پیش به سوی شاعری




عنوان مجموعه اشعار : هیچ
شاعر : سعید زارع


عنوان شعر اول : بوسه به صبح
شب بود و هوای خانه دلگیر و خراب
بالای سر ستاره ابر عذاب
خورشید که آمد بزند بوسه به صبح
زد صاعقه ای و مهتاب رفت به خواب

شاعر : سعید زارع (شاید)

عنوان شعر دوم : عصر یخی
آفت که رسید بر گلستان شب عید
کَس درد دل بنفشه ها را نشنید
با داس شکسته سیل در عصر یخی
گُلهای سپید و سُرخ بستان را چید

شاعر : سعید زارع (شاید)

عنوان شعر سوم : آلوده
بَر گَرد و غُبار شهر افزوده شده
پیمانه عُمر ما پُر از دوده شده
تصمیم گرفته ایم پرواز کنیم
افسوس هوای شهر آلوده شده

شاعر : سعید زارع (شاید)
نقد این شعر از : روح‌الله احمدی
سلام بر دوست جوانم. به پایگاه نقد شعر خوش آمدید. اینکه نگذاشتید زمان از دست برود و زودتر به سراغ نقد آمده‌اید، قابل توجه است. داشتن روحیۀ نقدپذیری یعنی آماده شدن برای پیشرفت. من و دوستانم در این راه به شما کمک می‌کنیم اما خود شما بیشتر از ما می‌توانید به خودتان و آثارتان کمک کنید؛ با مطالعه، سخت‌گیری، تلاش و تمرین. شما در ابتدای مسیر طولانی شاعری هستید، پس خودتان را به دانش و تجربه مجهز کنید و با صبوری در این راه قدم بگذارید. این بار سه نوشته در قالب رباعی برای ما فرستاده‌اید که تاحدی قلم شما و ویژگی‌های آن را به ما نشان می‌دهد. مشخص است که اطلاعاتی دربارۀ مقدمات شعر دارید و برای مثال می‌دانید که وزن و قافیه از نیازهای اولیۀ قالب‌های شعری کهن فارسی است. البته هنوز به آن‌ها مسلط نشده‌اید و ایرادهای وزنی در نوشته‌تان دیده می‌شود. این مشکلات کم‌کم رفع خواهند شد و اگر تلاش کنید، می‌توانید سالم‌تر و روان‌تر بنویسید.
مصرع اول از نوشتۀ اول وزن سالمی دارد اما ماجرای مصرع دوم متفاوت است. این مصرع در صورتی وزن درستی پیدا می‌کند که «ستارۀ ابر عذاب» خوانده شود؛ که آن هم معنی مشخصی ندارد! البته این نوشته در کل از نظر مفهوم مشکل دارد که در ادامه به آن اشاره می‌کنم؛ فعلاً برگردیم به وزن. مصرع پایانی هم مشکل وزنی دارد و «مهتاب» کار را خراب کرده است. «مهتاب» از «هجای بلند + هجای بلند + هجای کوتاه» ساخته شده است در صورتی که آن قسمت از وزن شعر به «هجای بلند + هجای کوتاه + هجای بلند» نیاز دارد. مثلاً اگر این مصرع به شکل «زد صاعقه‌ای و ماه هم رفت به خواب» بود، وزن درست می‌شد. در وزن‌های رباعی، گاه بعضی از هجاهای کوتاه و بلندِ مجاور امکان جابه‌جایی دارند اما این قاعده‌ای نیست که همه‌جا بشود از آن استفاده کرد. همان‌طور که پیش‌تر گفتم، با مطالعه و تمرین بیشتر، به وزن هم مسلط خواهید شد؛ آن‌قدر مسلط که دیگر «وزن» دغدغۀ فکری شما نخواهد بود، چون ذهنتان خودبه‌خود موزون فکر می‌کند. البته که برای رسیدن به این سطح از مهارت به سخت‌کوشی زیادی نیاز دارید. حالا ببینیم رباعی اول چه گفته است.
شب بود و هوای خانه دلگیر بود. بالای سر، ستارۀ ابرِ عذاب بود یا بالای سرِ ستاره، ابرِ عذاب بود یا بالای سرِ ستارۀ ابر، عذاب بود! در هر حال این مصرع معنی مشخصی ندارد. خورشید که خواست طلوع کند و صبح شود، صاعقه‌ای زد و ماه به خواب رفت! می‌بینید که اگر جمله‌ها این‌طوری بدون وزن پشت هم قطار شوند، نارسایی مفهوم آن مشخص می‌شود. گذشته از دو مصرع اول، بیت دوم چه می‌خواهد بگوید؟ آیا منطق درستی دارد و دلایل محکمی در شعر ارائه شده است؟ جمله‌بندی طوری است که انگار صاعقه باعث شد ماه به خواب برود که خب منطق خاصی ندارد. منطق، معنی و مفهوم در نوشتۀ دوم کمی بهتر است گرچه آن هم جای صحبت دارد.
