شروع قدرتمندی داشته باشید




عنوان مجموعه اشعار : برای او
شاعر : احسان ارتگلی فراهانی


عنوان شعر اول : تن های تنها
میان جمعم و تنهای تنها
میان جمعم و تن هاست، تنها
میان جمعم و تفریق گشتم
میان جمعم و ذهنم چه تنها

عنوان شعر دوم : ایستگاه رفته
قطار می رود
تو مانده ای
تمام ایستگاه می رود
و من چقدر ساده ام
که سال های سال
در این گذار این قطار رفته ی حیات
به انتظار هیچ های پوچ
و لابه لای خاطرات خویش
ایستاده ام
ولی تو همچنان
ایستاده ای
به انتظار من
و من چقدر ساده ام
چقدر بی وفا...

عنوان شعر سوم : موج چو موج
نگاه می کنم به ماه
نگاه می کنم به آه
نگاه کردنم چه طول می کشد
ستاره دور می شود
ستاره نور می دهد
ستاره هم چو می رود،
دلم به آه می رسد
دلم به راه می رسد
میان من
میان او
زمان همان مسیر
صدا چو نور
موج چو موج
در آسمان، به داد می رسد
برای من، زمان زیاد می شود
دلم به آه می رسد
نقد این شعر از : روح‌الله احمدی
سلام به دوست جوانم. به پایگاه نقد شعر خوش آمدید. چه خوب که دوستان از جوانی نوشتن را شروع می‌کنند و چه بهتر که از همان جوانی به دنبال نقد شدن هستند تا با ضعف و قوت نوشته‌هایشان آشنا شوند و کیفیت آثارشان را بالاتر ببرند. روحیۀ نقدپذیری باعث می‌شود راه را سریع‌تر پیدا کنید و در این راه محکم‌تر قدم بردارید. مسیر شاعری مسیر خیلی ساده‌ای نیست و پیچ‌وخم‌های خاص خودش را دارد؛ درواقع کسب هر مهارتی به اطلاعات، تمرین و تلاش زیادی نیازمند است و خوب نوشتن هم یک مهارت است. اگرچه استادان برجستۀ زیادی در پایگاه نقد شعر هستند که با نقدهایشان به‌مرور بر کیفیت نوشته‌های شما تأثیر می‌گذارند اما این خودتان هستید که نقش اصلی را بازی خواهید کرد. همزمان که نوشته‌هایتان را برای نقد می‌فرستید، مطالعه را هم فراموش نکنید؛ خصوصاً مطالعه در زمینۀ موضوعاتی که منتقدان به آن‌ها اشاره می‌کنند.
از نوشته‌هایتان مشخص است که ذهن شما با «وزن شعر» غریبه نیست؛ یا درباره‌اش مطالعه کرده‌اید یا ذهنتان موسیقی و وزن شعر را خوب درک می‌کند که در هر حال این یک امتیاز است. البته که نیاز است تا به شکل دقیق‌تر و فنی‌تر دربارۀ وزن شعر مطالعه کنید تا بتوانید در قالب‌های کلاسیک یا اشعار نیمایی از آن بهره ببرید. بهتر است قالب‌های شعر را هم بیشتر بشناسید و مثلاً تفاوت شعرهای نیمایی و شعرهای آزاد و بی‌وزن را بدانید. شعر بی‌وزن هم قواعد پیچیده‌ای برای خودش دارد و هر نوشته‌ای که وزن نداشته باشد، شعر آزاد، شعر نو یا شعر سپید نیست. در کل برای اینکه نوشته‌ای به شعر تبدیل شود، راه‌های متفاوتی وجود دارد که باید درباره‌شان مطالعه کنید. آشنایی با قالب‌های کلاسیک هم ضروری است. غزل، مثنوی، رباعی و سایر قالب‌های کلاسیک شعر ویژگی‌های خاص خودشان را دارند. برای مثال وقتی با دو بیت شعر روبه‌رو می‌شویم، اول از همه ذهنمان به سمت رباعی یا دوبیتی می‌رود. هرکدام از این دو قالب، وزن‌های مخصوصی دارند که اگر رعایت نشود، آن دو بیت شعر دیگر رباعی یا دوبیتی نیستند و مثلاً می‌توانند دو بیت از غزل یا مثنوی طولانی‌تری