پیشرفت هم ابعاد مختلف دارد



عنوان مجموعه اشعار : هپروت
عنوان شعر اول : کج
تبر داده‌ام دست مامور ها
نبودم به فرمان دستور ها
نثار درختان من تیغ شد
شبیه لگد های به گور ها
درختان اعمال من شد ورق
که رویش نویسند سانسور ها
سیاهی گرفتم شدم کورِ جور
و رفتم به دنیای کم نور ها

عنوان شعر دوم : ....
......

عنوان شعر سوم : ......
.....
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت به غزلی از کوتاه از دوست شاعر خانم نرگس سیاه‌تیری، دوست عزیز ابتدا به شما تبریک می‌گویم که آثار خود را برای نقد ارسال می‌کنید، ادامه‌ی این روند قطعا به پیشرفت شما کمک خواهد کرد، اینکه در کمتر از یکسال توانسته‌اید تا حدود زیادی بر لوازم اولیه شعر کلاسیک اشراف پیدا کنید هم اتفاق بسیار خوبی‌ست، حالا باید کمی جدی‌تر به استفاده از این لوازم فکر کنید، من این غزل چهاربیتی را مبنای قضاوت شعر شما نمی‌دانم، چرا که غزلی با محدودیت‌های فراوان است، محدودیت وزنی و قافیه مهمترین این محدودیت‌هاست، دقت کنید در غزل‌هایی با وزن‌های اینچنینی که یک رکن ثابت و تکرار شده دارند صرفا کلمات محدودی را می‌پذیرند و حالا این وزن با قافیه‌ای سخت هم همراه شده است و این محدودیت را صدچندان کرده است، پس اولین توصیه‌ام به شما این است با وزن و قافیه‌های متداول‌تر و آسان‌تر بنویسید، باور کنید کسی بابت وزن و قافیه سخت به شما امتیاز ویژه‌ای نخواهد داد و در نهایت سطح شعر است که مبنای قضاوت خواهد بود، تا به حال کسی در توصیف ویژگی‌های مثبتش مثلا نگفته وزن و قافیه سختی دارد، اما اگر شاعر بتواند از یک وزن و قافیه آسان کار خوبی بکشد حتما امتیاز خوبی محسوب می‌شود.
تبر داده‌ام دست مامور ها
نبودم به فرمان دستور ها
نثار درختان من تیغ شد
شبیه لگد های به گور ها
درختان اعمال من شد ورق
که رویش نویسند سانسور ها
سیاهی گرفتم شدم کورِ جور
و رفتم به دنیای کم نور ها
در این غزل چهار بیتی اساسا معنا و مضمون کمی سردرگم و به هم ریخته است، این "من" شعر خیلی مشخص نیست از کجا می‌آید و چه ویژگی‌هایی دارد، تبر دست مامور دادن چه ارتباطی با مصرع بعد دارد، یعنی کسی که تبر دست مامور می‌دهد چرا به فرمان نیست، می‌بینید که ارتباط بین مصاریع چندان با هم محکم نیست، زبان هم در برخی سطرها با ایراداتی همراه شده است مثل مصرع چهارم شعر و آن "ی" اضافه در لگد‌ها، و حتی اگر بیشتر دقت کنیم می‌بینیم حتی "ها" هم اضافه است، یا مثلا "رویش نویسند" در مصرع ششم که مشخص کننده ضعف زبانی در شعر شماست، اگر با کلمه‌ی محاوره‌ای و امرزوی "رویش" مواجهیم پس شکل قدیمی بنویسند که نویسند است دیگر جایی در این شعر ندارد و آمدن این دو کلمه پشت سر هم اتفاق خوبی از نظر زبانی نیست، یا ترکیب "کورِ جور" که خوب از آب در نیامده، در مجموع غزلی‌ست که در دنیای محدودیت‌هایش اسیر است و بیش از معنا حفظ ظاهر کرده است.
شما در این شعر و شعرهای قبلی که برای پایگاه ارسال کرده‌اید نشان داده‌اید علی رغم سن کم ذوق خوبی دارید و امید است شاعر خوبی شوید فقط باید کمی بیشتر به خودتان سخت بگیرید.

با آرزوی توفیق.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.