آب کم جو تشنگی آور به کف




عنوان مجموعه اشعار : شعر
شاعر : سجاد آرام


عنوان شعر اول : می خواهم
می خواهم آنگونه ای باشم
که تو می خواهی
پرنده ای باشم
که جهان را می گرداند
خورشیدی باشم
که قلب تاریکی را
منور می کند
رنگین کمانی باشم
که آسمان را
از زشتی
به زیبایی
دعوت می کند
و سرابی
که سفره اش
را بر صحرایی مرده
پهن خواهد کرد

می خواهم عشقی باشم
که تو
عادلانه مرا باور
کنی
و برفی
که بر بام قلبت
تن می ساید و
می گشاید در
عشق را به رویت

« من عشق گمگشته ی
داستان های توام
ای سر آغاز زندگی »

من دستان روزگار
شوم را خواهم گرفت و
به گودال
پر درد
غریب خواهم برد
تا اینکه
دست ما را از هم
جدا نکند و
لنگر فاسد ننگینش را
به دریای عشق ما
نیندازد


« زیرا من عشق سرگشته ی
دنیای توام
ای آرزوی رنگین »

آری آری
حرفم اینست
می خواهم انسانی باشم
که تو می خواهی

عنوان شعر دوم : گل
در غربت بی انتها
گلی مظلوم
می گرید
که یاد های غلط را
با باد های
حیران و ویران
به سفر پوچی
می فرستد و
تباهی

اکنون
در غربت بی منتها
گلی می گرید
که تشنه ی سیراب ست
و عشقی ندارد و
بی تاب ست

عنوان شعر سوم : تشنه
باور نمیکنم امشب
قلب من
ساڪت است
گویا
همه نیک و بد
در قلب من
به عزایی پنهان
خیمه زده اند
و هیچ
آواز غریبی
در قلبم
منتشر نمی شود

امشب من
به جنگ سکوت می روم
همچو باد خزان
که می شوید
جسم یکی درخت را
می شویم
جسم این دل بی بخت را
و
هزاران
قدم به سوی صدا
بر میدارم
که
تا باد امیدی
نو را
به قلبم مهمان کنم
تا شوری شود
بر پا
و رود به سوی
خورشید و
شب تاب و
ستارگان

