قضاوت ابدي




عنوان مجموعه اشعار : تکان اول
شاعر : حسین باقری


عنوان شعر اول : چه کاری
می دانم کارَت را خوب بلدی
اصلا کارِت نه کارات درسته

خوب برای فراموشیت بهانه
می تراشی
هم سرِ این کاری هم سرِ اون کار؟!

تو یه دو شغلهء حرفه ای هستی
هم فراموشکاری هم تراشکار

اگه فراموش نمی کنی
یا بهانه نمی تراشی
شاگرد خواستی بگو من هستم...

حس بهار

عنوان شعر دوم : پایان
خوش اومدی

به موقع  نه ولی  بد موقع هم نیست

بی رون با رون میاد
بی چتر چِتَر شدی

هول نباش بیا، حوله!
کجایی بیا چایی نچایی!

خسته ای؟ خودت خواسته ای
پایانش؟؟

نمی دانم ولی

می  با   رَد  بی  رَدِ پایان
گفته بودی پای آن در میان است...

حس بهار ۲۱ آذر ماه ۱۳۹۶







عنوان شعر سوم : بیداری


به خوابهایتان بگویید
آرام تر خواب ببینند
      بله بله بله
خودم گفتم آزادی خوب است
خیلی هم خوب است
ولی نه تا این اندازه
خوابتان الان مزاحم بیداری است
اگر بیدار نمی شوید حداقل
کمتر خوابِ بیداری ببینید
آزادی با مزاحمت فرق دارد
گفته بودم که...
حس بهار  ۲۴ آذرماه ۱۳۹۶
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
شعر «چه كاري» تنها فرم است ! يعني چه ؟
اينجا به طور خلاصه فرم را به اصطلاح شكل بيروني شعر تعريف مي كنيم . وقتي از شكل بيروني حرف شعر مي زنيم داريم فارغ از محتوا به نوع چينش واژه ها ، شكل دال ها ، بازي هاي زباني ، موسيقي و آهنگ توجه مي كنيم . پس ناگفته پيداست شكل دروني شعر به جهان مدلول ها و معاني ، تخيل ، تصوير و در كل محتواي آن معطوف مي گردد .
شعر «چه كاري» چه محتوايي دارد ؟ ظاهرا كسي وعده ديدار را فراموش مي كند و سر قرار نمي آيد !! چه محتواي فربه اي ! البته اين محتوا مي تواند شاعرانه طرح و ترسيم گردد اما شاعرانگي يعني چه ؟
شاعرانگي به تغيير هويت واقعيت در پروسه ي خبال پردازي برمي گردد . اين تغيير هويت در درونه ي زبان رخ مي دهد . به همين خاطر است كه شعر در طول تاريخ در قوالب و فرم هاي متفاوت و گوناگوني سروده شده است . در واقع فرم ، عَرَض است و ذات مخيل متن ، جوهر .
«چه كاري» در اصل ماوقع تغييري نداده است و تمام هم و غم شاعر تغييرات صوري زبان بوده است ... و «حسين باقري» در اين كار مهارت دارد و صنايع لفظي متعددي چون جناس ، ايهام ، تقابل ها و تكرارها عصاي دست او در اين متن است . كارَت را كنار كارِت آوردن و اين هر دو را كنار كارات (جاي كارت خالي !) اين كار را كنار اون كار آوردن . فراموشكار را كنار تراشكار آوردن و ... اين همه اما با چه غايتي صورت مي گيرد ؟ كه هيچ نگوييم يا چيزي درخور نگوييم يا كه نه حرفي براي گفتن داشته باشيم ؟! نمي خواهم روي محتواها ارزش گذاري كنم كه در نزد هر كس چيزي ارزش است و در نزد كسي ديگر همان جيز ضدارزش . با اين حال وقتي در انتهاي اثر مي بيني تراكمي از صنايع لفظي را داشته اي اما چيزي جز همان عبارت مختصر «فراموشي قرار» يا «بدقولي» يا «سر كار گذاشتن كسي» را دريافت نكرده اي احساس مي كني مي تواني در انتهاي شعر بپرسي : خب كه چه ؟ اين همه بازي براي همين ؟!
تراكم تكنيك در اين متن كوتاه بدون محتوا ، اثر را به تصنع و تكلف كشانده است و به جاي تحريك عاطفي مخاطب به جبهه گيري در برابر اظهار فضل تكنيكي شاعر وامي دارد .
آن چه در باره شعر «چه كاري» عرض شد ، با كمي تغيير در شاهد مثال ها ، راجع به شعر «پايان» هم ايضاً !!!!!
اما شعر سوم دقيقا با همان زبان و شيوه هاي بياني و با همان تكنيك ها و تقريبا با همان بسامد ديگر صرفا يك متن فرماليستي نيست . اين جا غايت متن ديگر فقط فرم نيست بلكه فرامتني اعتقادي نيز در پس اين متن هست كه از آن پشتيباني مي كند و به آن عمق مي بخشد . بازي ايهامي با خواب و بيداري ، همين بازي با آزادي ، فضاي پارادكسيكال كل شعر و بيان صميمي و مناسب با اين سوژه كه به درستي از ظرفيت هاي محاوره بهره جسته است اين متن را در مرتبتي بالاتر از دو شعر ديگر قرار مي دهد . نمي دانم كه آيا مرتبت بالاتر اين شعر نسبت به دو شعر ديگر قضاوت صحيحي است يا خير اما لااقل مطمئنم از ديدگاهي تعادل محور (تعادل بين فرم و محتوا) اين قضاوت نمي تواند خيلي هم غيرمنصفانه باشد !
قضاوتي ابدي !

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.