نقد مجموعه خواستگاری




عنوان مجموعه اشعار : شعر خواستگاری
شاعر : وحیده احمدی


عنوان شعر اول : 1
اگر نه بگویم چه عالیجناب! بدون تعارف بگو یک کلام

نمی بخشی اَم یا که می بخشی اَم؟  بگو
مهربانم کدامش کدام؟

اگر دسته گلها بفهمند چی؟ بفهمند حسی ندارم به تو

اگر جعبه کیک روبان زده، بفهمد نبوده ست سنگ تمام؟

اگر مادرت وای اگر مادرم ببیند که چشمم به چشم تو نیست؟

اگر خواهرانم ببینند من نمی آورم بر لبم از تو نام؟

تو خوبی همانی که می خواستم. نه اهل گناهی نه با دود و دَم

قشنگی برومندی و با سواد، شریفی و اهل حلال و حرام

ولی من چرا مطمئن نیستم برای پذیرفتن سایه ات؟

چرا هی دمِ گوشم این جمله است:" بدون سلامی بگو والسلام"

شدم هم قدم یا که هم صحبتت برای دو ساعت کنارت ولی

چگونه شوم همسرت چون نشد که باشیم همراه یا همکلام


وحیده احمدی

عنوان شعر دوم : 2
می گفت مردی خاکی ام در آسمان ها نیستم

یک آدم معمولی ام، من مرد رؤیا نیستم

از دور می بینی مرا، قدری بیا نزدیک تر

نقاشی خط خورده ام، بی نقص و زیبا نیستم

در بقچه هر آدمی، از خُلق های تحفه هست

من هم شبیه دیگران، پاک و مبرّا نیستم

ما تکیه بر هم می کنیم اما پناه ما خداست

تو مقصد من نیستی من نیز مأوا نیستم

**

خیلی زلال و ساده خو، پیچیدگی اصلا نداشت

حتی خودش هم گفت من مثل معما نیستم

آرام شد حرفی نزد انگار کوهی کنده بود

من با خودم گفتم چه خوب انگار تنها نیستم

خندیدم و گفتم به او حالا که بحث زندگی است،

من هم بگویم دختر شاه پری ها نیستم!...


