عشق گاهی زندگی ساز است و گاهی زندگی سوز




عنوان مجموعه اشعار : زندگی
شاعر : کاظم قادری


عنوان شعر اول : زندگی
قسمت اعظم بدبختیم از قسمت بود
سهمم از زندگی آزردگی و حسرت بود

خنده کم, غصه فراوان و پیاپی اشکی
که تداعی گر یک دوره ی پر محنت بود

تا که می آمدم از شهد تلاشم بچشم
ناگهان حادثه ای راس همان ساعت بود

جغد شومی که مرا سایه ی سر بود و شگقت
که نمی خواستمش باشد و بی دعوت بود

در کتاب دلم از نقطه ی آغازینش
تا به پایان سخن از دردسر و زحمت بود

مثل افسردگی مزمن یک مرد فقیر
در دلم جیب گشادی که پر از نکبت بود

عشق, یک تجربه ی تلخ که افزون به غم
بی شمارم شد و با دردترین حالت بود

کسب شادی و کمالات و بهشت ودل یار
همه اش در گرو داشتن ثروت بود

با دل از صبر کن و می شود و بار دگر
قصه ها گفتم و تنها ثمرش خجلت بود

گرچه ناشکر نبودم چه کنم من,که جهان
با دلم گرگتر از قاتل بدفطرت بود


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : علی رضا فرهومند
جناب آقای کاظم قادری، سلام.
اثر ارسالی شما ذیل عنوان "زندگی" پیش رویم است. چند اثر ارسالی پیشین تان را خواندم و نظرات دوستان دانشورم را نیز در موردشان مطالعه کردم.
با توجه به سابقه ای که شما دارید - به گواه آثار ارسالی به پایگاه و مدت زمان فعالیت ادبی تان - مهمترین توصیه می تواند مطالعه‌ی دقیق و عمیق در آثار فراوان ادبیات معاصر پیش روی تان باشد، تنها نکته‌ی‌ مهمی که پیش از نگاشتن های متعدد و تجربه کردن های فراوان، بر اجرای آن چه می خواهید بنویسید و ایده پردازی ها موثر خواهد بود هم، این راه است.
اثر ادبی در قالبی که نزدیک به ده قرن سابقه‌ی مکتوب دارد به گمان بنده وقتی می تواند مخاطبی برای خود دست و پا کند که از طرزی بدیع و تصاویر و خیال پردازی های شخصی و بکر سود بجوید.
شاعر زمانه‌ی خود بودن نیز یکی دیگر از رموز ماندگاری و خوانده شدن است و این راه با انتخاب های هوشمندانه ای صورت خواهد پذیرفت که از دل مطالعه و تفکر فراوان می گذرد تا با تربیت هرچه بهتر و بیشتر ناخودآگاه خود راهی را شروع کنیم که مختص خودمان باشد. حاصل زاویه‌ دیدی متفاوت و در لباسی که امروزی است.
هر چه هم که در اجرای وزن عروضی متبحر باشید در نهایت قالب مکانیکی سالمی خلق خواهید کرد که با چشم و گوش مخاطبان ایرانی قرن ها ست که آشناست! باید از دل آن قالب گذشت و با فرم و ساختاری امروزی از مخاطبان دعوت به عمل آورد تا با اثرتان مواجه گردند و بهره ای ببرند.
قدری در مورد "زندگی" :
قسمت اعظم بدبختیم از قسمت بود
سهمم از زندگی آزردگی و حسرت بود
در قدیم قول مشهوری وجود داشت که بیت اول هدیه‌ی الهی است اکنون اما می دانیم که الهام و هدایای الهی اگر هم وجود دارند متعلق به اذهان آگاه و بیدار است . تمرین و ممارست و مطالعات فراون ناخودآگاه را چنان ورزیده خواهد کرد که گویی کلمات مانند سواری های رالی به خوبی در اختیار راننده اند و پشت سر هم با تعادلی مثال زدنی پیچ های وزن و قافیه را طی می کنند.
قسمت به معنی سهم و بهره است شما این معنی را در یک بیت سه بار آورده اید اصلن برای خواندن غزلی که چنین آغازی دارد؛ رغبتی خواهد بود؟
خنده کم, غصه فراوان و پیاپی اشکی
که تداعی گر یک دوره ی پر محنت بود
اشک پیاپی به ضرورت وزنی "ی" را اضافه دارد و البته به طور کامل بی معنی است.
تا که می آمدم از شهد تلاشم بچشم
ناگهان حادثه ای راس همان ساعت بود
ضعف تالیف در اثر هر شاعری راه می یابد نکته آن جاست که برخودتان است که بعد از نگاشتن، آن را بجویید و اصلاحش کنید.
تا که می آمدم از شهد ثمره‌ی تلاشم بچشم
ناگهان حادثه‌ای‌ ناگوار راس همان ساعت اتفاق می افتاد.
البته در این صورت وزن و قافیه و ردیف از دست می رود!
جغد شومی که مرا سایه ی سر بود و شگفت
که نمی خواستمش باشد و بی دعوت بود
استفاده ی این چنینی از ( را ) مختص قرن ها پیش بوده و امروزه به طور کامل منسوخ شده است. نمی خواستم باشد و بی دعوت بود هم حشو ظریفی دارد!
در کتاب دلم از نقطه ی آغازینش
تا به پایان، سخن از دردسر و زحمت بود
نقطه‌ی پایانی عبارت صحیح است و اینجا منظور حرف و کلام آغازین است که به راحتی هم قابل ویرایش است: در کتاب دلم از کلمه‌ی آغازینش
و ازین دست تا پایان غزل :
گرچه ناشکر نبودم چه کنم من,که جهان
با دلم گرگتر از قاتل بدفطرت بود
قاتل بالفطره داریم ولی بد فطرت بودن انسان کفر است و ظلمی در حق خلقت باریتعالی.
با اصلاح نکاتی که خود نیز در ویرایش ها اگر حوصله به خرج دهید به راحتی قابلیت ردیابی و اصلاح را دارند به غزلی کهنه دست خواهید یافت که ایرادات ظاهری و ماهوی ندارد اما با روح و زمانه‌ی خود نیز هم سنخ نیست. اتفاق تازه ای را رقم نزده و از تصویری تازه پرده بر نگرفته است.
ضروری به نظر می آید تا با آثار نئوکلاسیک و مدرن این حوزه انس بیشتری بیابید و از شاعرانی چون منوچهر نیستانی، حسین منزوی، سیمین بهبهانی و محمدعلی بهمنی بهره‌ی بیشتری ببرید.
این مقال طولانی شد و صحبت بیشتر را به فرصت مناسب دیگری واگذار می کنم.

منتقد : علی رضا فرهومند

دارای مدرک مهندسی عمران و کارشناس ارشد ژیوتکنیک شاعر، منتقد ادبی و مترجم مسیول صفحات ادبی پیام زنجان و مهر زنجان اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد چاپ شعر، نقد و ترجمه های مختلف در نشریات و سایت های ادبی کشوری و استانی رییس انجمن ادبی اشراق از سال 93 تا 95 داور چند جشنواره استانی



دیدگاه ها - ۱
کاظم قادری » جمعه 10 دی 1400
سلام و درود و سپاس فراوان از شما استاد فرهیخته و تشکر بسیار از نقد و راهنماییتان

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.