خوب بد زشت




عنوان مجموعه اشعار : خری با دست های بسته!
شاعر : دانیال فریادی


عنوان شعر اول : خری با دست های بسته!
خری با دست های بسته!
گاوی با شاخ های شکسته
کمری که تا اخر خم شده

پیروزی در جنگ
ثمره ی شکست در زندگیست

اتفاق های شیرین
مانند کندوی عسل
سرشار از نیش زنبور است

اتفاق های تلخ
در تمام ورق های تقدیم
جا خشک کرده اند!

من پله های پشت سرم را
از گوشت و استخوانم می ساخته ام!

اخر کار
چیزی جز روح سر کش باقی نمی ماند!

شاید....
تنها بر بال خورشید
شاید...
تنها بر موجی سهمگین

شاید...
شبنمی
بر علفی هرز


با تشکر

دانیال فریادی

عنوان شعر دوم : ......
.......

عنوان شعر سوم : ......
.......
نقد این شعر از : علی رضا فرهومند
جناب آقای دانیال فریادی، سلام.
اثر ارسالی شما ذیل عنوان "خری با دست های بسته" پیش رویم است.
چندین و چند مرتبه هم در مورد کیفیت زبان و همین طور از اهمیت تازه و بکر بودن مضامین و تصاویر در این گونه‌ی ‌ادبی آگاه شده اید؛ دقت در ریتم و ضرب آهنگ کلام و وزن درونی و ارتباط ها و ارجاع های درونی هم.
با توجه به مجموع پیشنهادات قبلی ارایه شده در پایگاه مهمترین توصیه می تواند مطالعه‌ی دقیق و عمیق در آثار فراوان پیش روی شما باشد، تنها نکته‌ی‌ مهمی که پیش از نگاشتن های متعدد و تجربه کردن های فراوان، بر اجرای آن چه می خواهید بنویسید و ایده پردازی ها موثر خواهد بود هم، این راه است.
به پیشنهادات مطالعات کتاب هایی که تا به حال ارایه شده اند جامه‌ی عمل نپوشانید آب در هاون کوفتن است.
این که سراغ سرآمدهای شعر حجم و دیگر بروید یا آوانگاردهای دهه‌ی هفتاد را بخوانید یا سیر تحول و تطور ادبیات آوانگارد را از مشروطه پی بگیرید فرقی ندارد خواهید دید که هم از خر گفته اند و هم از گاو اما امروز ذکری از ایشان جز در تذکره ها نمی آید.
مهم پی گیری و پی جویی صحیح چگونه نوشتن و ایده پردازی است و از تجربیات بی شمار ادبیات پیشرو ی ایران الگو برداری برای اجرایی تازه تر و شخصی تر از پیش.
خری با دست های بسته!
گاوی با شاخ های شکسته
کمری که تا اخر خم شده

پیروزی در جنگ
ثمره ی شکست در زندگیست

اتفاق های شیرین
مانند کندوی عسل
سرشار از نیش زنبور است

اتفاق های تلخ
در تمام ورق های تقویم
جا خشک کرده اند!

من پله های پشت سرم را
از گوشت و استخوانم می ساخته ام!

اخر کار
چیزی جز روح سر کش باقی نمی ماند!

شاید....
تنها بر بال خورشید
شاید...
تنها بر موجی سهمگین

شاید...
شبنمی
بر علفی هرز
اثر شما دوباره تکرار بندهایی است که گاهی کاریکلماتورند، گاهی نثر و انشا، گاهی تصویری زیبا و بدون توقف و سر آخر چیز مرتبطی از بین شان در نمی آید. ضعف تالیف ها هم مثل (کمری که تا آخر خم شده) در همان اول کار مخاطب را پس می زند.
بند اول به راحتی می شد چنین باشد :
خری با دست های بسته!
گاوی با شاخ های شکسته
و کمری خم شده
اصلن در مورد ادبیتش صحبتی نمی کنم ولی شکل درست و درمان تری دارد. حالا شاید بینا متنیتی هم با قلعه‌ی حیوانات برقرار کند اما با ادامه‌ی اثر چنین چیزی اصلن در مخیله‌ی کسی می گنجد؟
همین کار را با کنار گذاشتن اخبار و انشا های درونش یک جابجایی و ویرایش اندک می شد به سمت ادبیت هل داد:
شاید
تنها بر بال خورشید
شاید
تنها بر موجی سهمگین
شاید
شبنمی
بر علفی هرز
من پله های پشت سرم را
اما
با گوشت و استخوان ساخته ام!
کارکرد ادبی کلام را خودتان مقایسه کنید با بقیه‌ی اجزای اثر ارسالی تان . سرآخر در خواست مجدد بنده تکراری است؛ بر مطالعه بیافزایید و از نوشتن تا تکمیل و تکامل ذهنیت و عینیت بکاهید.
به امید خواندن آثاری که بتواند از زاویه دیدی منحصر به خودتان شعری شنیدنی باشد.

منتقد : علی رضا فرهومند

دارای مدرک مهندسی عمران و کارشناس ارشد ژیوتکنیک شاعر، منتقد ادبی و مترجم مسیول صفحات ادبی پیام زنجان و مهر زنجان اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد چاپ شعر، نقد و ترجمه های مختلف در نشریات و سایت های ادبی کشوری و استانی رییس انجمن ادبی اشراق از سال 93 تا 95 داور چند جشنواره استانی



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.