زبان مستقل، یک قدم بزرگ




عنوان مجموعه اشعار : دفتر آذر
شاعر : علی شهودی


عنوان شعر اول : فراموشی یاران
گرچه او دست مرا پس زد و رفت از پیشم
من همان عاشق پابسته ی عهد خویشم

گر ببینی بچمن سرو مرا عرضه بدار
که بنفشه صفت از داغ تو سر در پیشم

ساقی دهر دهد زهر و گهی شهد مرا
نه به آن نوش خوشم نی پکر از این نیشم

هرکسی عقده خود را بسرم خالی کرد
لحظه ای وانشد از درد دل پر ریشم

اگر از تربت من بوی وفا میشنوی
بشنو اینجا به گل روی تو می اندیشم

من همان شاعر شیرین سخن تبریزم
که فراموشی یاران نَبُوَد در کیشم

جمعه 12 آذرماه 1400


عنوان شعر دوم : بوم و بر
بخوان یکبار دیگر ابرهای ابروانت را
بگو در بر بگیرند آسمان بیکرانت را
نمی خواهم ترا پژمرده بینم بیش از این ای باغ
نمی خواهم ببینم گریه های باغبانت را
بگو با من کجا رفتند بارانهای بار آور
که گوشم بر نمی تابد سکوت ناودانت را
نه بومی مانده برجای ونه بر، زین بوم و بر ،فریاد
که از زهرابه بیداد آکندیم جانت را
بنام عصر آزادی به بندت کرده بشکستیم
درختان تو یعنی چارچوب استخوانت را
نه موری می کشد کاهی نه ماری خیزداز چاهی
نه دیگری بلبلی خواند سرود جاودانت را
هزاران دانه امید افشاندیم و نشکفتند
کدامین نار غفلت سوخت خاک گلفشانت را
نکوبد گر سبک با ضربه های خیس باران در
که خواهد پس پرانیدن زسرخواب گرانت را
سبک مغزان سنگین جهل قدرت را ندانستند
چه ارزان باختند از کف هوای بس گرانت را
ولی نومیدی از بحر کرم ما را نمی زیبد
بخوان یکبار دیگر ابرهای آسمانت را
بگو باران اشک شور را شیرین زسر گیرند
بیفشانند و بنشانند داغ جانستانت را
خوشا روزی که فرش سبزه گردد پهن در دشتت
خوشا روزی که بینم جست و خیز آهوانت را
علی شهودی
شنبه 20 آذر1400


عنوان شعر سوم : ازمن بگریزید
من داغ دل آدمم از من بگریزید
تصویر غم عالمم از من بگریزید

نه خاکم و نه بادم و نه آبم و آتش
دریایم و کم از نمم از من بگریزید

آینده من در گرو حال کسی نیست
آینده پر مبهمم از من بگریزید

من زاده عصیانم و همبستر طوفان
پرورده دست غمم از من بگریزید

ای شعر سرایان و خدایان سخن من
همقافیه با ماتمم از من بگریزید

ای نغمه نوازان ننوازید مرا من
آمیزه زیر و بمم از من بگریزید

آن دم که نفس می رود و آمدنش نیست
من زنده به آن یک دمم از من بگریزید

نه تابعی از کسرم و نه تابعی از ضرب
من حاصل بیش و کمم از من بگریزید

از عهده عهد من لاقید نیایید
گه سستم و گه محکمم از من بگریزید

با من ننشینید که سودی ننمایید
من حال دل بر همم از من بگریزید

آن دم که نهد تیغ به پهلوی عزیزش
آشوب دل رستمم از من بگریزید


شهودی 9آذر 1400
نقد این شعر از : عبدالله مقدمی
با سه اثر مهمان شعرهای آقای علی شهودی هستیم. باید در همین قدم اول در مورد این سه اثر بگویم که هرکدام شعرهایی باقدرت قابل‌قبول هستند و البته خواندنی. کشف‌های زیبا و بدیع در شعرها کم نیستند و نکتۀ قابل‌توجه این است که شاعر توجه ویژه‌ای به ظرایف و ریزه‌کاری‌ها در ابیات دارد. تناسب‌ها و مراعات نظیرهایی که در شعر وجود دارد و توجه شاعر به حضور تضاد و ترادف و سایر رابطه‌های معنایی بین واژگان قابل‌توجه است. این‌ها البته امتیازهای کمی نیستند و باعث ارتقای شعر خواهند شد. در کل باید قبول کنیم که این آثار بالاتر از استانداردهای یک شعر قابل‌قبول قرار دارند.
اما بیایید از این تعریف کردن‌ها بگذریم و به چند نکتۀ خاص بپردازیم. اولین چیزی که بعد از خواندن سه شعر به ذهن بنده رسید نداشتن زبان و بیان واحد است. شاعر عالم شعر را به‌خوبی شناخته، می‌داند ازآنچه می‌خواهد و وارد حیطۀ اجرا هم می‌شود اما هنوز به زبانی متشکل و تثبیت‌شده که مخصوص خودش باشد نرسیده است. به نظرم باید آقای شهودی عزیز بیشتر روی این نکته تمرکز کنند. زبان و بیان شاعر امضایی است نانوشته و غیرقابل‌دیدن که روح آن در اطراف اثر حضور دارد. این امضای نانوشته چیزی شبیه سبک نقاشی هر نقاش یا قلم هر کاریکاتوریست است که ما بدون خواندن نام خالق اثر، می‌توانیم آن را حدس بزنیم.
شاید یکی از راه‌های رسیدن به این زبان این باشد مستقیماً تحت تأثیر زبان شعرهای دیگر قرار نگیریم. البته این تأثیرگذاری کاملاً غیرعمدی است اما به‌هرحال بر زیبایی اثر تأثیر می‌گذارد.
با یکدست شدن زبان، شاعر وارد حیطۀ اندیشه می‌شود. در عالم اندیشه هم ما به هارمونی و یکدستی نیاز داریم اما این به آن معنی نیست که در همۀ شعرهای خود یک حرف را بزنیم. کما اینکه شعرهای شاعران بزرگی مانند حافظ و مولانا و سعدی و ... بااینکه متفاوت و متنوع هستند، روح اندیشۀ واحدی را هم در خوددارند. پس لازم است به این نکته هم توجه بیشتری شود.

منتقد : عبدالله مقدمی

عبدالله مقدمی (زادهٔ ۱۳۵۹ خورشیدی) شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، طنزپرداز ایرانی است. از سال‌های میانی دههٔ هفتاد شروع به نوشتن کرد. اگر چه تا سال ۱۳۸۰ در جلسات و انجمن‌های تهران و شهرری فعالیت می‌کرد ولی در این سال با عضویت در انجمن شاعران ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.