواد نوری
یک غزل و یک رباعی و‌یک‌دوبیتی، غزل اول هم با وزن رباعی سروده شده است، این قبل از هرچیز یعنی ذهن شما با وزن رباعی و‌ بعبارتی شعر کوتاه، تعامل و الفت بیشتری دارد، معمولا غزل گفتن در وزنهای کم کاربرد یا کم ارتباط مثل بحر متقارب و وزن رباعی و ... از قدیم نوعی تفنن و قدرت نمایی محسوب می شده و شاعران سعی می داشته اند تا ازین طریق بخشی از توانایی های خود را به نمایش بگذارند، از طرفی دیگر نیز این رفتار نوعی زورآزمایی نیز محسوب می شود، زیرا غالبا غزلهایی که سروده می شود در بحور و اوزان پرکاربرد دیگرست، بااین حساب غزل اول شما در همین حیطه قرار می گیرد و اشکال چندانی هم برآن وارد نیست، ذوق آزمایی خوبی ست و خوب هم از عهده برآمده اید، دوبیت اول این غزل بصورت کامل همان رباعی ست و قابلیت تفکیک و استقلال هم دارد، حالا چه انگیزه ای باعث شده شعر ادامه پیدا کند و ابیات دیگری به آن افزوده شود به نظرم همان اظهار فضل و سعی در به شگفتی واداشتن خواننده است،

دو شعر بعدی اما به ترتیب رباعی و دوبیتی اند، بدون هیچ اضافه و کمی، رباعی شما به مراتب از آن دو شعر قدرتمند تر و متضمن کشف شاعرانه ایست که در آن دو‌نیست، نگاه شاعر به ریخت ظاهری کلمه و شکار آن مضمون نشان از ذوق و استعداد شماست. ویژه و تازه و‌پرطراوت است. تکراری نیست،حاصل ذوق شاعرانه شماست. جای تبریک و احسنت و مرحبا دارد. شعر یعنی همین. نه درافتادن با مضامین و مفاهیم کلان و اظهار فضل های بی مورد. در یک آن متوجه آن ویژگی در کلمه مادر شدن و تقسیم آن به دوبخش و استفاده از بخش دوم برای ایجاد معنی. میم و الفی که پشت در می سوزد‌. میدان تازه ای از معنا گشود است که می تواند در نوع خود ماندگار شود. و به این زودی ها هم کهنه نمی شود. اما آن کلمه ی می فوتم کمی شعر را لوث کرده. هرچند به کارگیری همین مصدر نامتعارف و تاحدودی جعلی نشان از نوعی جسارت و بی باکی ست. ولی به اندازه سایر عناصر موجود در آن شعر شاعرانه نیست، گویی کمی شتابزده و سرسری به کار گرفته شده است. با روال فرهیخته شعر فاصله دارد. می توانید آن را بازنویسی کنید یا به لغت و واژه ای دیگر جایگزین نمایید. این البته در حد یک پیشنهاد است و نه اعمال قدرت و حکم صادر کردن. متوجه خواهید شد که آن معنی متعالی و تصویر درخشان مصرع پایانی با این کلمه نارسا تناسب شاعران ای ندارد.
دوبیتی پایانی نیز در مصرع آخر اتفاق جالب و تقریبا طنزآمیزی رقم زده. اگر این اتفاق نمی بود شعر سطحی و نازلی می شد. می شود گفت با بکارگرفته پشت پا به هرگونه وصل زدن و اصطلاح عامیانه دوختن ورودی های دل ترکیب تازه و شاعرانه ای ست. همین یک حرکت دوبیتی را نجات داده و درخشان اش کرده. می شود در همین دو اتفاق زیاد متمرکز شد و زیاد سخن گفت، ولی شخصا این کار را نمی کنم، شاعر در آوان خلاقیت واقع شده و این سراغازی برای سرودن شعرهای جالب و جذاب دیگری ست. حتم دارم اتفاقات جالبی در شعرهایتان قرار است بیفتد. منتظر می مانیم
با احترام جواد نوری

منتقد : جواد نوری

جواد نوری. متولد 1356 شهرستان بهار. متاهل. دارای دوفرزند. کارشناس ارشد ادبیات کارشناس واحد شعر و ادبیات حوزه هنری همدان به مدت ده سال. رئیس انجمن ادبی بهار به مدت هفت سال. رییس انجمن حافظ شناسی مدت دوسال. عضو هیئت مدیره خانه شعروادب استان همدان. سردبیر ...



دیدگاه ها - ۱
سیدرسول حسینی » دوشنبه 13 دی 1400
درود و سپاس از توجه شما استاد ارجمند

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.