وحیده احمدی

عنوان شعر سوم : 3
اگر می خواهی ام دیگر چرا در کوچه ها باشیم؟

چرا باید فراری از نگاهی آشنا باشیم؟

به دنبال قراری دنج، دور از چشم آدم ها

کجا را می توانی دور از چشم خدا باشیم؟

بگو این دوست دارم ها برایت چند می ارزد؟

مگر ارزش ندارد تا که عمری با وفا باشیم؟

به زیر سقف تور بخت، باید شاد بنشینیم

نه اینکه دزدکی در خلوت پس کوچه ها باشیم

بیا تا مثل عاشق های پاک واقعی یک عمر

کنار هم زن و شوهر، کنار هم بیا باشیم


وحیده احمدی
نقد این شعر از : حامد حسینخانی
برای آغاز این یادداشت را که نقدی بر مجموعه "خواستگاری" هست، با این نکته آغاز می کنم که این مجموعه، شامل سه غزل است و شاعر کوشیده است در هر غزل با زاویه نگاهی ویژه، موضوع دوست داشتن و دوست داشته شدن را در مفهوم واقعی و سویه رئالِ زندگی مطرح کند. تجربه‌ای که هر انسان و به ویژه یک زن در مسیر زندگی با آن مواجه می شود. از آنجا که پدیدآور این شعر ها یکی از بانوان شاعر است اهمیت کار در این است که شاعر، هوشمندانه و البته جسورانه در جایگاه یک زن، موضوع مهم انتخاب همسفر و همراه زندگی را در شعر مطرح کرده است. سبب این اهمیت با نگاهی به پیشینهء شعر فارسی و سنت های حاکم بر آن بیشتر آشکار می شود؛ یعنی هرگاه ماه در گسترهء تاریخ ادبیات مان شعر بانوان را می جویم و می پژوهیم، بیشتر در می یابیم که زنان شاعر، بیش از آنکه مجال حضور خویش را به عنوان یک زن، در شعرشان داشته باشند، بنا به سنت ها و تحمیل های اجتماعی_فرهنگی و گاه تعصب های ناروای به ظاهر دینی، ناخواسته، وجه زنانهء نگاه و زبان خود را در شعر مخفی کرده و به جای آن گویی با ذهن و نگاه مردانه سخن گفته اند؛ به عبارت دیگر دخترانگی و زنانگی در شعر آنان غایب است؛ نهایتاً برخی از بانوان شاعر تاریخ ادبیات ما لحن و عاطفهء مادرانه را در شعر خود به نمایش گذاشته اند. مانند آنچه که در برخی از شعر های بانو پروین اعتصامی می بینیم؛ اما در شعر روزگار ما فروغ فرخزاد برای نخستین بار با جسارت تمام و برخلاف تمام این سنت های تحمیلی، شعرهایی را ارائه داد که هم خود او به عنوان یک زن با همه عواطف و نگاه ها و تجربه‌های زنانه در شعر حضور داشت و هم روح زنانگی در جهان شاعرانه او موج می زد. همچنین بانو سیمین بهبهانی با زبان و حال و هوای ویژه خود، این زنانگی را به نوعی تصویر و روایت کرد. امروز شماری از بانوان شاعر به چنین رویکردی باور دارند در این جهت تلاش می‌کنند. این تلاش از جنبهء هنری و ادبی ارزشمند است؛ زیرا که به قول "هایدیگر" هرگاه جهان ذهنی شاعر که آکنده از تجربه ها و عواطف و تخیلات و اندیشه های اوست، صادقانه در جهان عینی شعرش بازتاب پیدا کند، شعر به شعر بودن خود نزدیک تر می شود؛ بنابراین این سه شعر که به نوعی بازتاب تجربه‌های یک دختر در اجتماع امروز است اهمیت پیدا می کند.
اگر از منظر نقد روانشناختی و حتی جامعه‌شناختی به این سه غزل بپردازیم و با خوانشی روانکاوانه در صدد تحلیل این سه غزل برآیبم در می یابیم که هر کدام از این غزل ها بر محور نوعی تجربهء زنانه در برابر درخواست زندگی مشترک شکل گرفته است.
غزل اول، نوعی تردید را نمایان می کند. راوی در مقام یک زن با اینکه مرد خواستگار را خوب و قابل پذیرش برانداز می کند، اما در ژرفای ذهنش تردید می بییم؛ زن این شعر بر سر دوراهی در حالت دودلی به سر می‌برد که البته با توجه به رویدادهای اجتماعی این عرصه، قابل درک است.
در شعر دوم، راوی زن با روساخت تک گویی و مونولوگ و ژرف ساخت گفت و گو و دیالوگ، از مردی سخن می گوید که ساده و بی آلایش است و می توان به او اعتماد کرد.
در غزل سوم، زن راوی، در پرده هایی از شکِّ نزدیک به یقین، درباره مردِ خواهنده، سخن می گوید و به نوعی پوشیده، اظهار عشق او را هوس آلودگی کوتاه مدت معرفی می کند و غیر مستقیم و با لحنی پرسشی، به او پاسخ "نه"می دهد.
در این هر سه شعر، نوعی روایت گونگی حضور دارد و همین لحن شبه روایی سبب شده است که زبان شعری بیشتر به سمت زبان اخباری و معمولی حرکت کند؛ در این سه شعر خبری از تصویر آفرینی های خلاقانه نیست و تخیل که جوهرهء خلاقانهء شعر است تقریباً غایب است و تنها لحن عاطفی و دغدغه های عاطفی یک شاعر با ذهن زنانه، بار شعریت را به دوش می کشد. اگر شاعر، همین ذهن زنانه و دغدغه های دخترانه را برپایهء تصویر سازی های نو و هنرمندانه، همراه با لحن عاطفی و حسی درآمیزد، شعر او هنرمندانه تر و جاذبه مندتر رقم می خورد.
نکتهء پایانی اینکه به کار گیری زبان ساده و استوار و ظرفیت های موسیقیایی آن و انتخاب راحت و درست وزن های متنوع، توانایی و تجربهء شاعر را در این قلمرو نشان می دهد. شایسته است که این توانایی و تجربه، با خلاقیت بیشتر در راستای پیوند با صورت های خیال تقویت و فعال تر شود.

منتقد : حامد حسینخانی

حامد حسینخانی متولد 1359 در شهرستان رابر کرمان دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه شهید باهنر کرمان و عضو هیات علمی این دانشگاه از سال 1395 شاعر، مدرس زبان و ادبیات فارسی، منتقد ادبی، پژوهشگر و ترانه سرا



دیدگاه ها - ۲
وحیده احمدی » جمعه 03 دی 1400
سلام. از نقدتان تشکر می کنم. استفاده کردم
حامد حسینخانی » شنبه 04 دی 1400
منتقد شعر
سلام. برقرار و پایدار باشید.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.