کشف‌ کلیشه




عنوان مجموعه اشعار : سرّی هست...
شاعر : حمیدرضا رنجبرزاده


عنوان شعر اول : -
پرواز نمودی تو؛ من اما هستم
در حسرتِ یک لحظه‌ی آن "ما" هستم

هستند به دورِ من هزاران تن‌ها
اما تو ببین چگونه تنها هستم...

عنوان شعر دوم : -
این موج دگر خسته و ساکن شده است
با این‌که محال است ولکن شده است

آنقدر که سر زده به ساحل این موج
آخر دلِ سنگ ساحلش شن شده است

عنوان شعر سوم : -
شرمنده‌ شده حضرت مهتاب چرا؟
«خم شد کمرم» بگفته ارباب چرا؟

در دفتر شعر کربلا سرّی هست
هم قافیه شد رباب با آب چرا؟!
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت به سه رباعی از دوست شاعر جناب حمیدرضا رنجبرزاده، شاعر عزیز، خوشحالم که برای اولین بار با شما و شعرتان آشنا می‌شوم و امیدوارم این سایت برای شما همراهی مفید باشد، پیش‌تر در چندین نوبت در خصوص رباعی در این پایگاه برای شعر دوستان نوشته‌ام، حالا اگر بخواهم نکته‌ی تازه‌ای به بحث‌های پیشین اضافه کنم باید بگویم به باور من رباعی یکی از دشوارترین قالب‌هاست، دشوارترین قالب‌ها برای نوشتن یک شعر خوب و آسان‌ترین قالب برای نوشتن یک شعر متوسط و ضعیف، همین است که ما امروزه رباعی‌سرا بسیار داریم، چون امروزه طی کردن قله موفقیت دیگر مهم نیست و در قله به نظر رسیدن مهم است، همین است که می‌شود این همه کتاب رباعی متوسط، چون نوشتن یک رباعی متوسط وقت کمتری می‌گیرد، کوتاهی شعر و وزن مشخص باعث می‌شود با معلومات کمتر بشود سریعتر یک شعر نوشت، و با چهل رباعی یک کتاب منتشر کرد، این ضعف مواجهه با رباعی در شعر امروز است، من در رباعی‌های شما رگه‌های شاعری را به وضوح می‌بینم، اینکه با سابقه شاعری کمتر از یکسال به این میزان تسلط رسیده‌اید جای تبریک دارد، اما برای اینکه حساب خود را از آن رباعی نویسانی که عرض کردم جدا کنید باید جدی‌تر به این قالب نگاه کنید، محدودیت‌ها و اختیارات یان قالب را بشناسید، برای این ظرف جذاب مظروف مناسب و در عین حال خلاقانه داشته باشید، رباعی امروز عموما با تکیه بر یک تصویر یا ضربه پایانی شکل می‌گیرد، و متاسفانه با همین تعریف هم جا افتاده است، در حالی که در حقیقت اینطور نباید باشد، اما اگر همان تعریف ناقص را هم در نظر بگیریم، کیفیت آن ضربه نهایی و میران نوآوری و شاعرانگی‌اش تعیین کننده سطح رباعی‌ست.
پرواز نمودی تو؛ من اما هستم
در حسرتِ یک لحظه‌ی آن "ما" هستم
هستند به دورِ من هزاران تن‌ها
اما تو ببین چگونه تنها هستم...
اولین ایراد زبانی در این رباعی "نمودی" در سطر اول است، من در بافت زبانی شما پرواز کردی را درست‌تر از پرواز نمودی می‌بینم، اما مراعات وزن باعث شده زبان کمی دچار خدشه شود، "یک لحظه آن ما" هم خوب از آب در نیامده، یک لحظه آن ما بودن مدنظر بوده است، و در وزن زیبا نشده، و اما نکته مهم‌تر اینکه ضربه این رباعی بسیار نخ نماست، یعنی تقابل تن‌ها و تنها که حتی اسم کتاب هم بوده و آنقدر استفاده شده که دیگر کشف محسوب نمی‌شود.
این موج دگر خسته و ساکن شده است
با این‌که محال است ولکن شده است
آنقدر که سر زده به ساحل این موج
آخر دلِ سنگ ساحلش شن شده است
تصویر در این رباعی قرار است حرف اول را بزند، با المان‌های موج و شن و ساحل، اما اصلا موفق نبوده، اولین ایراد قافیه "ولکن" در مصرع دوم است که بسیار به شعر آسیب زده است، من حتی مطمئن نیستم که معنی‌اش را درست فهمیده باشم، اگر "ولی" یا "ولیکن" منظور نظر شماست که باید بگویم برای قافیه آن هم در این سطح زبانی اصلا خوب نیست، و باید کلمات قافیه در شعر حل شوند نه اینکه اینقدر گل‌درشت و نامناسب به نظر برسند، تصویر بیت دوم تصویر بدی نیست اما کاش قدری شاعرانه‌تر نوشته می‌شد.
شرمنده‌ شده حضرت مهتاب چرا؟
«خم شد کمرم» بگفته ارباب چرا؟
در دفتر شعر کربلا سرّی هست
هم قافیه شد رباب با آب چرا؟!
از کلماتی مثل "بگفته" و امثالهم در شعر شما می‌توان اینگونه نتیجه گرفت که هنوز زبان در شعر شما به سلامت نرسیده است، شاعر عزیز اینگونه رفتارهای زبانی شعر شما را از سلیس بودن دور می‌کند و مخاطب حرفه‌‌ای را از سایر جنبه‌های شعر شما غافل می‌کند. اما در کل این رباعی از دو رباعی قبل بهتر است، هر چند باز هم ضربه پایانی کلیشه‌ای‌ست، و در شعرهای دیگران پیش از شما سروده شده است.

در پایان به شما توصیه می‌کنم اگر علاقه‌مند به نوشتن رباعی هستید مطالعه خود را در این حوزه افزایش دهید علاوه بر آثار ارجمند و ارزشمند گذشتگان ، آثار ایرج زبردست، بیژن ارژن، جلیل صفربیگی و... از شعرای معاصر را هم بخوانید. امیدوارم به زودی از شما شعرهای بهتری بخوانم.
با آرزوی توفیق.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۱
حمیدرضا رنجبرزاده » دوشنبه 06 دی 1400
سلام و عرض ادب خدمت آقای سلیمانی عزیز. ممنونم از وقت و حوصله‌ای که صرف کردید برای خواندن این اشعار. نقد صریح و روشنی بود و چقدر برای من که در ابتدای راه هستم، لازم هست. نکات مهمی رو فرمودید که نیاز هست در ادامه‌ی راه، حتما به اون‌ها توجه کنم تا خروجی‌های بهتری حاصل بشه. مجدداً سپاسگزارم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.