تلفنیزاسیون




عنوان مجموعه اشعار : _
شاعر : زیبا زیلایی


عنوان شعر اول : تماس
از سینه باجه بیرون افتاد
.
.
تلفن
بعد
بوق... بوقِ باقی مانده از تو
در گوشم
سالهای دوری‌ات را شمرد
بعد
آنقدر ایستادم پشت خطوط تا سرانجام
خیابان
از من عبور کرد.

من و تو
دو سیم موازی بودیم
و کلمات
جایی میانمان
به زمین می افتادند.


عنوان شعر دوم : _
_

عنوان شعر سوم : _
_
نقد این شعر از : علی رضا فرهومند
سرکار خانم زیبا زیلایی، سلام.
اثر ارسالی شما ذیل عنوان "تماس" پیش رویم است. بر خلاف بسیاری از آثار پیشین تان که زبان آوری و خیال پردازی خوبی داشتند ولی از ترکیب این دو شعر شکل نمی گرفت؛ در این اثر نه زیاد به زبان آوری تمایلی نشان داده شده و نه خیال پردازانه است. نه شکل اثر و نه متن ربطی به اجرای موضوع آن دارد. تقریبن می شود گفت پیش نرفته اید که هیچ، از الگو های خوب قبلی هم عقبگرد کرده اید. اثر ( شن است دیگر) خود را بار دیگر مرور کنید و با ( تماس ) مقایسه کنید.
جناب شکارسری در یکی از نقدها با توجه به تصویری که ارایه کرده بودید یاد بیتی از جناب منزوی افتادند. اتفاقی که برای من هم افتاد اول اثر شما را مرور کنیم:
از سینه باجه بیرون افتاد
.
.
تلفن
بعد
بوق... بوقِ باقی مانده از تو
در گوشم
سالهای دوری‌ات را شمرد
بعد
آنقدر ایستادم پشت خطوط تا سرانجام
خیابان
از من عبور کرد.

من و تو
دو سیم موازی بودیم
و کلمات
جایی میانمان
به زمین می افتادند.
جناب منزوی نیز سال ها پیش چنین سروده اند :
من و تو آن دو خطیم آری، موازیان به ناچاری
که هر دو باورمان ز آغاز به یکدگر نرسیدن بود.
محدودیت های غزل را هم با آزادی های سپید سرایان اضافه کنید بیشتر موضوع روشن خواهد شد. اثر شما تلفنیزاسیون مضمون منزوی است و البته اجرایش هم خوب نیست.
شیوه‌ی دیالوگ نویسی را که در آثارتان متواتر می شود جست و البته دایره‌ی واژگانی کم هم از نکاتی است که باید توجه ویژه ای معطوف شان شود تاموجبات تکرار و پس زدن مخاطب را فراهم نیاورند. دیالوگ، ساده ترین روش و مستعمل ترین روش برای ایجاد تقابل و موازی سازی برای پیشبرد تم اثر است. حتمن در ادامه باید سراغ تجربیات دیگری نیز بروید همان طور که طبیعت هم می تواند پر رنگ تر از قبل در کارهای تان باشد آن چنان که از شاعران جنوب اجراهایی بسیار زیبا و به دفعات را شاهد بوده ایم و از شما هم جز این انتظاری نمی رود . حتمن و حتمن از شعر هم استانی های خود بهره‌ی بیشتری ببرید و مطالعه را چاشنی قوام یافتن و تعمیق بخشیدن به افکار و تکنیک های ارایه‌ی آن بکنید تا محصول به مراتب بهتری را عرضه کرده باشید و مخاطب حرفه ای تری را همراه خود کرده باشید.
در پایان یک شعر از جناب بیژن الهی را با شما زمزمه خواهم کرد که در نوزده سالگی ایشان به تصویر کشیده شده:
تنها یک¬‌بار می‌¬توانست
در آغوش‌اش کِشَد
و می¬‌دانست آن‌گاه چون بهمنی فرو می¬‌ریزد
و می¬‌خواست به آغوش‌ام پناه آورد؛
نام‌اش برف بود
تن‌¬اش برفی
قلب‌اش از برف
و تپش‌اش صدای چکیدن برف
بر بام‌های کاه‌¬گلی،
و من او را
چون شاخه¬‌ای که زیر بهمن شکسته باشد
دوست می¬‌داشتم.
به امید خواندن آثاری که بتواند از زاویه دیدی منحصر به خودتان شعری شنیدنی باشد.

منتقد : علی رضا فرهومند

دارای مدرک مهندسی عمران و کارشناس ارشد ژیوتکنیک شاعر، منتقد ادبی و مترجم مسیول صفحات ادبی پیام زنجان و مهر زنجان اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد چاپ شعر، نقد و ترجمه های مختلف در نشریات و سایت های ادبی کشوری و استانی رییس انجمن ادبی اشراق از سال 93 تا 95 داور چند جشنواره استانی



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.