مضمون متفاوت نیاز به زبان قوی تر دارد




عنوان مجموعه اشعار : شعر بارداری
شاعر : وحیده احمدی


عنوان شعر اول : 1
مادر! جوابم را گرفتم باردارم

در بطن نُه توی وجودم قصه دارم

نُه ماهِ کامل می شود آغاز پاییز

باید که در فصل خزان گُل در بیارم

کاری کنم تا سایه ام خورشید باشد

جای تمام خشکسالی ها ببارم

حس می کنم سنگینی اش را روی دوشم

حتی زمانی که زمینش می گذارم

مادر من از امروز تا پایان عمرم

مانند مادرهای دنیا باردارم


وحیده احمدی

عنوان شعر دوم : 2
نخواستم که بیایی عروسکم باشی

همیشه تا همه عمر کودکم باشی

خودم نمونه آدم بزرگ ها باشم

تو هم نمونه بسیار کوچکم باشی

نخواستم که تو را زینت خودم بکنم

حریر و ترمه و منجوق و پولکم باشی

بیا جوانه بزن آب و نور کافی هست

قرار نیست به فکر زیاد و کم باشی


وحیده احمدی

عنوان شعر سوم : 3
بین آن ها کسی نمی داند اینکه یک نطفه در شکم دارم

روزها می شود جنینم را مثل یک راز با خودم دارم

هر نفَس نصف می شود در من، بیشتر سهم قلب کوچکتر

شادی ام را بنام او کردم. مانده با من هر آنچه غم دارم

از دل لخته خون بی جانم، آدمی جان گرفت و من عمری

محشری بی خیال بودم از زنده هایی که در عدم دارم

روزی این راز فاش خواهد شد قبل از آن روز ترکشان کردم

تا نپیچند نسخه هاشان را چی زیاد و چه چیز کم دارم...



وحیده احمدی
نقد این شعر از : افسون امینی
سلام خانم احمدی عزیز. سه غزل شما را با عنوان مجموعه شعر بارداری که با فاصله ای کم از غزل های قبلی فرستاده بودید، خواندم. در واقع فرصت نشد بدانم آیا توصیه های قبلی در شعر شما نمود یافته اند یا نه. پس این سه غزل را هم می خوانم و بعد با توقع بیشتری منتظر شعرهای آیندۀ شما می مانم.
کلیات:
جسارت شما در غزل ستودنی است. اینکه تجربه های فردی و کاملا خصوصی تان را با زبانی ساده، روان و بدون تعلیق در قالب غزل روایت می کنید، تحیر برانگیز است. نکتۀ مهم دیگر اینکه سرمایۀ هر هنرمند، تجربه های فردی او از زندگی است که می تواند آن را با زبان هنر با دیگران به اشتراک بگذارد. شما در این زمینه بسیار موفق هستید. هرچند، همان طور که در نقد قبل گفتم، باید برای وسیع¬ تر شدن جهان شعرتان بیشتر تلاش کنید. در این سه غزل، مضمون بسیار بکر و نابی را انتخاب کرده اید. مضمونی که تجربۀ زیستی شخص شماست و منعکس کنندۀ احساسات کاملا منحصر به فردی که می تواند با حس مخاطبان بسیاری مشترک باشد و این ارزشمند است.
جزئیات:
غزل اول: یک نکتۀ مهم یادتان باشد؛ هر چیزی در شعر جای خودش را دارد. به همان اندازه که انتخاب مضمونی بکر و محتوا مهم است، زبان، قالب و فرم نیز مهم هستند. غزل و اصولا شعر کلاسیک، دست و پای شاعر را می بندد و او را محدود به قالب می کند. هنر آن است که شما بتوانید با این محدودیت، از پس چینش کلمات و قافیه و ردیف برآیید. در شعرهای شما گاه این لغزش دیده می شود. تنگنای وزن و قافیه، زبانتان را سست و ضعیف می کند. مثلا در پایان مصرع دومِ بیت دوم، از گل درآوردن گفته اید. ما معمولا گل کردن داریم و شاخ درآوردن. اما گل درآوردن نه! این قبیل جمله ها را نمی توان نوآوری و یا کشف خواند. این فقط از تنگنای قالب روی داده است.
در سرودن عجول هستید. روی کلمه ها و انتخابشان وسواس ندارید و با آن ها کلنجار نمی روید. تک تک مصرع های این غزل با کمی تأمل، حوصله و بازنگری، قابل اصلاح و بهتر شدن هستند. همیشه یادتان باشد که در شعر، به کلمه ها مثل تکه های پازل نگاه کنید. کلمه ای را انتخاب کنید که سر جای خودش بنشیند و نتوان آن را با کلمه ای دیگر جا به جا کرد. زبان این غزل اگرچه امروزی و روان است، اما در مصرع های زیادی به دلیل خالی بودن از بار تصویر و تخیل، به جمله های معمولی که هر روز می شنویم نزدیک شده است.
غزل دوم: این غزل هم گفت و گویی زیبا با کودک به دنیا نیامده است. حرف های نویی دارد و البته باز می شود روی زبان آن بیشتر و بهتر کار کرد. بیت پایانی به نظر به غزل می تواند ادامه داشته باشد و بیتی قوی تر که غزل را پایان دهد، به آن اضافه شود.
غزل سوم: باز هم مضمون خوب است، اما محتوا با شلختگی و عجولانه و بی توجه به جای والای زبان سروده شده! مصرع دوم بیت پایانی، فارغ از زبان سست چی و چه چیز به خاطر مشکل وزن، خیلی ضعیف است و بهتر است عوض شود.
به عنوان کسی که تجربه¬ی 35 سال شعر سرودن دارد، عرض می کنم که بین سروده هایتان فاصله قرار دهید. بگذارید شعرهایی که گفته اید در ذهنتان ته نشین شوند. بعد از کمی فاصله مجددا با نگاه یک منتقد یا مخاطب به آن ها برگردید و چندین و چند باره اصلاحشان کنید. درست است که شعر الهامی است که بخش زیادی از آن در نخستین بار به شاعر رو می کند، ولی تمام کلمه های یک شعر، فقط در بازبینی مجدد چندباره سر جای درست خودشان قرار می گیرند. و در پایان اینکه:
دادنـد دو گــوش و یـــک زبـان از آغــاز یعنی که دو بشنو و یکی بیش مگوی

منتقد : افسون امینی

متولد ششم خرداد ماه 1350 در رامسر. شاعر بزرگسال (36 سال)، نویسندۀ کودک و ویراستار. دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه علامه. حوزۀ تخصصی کار: ادبیات و نشریات تخصصی نقد و نظریه در ادبیات کودک. شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.