امشب تو -
ای امید تنها
باد عشق را بیافرین
و سرودی
نو را
بر قلبم
هدیه کن

که مرا
باد عشقی در
جان نیست

آری بیا صدا را
به من بده
فریاد و
سرود و
نغمه را -
از عمق جان

که من تشنه ی
فریادم
تشنه ی بادی
خروشان
که می شوید
ردپای سکوت را
از قلبم ...
نقد این شعر از : علی رضا فرهومند
جناب آقای سجاد آرام، سلام.
آثار ارسالی شما ذیل عنوان "می خواهم" ، "گل" و "تشنه"پیش رویم است. چند اثر ارسالی پیشین تان را خواندم و نظرات دوستان دانشورم را نیز در موردشان مطالعه کردم.
چندین و چند مرتبه در مورد کیفیت زبان و تقلید از شیوه ای که به نام جناب شاملو مشهور شده، همین طور از اهمیت تازه و بکر بودن محتوا و تصاویر در این گونه‌ی ‌ادبی آگاه شده اید.
با توجه به سن و سالی که شما در آن قرار دارید مهمترین توصیه می تواند مطالعه‌ی دقیق و عمیق در آثار فراوان پیش روی باشد، تنها نکته‌ی‌ مهمی که پیش از نگاشتن های متعدد و تجربه کردن های فراوان، بر اجرای آن چه می خواهید بنویسید و ایده پردازی ها موثر خواهد بود هم، این راه است.
مهم ترین نکته در فرایند تولید اثر ادبی به گمان بنده استفاده از طرزی بدیع و تصاویر و خیال پردازی های شخصی و بکر است.
شاملو برای اجرای آثارش از زبان آرکاییک سود جست چنان که پیش از او نیما با زبان آرگو نگاشت. اخوان اما زبانش بیشتر به دوره‌ی خراسانی نزدیک شد و با توجه به تسلطش به ادبیات کلاسیک هر چه بر سن و سالش افزوده شد؛ کلاسیک تر سرود.
شاعر زمانه‌ی خود بودن رمز ماندگاری و خوانده شدن است و این راه با انتخاب های هوشمندانه ای صورت خواهد پذیرفت که از دل مطالعه و تفکر فراوان می گذرد تا با تربیت هرچه بهتر و بیشتر ناخودآگاه خود راهی را شروع کنیم که مختص خودمان باشد.
هر چه هم که در اجرای زبان آرکاییک متبحر باشید در نهایت نسخه‌ی دسته چندم شاملو خواهید بود و خودتان حتمن پیش از همه اذعان می کنید که برای مطالعه سراغ نسخه‌ی نخست می روید. ضروری دانستم که پیش از هر چیزی قدری کلی تر با هم به گفتگو بنشینیم امیدوارم حوصله تان سر نرفته باشد و پاسخی باشد به سوالی که پیشتر ها طرح فرموده بودید.
اما در مورد "می خواهم" :
تغییر در اجرای ایده ها و نزدیک شدن به زبان زمان خودتان، محسوس و بسیار خوب صورت پذیرفته است. شیوه‌ی روایت هم با توجه به عاطفه ای که در آثارتان سراغ داریم می تواند به ایجاد هم حسی در مخاطب کمک کند اما به کار بردن مکرر من و استفاده از صفت های زیاد و به طور کلی توصیف صحنه و نه روایت آن باعث ایجاد فاصله بین من راوی و من مخاطب شده است. ایده پردازی تان هم هنوزها جای کار دارد. تزاحم تصاویر و عدم هماهنگی آنها در دل ساختار اثر که باید پس از این قوی تر به سراغ شان بروید و از حذف کردن نترسید و ویرایش کردن اثر را فراموش نکنید. همین طور هر چه از توصیف و تشبیه کمتری استفاده کنید به شعر نزدیک تر خواهید شد.
می خواهم آنگونه ای باشم : می خواهم آن گونه باشم
که تو می خواهی
پرنده ای باشم
که جهان را می گرداند : از تصویری عادی به بهترین نحو آشنایی زدایی شده اما آیا در ادامه هضم می شود؟
خورشیدی باشم
که قلب تاریکی را
منور می کند : تصویری عادی و روزمره
رنگین کمانی باشم
که آسمان را
از زشتی
به زیبایی
دعوت می کند : تصویری عادی و روزمره
و سرابی
که سفره اش
را بر صحرایی مرده
پهن خواهد کرد : تصویری عادی و روزمره ولی ادبی تر

می خواهم عشقی باشم
که تو
عادلانه مرا باور
کنی : این شیوه‌ی‌ تقطیع مناسب نیست ولی عادلانه باور کردن اتفاق تازه ایست
و برفی
که بر بام قلبت
تن می ساید و
می گشاید در
عشق را به رویت : تصویری ادبی تر ولی نه تازه

من عشق گمگشته ی
داستان های توام
ای سر آغاز زندگی : داستانی متواتر و عادی

من دستان روزگار
شوم را خواهم گرفت و
به گودال
پر درد
غریب خواهم برد
تا اینکه
دست ما را از هم
جدا نکند و
لنگر فاسد ننگینش را
به دریای عشق ما
نیندازد تصاویر عجیب و غریبی از دست و لنگر روزگار


« زیرا من عشق سرگشته ی
دنیای توام
ای آرزوی رنگین »
آری آری
حرفم اینست
می خواهم انسانی باشم
که تو می خواهی

در کنار توضیحات بالا اضافه کنید که این همه تصاویر باید در سمت و سویی حرکت کنند که عملکردشان در کنار یکدیگر، متناسب با طرح شما پیش برود نه خلاف منطق شعری اثر.
این مقال طولانی شد و صحبت بیشتر را به فرصت مناسب دیگری واگذار می کنم.

منتقد : علی رضا فرهومند

دارای مدرک مهندسی عمران و کارشناس ارشد ژیوتکنیک شاعر، منتقد ادبی و مترجم مسیول صفحات ادبی پیام زنجان و مهر زنجان اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد چاپ شعر، نقد و ترجمه های مختلف در نشریات و سایت های ادبی کشوری و استانی رییس انجمن ادبی اشراق از سال 93 تا 95 داور چند جشنواره استانی



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.