نظم، چیزی است غیر از شعر




عنوان مجموعه اشعار : شعر خواستگاری
شاعر : وحیده احمدی


عنوان شعر اول : 1
خوب است این؟ یا نه یکی دیگر بگیرند؟

اطراف می گردند از این بهتر بگیرند

تعداد گُل های نشان کرده زیاد است

وقتش رسیده تا قلم دفتر بگیرند

یک یا دو سال از خود مسن تر، میلشان نیست

انگار می ترسند تا مادر بگیرند!

هم سن خود را هم نمی خواهند حتی

ترجیحشان این است کوچکتر بگیرند

این شد که ما هم این وسط ماندیم تنها

ما را چه مردانی بگو در بر بگیرند؟

آنها که خودخواهانه وقت پیری از نو

هم سن دخترهایشان دختر بگیرند؟

آری برای حل بحران تجرد

گفتند مردان چند تا همسر بگیرند

اما چه وقتی؟ با چه شرط؟ این را نگفتند

گفتند این یک سنت است از سر بگیرند

این ها که از عدل و ادب بویی نبردند

آخر چگونه راه پیغمبر بگیرند؟

ای وای اگر این فکرهای شوم و مسموم

در آسمان صاف، بال و پر بگیرند

امروز اگر کاری نکردی خانه ماندی

فردا همین آواره ها کشور بگیرند


وحیده احمدی

عنوان شعر دوم : 2
شما تعریفتان را از زن خوب چقدر آسوده و بی عار گفتید

من اینجا مثل کاهی خشک بودم که مثل آتش انبار گفتید

"زنی اهل مدارا اهل سازش که کارش خانه داری، بچه داری است"

و مشق سخت شوهر داری اش را، شبیه دیکته ده بار گفتید

"زنی آرام و زیبا و هنرمند، سفید و قد بلند و لاغر و شاد"

امان از این همه کم اشتهایی! سفارش نامه در طومار گفتید

"نپرسد من کجا بودم چه کردم نپرسد از درآمدهای شخصی ام

خور و خوابم سرِ ساعت بماند" از این افکار ناهموار گفتید

"فقط قول وفاداری نخواهد که از آینده ام بی اطلاعم"

چه راحت، بی تفاوت، بی عدالت، چقدر آسوده و بی عار گفتید

برو بیرون برو از خانه ما! که جایت نیست پیش چشم هایم

بدان هر آنچه گفتی را نه با من که با جرز سرِ دیوار گفتید!



وحیده احمدی

عنوان شعر سوم : 3
نمی دانستم این اندازه خوبی، اگر من زودتر فهمیده بودم،

بساط سور و سات عقد مان را خودم با دست هایم چیده بودم!

خدا را شکر از دستت ندادم به یادت بودم و هستی به یادم

اگر روزی تو را رنجاندم از خود، ببخشم از خودم رنجیده بودم

ندیده بودمت در هیچ معبر، فقط عکسی نشانم داد مادر

نپرسیدم کجایی یا که هستی؟ فقط اسم تو را پرسیده بودم

نگاهم خالی از شوق تماشا، کلامم خالی از شور تمنا

نه نفرت نه محبت هیچ حسی، درون برزخم ترسیده بودم

تو مثل بارش نم نم رسیدی، به جان خشک من کم کم دمیدی

صدای تاب تاب قلبم آمد شنیدم آنچه را نشنیده بودم

خدا را شکر اینجایی کنارم برایت چای تازه دم بیارم

من از طرز نگاه مهربانت "شراب خانگی"* نوشیده بودم

همین که پا نهادی در اتاقم، شدی خوش صحبت و خونگرم عالم

نمی دانستم این اندازه شوخی، تو را بسیار جدی دیده بودم

چه خوب است اینکه همراز تو باشم که دمساز و هم آواز تو باشم

تو با گُل آمدی ای کاش من هم برای تو گُلی را چیده بودم


وحیده احمدی


* شراب خانگی تعبیری از قیصر امین پور
نقد این شعر از : علی رضا فرهومند
سرکار خانم وحیده احمدی، سلام.
آثار ارسالی شما ذیل عنوان "خواستگاری" و "تعدد زوجات" و "..."پیش رویم است. چند اثر ارسالی پیشین تان را خواندم و نظرات دوستان دانشورم را نیز در موردشان مطالعه کردم.
به طور مبسوطی در مورد زبان ساده و امروزی غزل ها، به کار گرفتن بعضی کلمات فخیم که در این زبان ننشسته، ویرایش پس از نگارش نخست و ... در نقد آثار پیشین با شما سخن گفته شده است.
من هم با توجه به فراوانی آن ها پیشنهاد جدیدی برای شما نخواهم داشت جز مطالعه ی نظرات دوستان دانشورم که ذیل آثار متعدد ارسالی شما درج شده، که البته به کار بستن آن ها به طور یقین باعث حرکتی جدید و رو به شعر در آثارتان خواهد شد.
دو اثر نخست با موضوعاتی اجتماعی است خواستگاری و تعدد زوجات .
قالب و محتوا دو عنصر تفکیک نا پذیر ازهم به حساب می آیند. برای موضوعات اینچنینی استفاده از قالب های دیگری جز غزل - که بجد معتقدم این آثار غزل محسوب نمی شوند! - مانند چهارپاره و مثنوی به مراتب بهتر است؛ تا با آزادی بیشتری بتوان در مورد موضاعات مورد نظر صحبت کرد و دایماَ مجبور به تکرار ردیف و قافیه یکسان در انتهای تمام ابیات نبود. در ثانی محتوا، محتوای تغزلی ای نیست که در این قالب بخواهید آن را به مخاطب ارایه دهید.
اما موضوعی کلی تر:
نظم و شعر فاصله ای با هم دارند که تنها مخیل بودن کلام را شامل نمی شود ولی بخش عمده ای از آن است. عنصری که در آثار شما به چشم نمی آید و بیشتر نثر منظومی است که وزن و قافیه برای جلب توجه بیشتر مخاطب نوپا به کار گمارده شده اند تا مخاطب حرفه ای حوزه‌ی ادبیات.
و البته نکته‌ی دیگر این که شراب خانگی را قرن ها پیش تر از مرحوم قیصر در حافظ خواهید جست:
شراب خانگی ترس محتسب خورده
به روی یار بنوشیم و بانگ نوشانوش

شما با قدرتی مثال زدنی زبان امروزی را در لباسی موزون و مقفی در می آورید پس دور از انتظار نیست که قدم های بعدی را به سمت شعر و ادبیت آثارتان استوارتر برداشته، مخاطبان حرفه ای ادبیات را نیز بهره مند سازید.
امیدوارم در آینده بیشتراز شما بخوانم و سر خوش از تاثیر کلام دوستان در دل تولیدات ادبی تان باشم.

منتقد : علی رضا فرهومند

دارای مدرک مهندسی عمران و کارشناس ارشد ژیوتکنیک شاعر، منتقد ادبی و مترجم مسیول صفحات ادبی پیام زنجان و مهر زنجان اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد چاپ شعر، نقد و ترجمه های مختلف در نشریات و سایت های ادبی کشوری و استانی رییس انجمن ادبی اشراق از سال 93 تا 95 داور چند جشنواره استانی



دیدگاه ها - ۱
وحیده احمدی » یکشنبه 28 آذر 1400
سلام. با تشکر از نقدتان. به امید شعرهای بهتر

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.