باشند. قافیه و ردیف هم از دیگر ویژگی‌های ظاهری شعر در قالب‌های کلاسیک است که با توجه به قالب آن شعر، در پایان بعضی از مصرع‌ها می‌آیند و در بعضی از مصرع‌ها دیده نمی‌شوند. نوشتۀ اول شما با اینکه موزون است و وزن هر سطر آن «مفاعیلن مفاعیلن فعولن» است اما قالب مشخصی ندارد؛ دو بیت است اما نه رباعی است و نه دوبیتی. قافیه هم ندارد و مشخص نیست که این دو بیت می‌توانست قطعه باشد یا بریده‌ای از غزل یا مثنوی. همۀ این موارد به مطالعه نیاز دارد. کتاب «روزنه» نوشتۀ محمدکاظم کاظمی یکی از بهترین منابع مطالعاتی در زمینۀ شعر و مقدمات آن است.
از قالب و وزن و قافیه که بگذریم، به مضمون، درون‌مایه، زبان و شیوۀ بیان می‌رسیم. خیلی مهم است که ما در جایگاه شاعر چه می‌گوییم و چطور می‌گوییم. آیا حرف جدیدی برای مخاطب داریم؟ اگر به سراغ موضوعی تکراری رفته‌ایم، آیا توانسته‌ایم از دریچۀ نویی به آن نگاه کنیم و زاویۀ دید جدیدی به مخاطب بدهیم؟ آیا در نوشته‌هایمان خلاقیتی وجود دارد که ارائۀ ما را زیباتر کند و جذابیتی برای مخاطب داشته باشد؟ همۀ این سوال‌ها را باید از خودمان بپرسیم و جواب قانع‌کننده‌ای برایشان داشته باشیم. مثلاً نوشتۀ اول شما چه چیزی می‌خواست بگوید و آیا می‌تواند مخاطب را جذب کند؟ نوشتۀ دوم که همان مضمون تکراری ماندن و رفتنِ مسافر و قطار و ایستگاه را پیش کشیده است، چطور؟ پیشنهاد می‌کنم علاوه بر مطالعۀ مسائل تئوری شعر، خودِ شعر را هم زیاد بخوانید. به سراغ اشعار خوب شاعران امروزی بروید تا هم با زبان شعر امروز بیشتر انس بگیرید، هم موقع خواندن اشعار به جواب سوال‌هایی که مطرح کردم فکر کنید. ببینید شاعران چطور مضمون‌سازی می‌کنند! چطور از آرایه‌های ادبی استفاده می‌کنند! چطور از زبان و بیان مناسب برای انتقال مفهوم به مخاطب بهره می‌برند و...
یکی از بزرگترین سلاح‌های شاعران، اطلاعات و دانش آن‌هاست؛ دانش و سوادی که نتیجۀ مطالعۀ بیشتر و دقیق‌تر است. برای شما که در ابتدای راه هستید، چه چیزی بهتر از اینکه از همین ابتدای راه قوی باشید و قدرتمندانه به نوشتن ادامه دهید؟ احساس در نوشته‌های شما برجسته است و این هم می‌تواند امتیاز دیگری در کنار امتیاز موزون‌نویسی باشد. به نظر می‌رسد که استعداد شاعری داشته باشید، فقط نیاز است که دانش و توانایی استفاده از آن را پرورش دهید. در این یادداشت به نکاتی کلی اشاره کردم اما در نوبت‌های بعدی، که نوشته‌های شما هم سر و شکل بهتری به خود می‌گیرند، می‌شود به مسائل جزئی‌تری اشاره کرد. برایتان آرزوی موفقیت می‌کنیم و منتظر نوشته‌های جدیدترتان خواهیم بود.

منتقد : روح‌الله احمدی

روح‌الله احمدی که گاهی به اسم «بلبل» طنز می‌نویسد. متولد ۱۳۶۸ تهران شاعر، نویسنده، طنزپرداز و مجری نوازنده و مدرس هارمونیکا (سازدهنی) کوهنورد و طبیعت‌گرد - نویسنده و طنزپرداز مطبوعات و نشریات مختلف از جمله: رشد جوان و نوجوان، ماهنامه سپیده ...



دیدگاه ها - ۱
احسان ارتگلی فراهانی » شنبه 27 آذر 1400
سپاس فراوان

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.