شب عید که آفت به گلستان زد، کسی درد دل بنفشه‌ها را نشنید. تا اینجا درست! اما در ادامه می‌خوانیم که سیل در عصر یخی، با داس شکسته، گل‌های سپید و سرخ بستان را چید. بیت اول و دوم هر کدام یک چیزی را روایت می‌کنند. یکی از آفت حرف می‌زند و دیگری از سیل. حتی اگر هر دو بیت را با مضمون مشترکی حساب کنیم و مثلاً سیل را همان آفت در نظر بگیریم، «عصر یخی» در این نوشته یک وصلۀ ناجور است! چرا؟ چون با بقیۀ اجزای جمله سازگار نیست و معنی را به هم می‌ریزد. در عصری که یخبندان است، معمولاً سیل راه نمی‌افتد چون بارش‌ها به شکل برف خواهند بود! شاید این «عصر یخی» به سردی انسان‌ها و روابطشان اشاره کند اما نباید منطق را از دست بدهد؛ یا منطق طبیعی و واقعی داشته باشد، یا در شعر منطقی شاعرانه برای آن ساخته شده باشد. حتماً شعر «زمستان» اخوان ثالث را خوانده‌اید. مشخص است که در آن شعر منظور از زمستان، خفقان اجتماعی و سردی رابطه‌هاست اما هیچ‌وقت منطق طبیعی را نقض نمی‌کند. اتفاقاً برعکس! از همان منطق‌های طبیعی برای بیان منظورش به شاعرانه‌ترین شکل ممکن بهره می‌گیرد. وقتی که واژه‌ها در شعر اصطلاحاً پشتیبانی نشوند، از بافت جمله بیرون می‌زنند و انگار که اضافه‌اند. عصر یخی و داس شکسته این حس را به مخاطب منتقل می‌کنند.
نوشتۀ سوم روان‌تر و سالم‌تر از دو نوشتۀ قبلی است. هم مشکل وزنی ندارد، هم روایت و مفهوم مشخصی دارد و واژه‌ها و مصرع‌ها از یکدیگر پشتیبانی می‌کنند. اجزای نوشته در بهترین حالت ممکن نیستند اما به شکل قابل قبولی کنار هم قرار گرفته‌اند. با همۀ این حرف‌ها، آیا می‌توانیم نوشتۀ سوم را شعر بدانیم؟ برای اینکه یک نوشتۀ موزون به شعر تبدیل شود، نیاز دارد که ویژگی‌های خاصی داشته باشد؛ پس هر حرف موزونی شعر نیست. این حرف‌ها متوجه هر سه نوشتۀ شما می‌شوند؛ نوشته‌هایی که اگر وزن و مفهوم و روایت درستی هم داشته باشند، برای شعر شدن هنوز کار دارند. برای شاعرانگی راه‌ها و شگردهای زیادی موجود است که می‌توانید از آن‌ها بهره ببرید. برای اینکه مخاطب نوشته‌ای را بخواند و از آن خوشش بیاید، نیاز است که جذابیتی در نوشته موجود باشد. ایجاد این جذابیت وظیفۀ شاعر است. این شاعر است که باید حرف جدیدی بزند، دریچه‌ای نو در ذهن مخاطب باز کند، زاویۀ نگاه متفاوتی را به او ارائه دهد، خلاقیت خرج کند، از شگردهای شاعرانگی و آرایه‌های ادبی استفاده کند، لذتِ کشف را به مخاطب بچشاند، مخاطب را غافلگیر کند و... خصوصاً در رباعی که مخاطب منتظر تصویر و پیام انتهایی شعر است تا از آن لذت ببرد.
در پایان، این رباعی زنده‌یاد قیصر امین‌پور را با هم بخوانیم. به تصاویر زیبا و شاعرانۀ هر مصرع، و خلاقیت و غافلگیری مصرع آخر توجه کنید.
دیشب باران قرار با پنجره داشت
روبوسی آبدار با پنجره داشت
یکریز به گوش پنجره پچ‌پچ کرد
چک چک، چک چک... چکار با پنجره داشت؟
شما ذوق و اندیشۀ خوبی دارید، از زبان مناسبی برای نوشتن استفاده می‌کنید و به‌راحتی می‌توانید مشکلات وزنی و جمله‌بندی را رفع کنید و بسیار روان‌‎تر از این بنویسید. با این تفاسیر، وقت آن است که بیشتر به سمت شاعری حرکت کنید و سعی کنید شاعرانه بنویسید. رباعی قیصر مثالی خوبی است برای اینکه ببینید می‌شود چقدر راحت و ساده نوشت، اما شاعرانه نوشت. پیشنهاد می‌کنم شعر هم زیاد بخوانید و برای شعر خواندن، آثار خوب شاعران امروزی را انتخاب کنید. امیدوارم به‌زودی اشعار زیبایی از شما بخوانیم و لذت ببریم. آثار جدیدتان را برای پایگاه بفرستید تا دوستان منتقدم در راه شاعری به شما کمک کنند. موفق باشید.

منتقد : روح‌الله احمدی

روح‌الله احمدی که گاهی به اسم «بلبل» طنز می‌نویسد. متولد ۱۳۶۸ تهران شاعر، نویسنده، طنزپرداز و مجری نوازنده و مدرس هارمونیکا (سازدهنی) کوهنورد و طبیعت‌گرد - نویسنده و طنزپرداز مطبوعات و نشریات مختلف از جمله: رشد جوان و نوجوان، ماهنامه سپیده ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.