غزل های روایی




عنوان مجموعه اشعار : شعر خواستگاری
شاعر : وحیده احمدی


عنوان شعر اول : 1
گُلی که داده ای دستم، شده تاج سرم آقا

به هر جا می روم این خانمی را می برم آقا

نگاهم با نگاهت گرم می گیرد، نگاهم کن

که چک چک بشکند قندیل های پیکرم آقا

یخم وا می شود نم نم کلامم می شود جاری

و آن یک جمله را هم بر زبان می آورم آقا

تو را من دوست دارم این دو روز آشنایی را

به نسبت از تمام عمر، خیلی بهترم آقا

ببین یک شاخه گل در من چه غوغایی به پا کرده!

چه خواهد شد اگر روزی بگیری در برم آقا


وحیده احمدی


عنوان شعر دوم : 2[/

باید کمی فرصت دهم شاید که یک هفته کم است

خیلی مسائل هست که در پیش چشمم مبهم است

گاهی دلم را می برد گاهی زمینش می زند

گاهی تبسم می کند گاهی بر ابرویش خم است

لغزیدن پای تو را، خبط و خطاهای تو را

مادر وساطت کرد گفت:" خوب هر چه باشد آدم است!"

باید که بشناسم تو را باید به من فرصت دهی

فعلا که تنها سایه ام با سایه سارت محرم است




وحیده احمدی

عنوان شعر سوم : 3
چی شد آخر جور شد یا نه؟

وصلتان مقدور شد یا نه؟

این در آن در می زدید، امروز

سعی تان مشکور شد یا نه؟

عطر اسفند آمد از خانه

چشم شیطان کور شد یا نه؟

شیخ تان با سخت گیری هاش

عاقبت مجبور شد یا نه؟

اسکناسی خفته در گنجه

خرج نقل و تور شد یا نه؟

یا کماکان فکر این هستید

استخاره جور شد یا نه؟


وحیده احمدی
نقد این شعر از : افسون امینی
سلام خانم احمدی عزیز. سه غزل شما را که به تاریخ 23 آذر فرستاده بودید، خواندم و بیشتر از آن، غزل های قبل شما و نقد اساتید بر آن ها را.
قبل از اینکه دربارۀ شعرهایتان حرف بزنم، دوست دارم نکته ای را گوشزد کنم. شنیدن و نقد شدن به خصوص برای دورۀ آموختن، بسیار خوب است؛ اما گاهی ضرورت دارد که وقفه ای ایجاد کنیم، به شنیده ها و آموخته هایمان برگردیم و ببینیم که چقدر از آن ها را برای بهتر شدن، پیشرفت و تغییر به کار برده ایم. گاهی لازم است از شنیده ها و آموخته هایمان استفاده کنیم، چند پله بالاتر برویم و دوباره برای تغییر جدید نقد شویم. این را از این لحاظ گفتم که امتیازهای داده شده به شما که در فاصله های زمانی متعددی است، در یک طیف ثابت می چرخد و از آن بالاتر نرفته است! و طبیعتا به این معناست که نقدهای گفته شده بر شعرهایتان را به کار نبسته اید. امیدوارم در بررسی بعدی، تفاوت چشمگیری را در امتیازهای داده شده به شما ببینم.
کلیات:
شما غزل را می شناسید و خوب غزل می گویید. زبانتان امروزی است و می دانید که شعر معاصر گفتن یعنی چه. در این نوبت، حال و هوای هر سه غزلی که فرستادید، یک جور است. انتظار، طعنه و گلایه، مضمون اصلی هر سه غزل است. حتی نوع انتظار هم از یک جنس و ماهیت است. این به خودی خود بد نیست؛ اما شعر، اگر بخواهد با مخاطب ارتباط برقرار کند -که فکر می کنم اولین رسالتش همین باشد- باید از دایرۀ شخصی شدن به درآید و جهان شمول تر شود و شعر شما به شدت به این وجه نیازمند است. غزل های شما، حداقل در این سه اثری که من دیدم، به شدت حال و هوای خصوصی دارند و از دغدغه هایی حرف می زنند که مخاطب، به ویژه مخاطبی از جنس دیگر، ارتباط کمی با آن برقرار خواهد کرد. همچنین غزل های شما به جهت روایی بودن، کمتر از تصویرسازی، تخیل و کشف شاعرانه بهره برده اند و این خطر وجود دارد که از شعر شدن فاصله بگیرند.
جزئیات:
غزل اول با ردیف آقا، بسیار شخصی است. ردیف آقا ردیف قشنگی نیست. در سه دهۀ اخیر، ردیف یا خطاب آقا و خانم در غزل ها زیاد دیده شده که معمولا خطاب به بزرگان دینی و مذهبی است و البته خطاب به محبوب در شعر نیز هست. اگر به این توجه دارید که با زبان کاملا امروزی شعر بگویید، فرهنگ رایج را نیز باید رعایت کنید. خطاب این گونه به محبوب، همسر، دوست و... امروزه در بین دختران رایج نیست. در گذشته همسران به مردانشان آقا خطاب می کردند؛ ولی این خطاب و این لحن، در بین نسل امروز استفاده نمی شود و بر همین اساس، این ردیف با فضای کلی غزل شما که امروزی است، همخوانی ندارد.
مصرع دوم بیت اول کاملا بی معنی و حشو است. منظور از خانمی معلوم نیست و اگر منظور همان گلی است که راوی گرفته، بسیار نازیباست. کل شعر به جز موارد ذکر شده روان و خوب است.
غزل دوم، غزل روانی است. شما در غزل روایی توانایید. یکی از دلایل بیش از حد شخصی بودن شعرهای شما، روایی بودن آن است. در بیت دوم، فاعل مشخص نیست. معمولا در غزل روایی، هر بیت، ادامۀ معنایی بیت بعد است؛ در اینجا تنها چیزی که در بیت قبل می تواند فاعل بیت بعد باشد، مسایل است که آن هم برای هر چهار جملۀ بیت بعد، فاعل نیست.
غزل سوم هم از نظر روایی غزل خوبی است. در غزل، به ویژه غزل هایی که ابیاتی کمتر از هفت بیت دارند، قافیۀ مکرر نیاورید. غزل، حتی اگر روایی باشد، باید با تخیل و تصویر همراه شود، تا شعر شود. یکی از مشکلات غزل روایی، نزدیک شدن به نثر منظوم و فاصله گرفتن از شعر است. به ابیات این غزل دقت کنید. تهی از هر خیالی است! در واقع شما روایتی را منظوم کرده اید که از تخیل شاعرانه تهی است. سعی کنید از این آفت دور شوید.

منتقد : افسون امینی

متولد ششم خرداد ماه 1350 در رامسر. شاعر بزرگسال (36 سال)، نویسندۀ کودک و ویراستار. دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه علامه. حوزۀ تخصصی کار: ادبیات و نشریات تخصصی نقد و نظریه در ادبیات کودک. شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.



دیدگاه ها - ۲
افسون امینی » یکشنبه 12 دی 1400
منتقد شعر
ممنونم از توجه شما. موفق باشید.
وحیده احمدی » شنبه 11 دی 1400
سلام. با تشکر از نقدتان.تمام نقدهای منتقدان گرامی را بارها خوانده ام و به نتایجی درباره شعرم رسیده ام. به امید خدا با در نظر گرفتن توصیه هایشان شعرهای بهتری خواهم سرود.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.