آیا درست است؟




عنوان مجموعه اشعار : غوطه ی مرگ
شاعر : سید‌محمد انتظار‌قائم


عنوان شعر اول : غوطه ی مرگ
«غوطه ی مرگ»

کویرِ چشمِ تو و یک سرابِ رؤیایی
فریب خورده ام از آن سرابِ دریایی

امیدوار به اینکه سرابِ چشمِ تو است
هنوز، خیره به دریایم و نمی آیی

شب است و بارشِ باران و چترِمن باز است
و چترِ باز، صدای سکوتِ تنهایی

به روی ساحلِ نمناک،گام میزنم و
دو ردِّ پا، شده کم، از قرارِ شیدایی

خزر، به رودِ دو چشمم که باز کرد آغوش
به آب میزنم از دردِ ناشکیبایی

و غرق میشوم و هر دو چشم خسته ی خواب
بخوان فرشته ی مرگم به گوش، لالایی

عنوان شعر دوم : ،
،

عنوان شعر سوم : ،
،
نقد این شعر از : حسین جلال‌پور
زمانی که داریم فکر می‌کنیم چگونه شعرمان را بنویسیم خوب است در انتخاب کلمات و چینش آن‌ها دقت کنیم؛ دقت کنیم کلمات و عبارات و نحوه‌ی قرارگیری آن‌ها در مصراع‌ها حداقل به‌شکلی نباشد که در تضاد با هم باشند. کلماتِ ما باید همدیگر را یاری کنند و صورت‌های ذهنیِ ما را شکل و نمایش دهند و به معرض دیدِ مخاطب بیاورند. وقتی متنی شکل می‌گیرد، دیگر خودش نشان می‌دهد (می‌گوید) آیا این صورتِ پیشِ‌رو کامل است و همین است که تشکّل‌یافته‌ی ذهن شاعر است یا می‌گوید این که می‌بینید ساختگی‌ست!
نکته‌ای که باید در ذهن داشته باشیم این است که ساخته‌های ذهنیِ ما باید بتواند به‌شکلی با بیرون از ذهن مطابقتی داشته باشد. الآن در این شعر مثلاً می‌توانیم بپرسیم سراب در کجا و چه زمانی شکل می‌گیرد؟ آیا سراب در دریا نقش می‌بندد؟ آیا سراب در شب هم پیداست؟ برای یافتنِ پاسخ لازم است شعر را بینیم، جایی که شاعر می‌گوید «امیدوار به این‌که سرابِ چشم تو است/ هنوز خیره به دریایم و نمی‌آیی» و در ادامه زمانِ اتّفاق را این‌گونه نشان می‌دهد: «شب است و بارش باران و چتر من باز است» در این بیت است که ما متوجه می‌شویم شاعر در شب دارد به دریایی نگاه می‌کند که فکر می‌کند سراب است... ارتباطی که بین مصراع دوم و سوم است ارتباطی‌ست بر پایه‌ی لغزانِ تناقض. شاعر گفته است «فریب خورده‌ام از آن سرابِ دریایی» و در مصراع بعد می‌گوید امیدوار به این‌که سرابِ چشم تو است. پس با درنظر گرفتنِ بیت‌ها شاعرِ این شعر کسی‌ست که می‌داند فریب خورده و نیز کسی‌ست که هنوز هم امیدوار است...
یک نکته‌ی بلاغی که لازم است بگویمش چون در این شعر هم وجود دارد، این است که بارها دیده‌ایم شاعران یک اضافه‌ی تشبیهی می‌سازند درحالی‌که مراقب طرفین آن نبوده‌اند. همین‌جا تکرار کنم که ساختنِ اضافه‌ی تشبیهی یکی از آسان‌ترین شگردهای ساخت تصویر است. این نوع ساخت، بیش‌از آن‌که محصول خلاقیت شاعر باشد، محصول عادت و‌ کلیشه و آسان‌گیریِ شاعر ا‌ست. در اوّلِ این شعر اضافه‌ی «کویرِ چشم» آمده است؛ یعنی چشمی که شبیهِ کویر است. وجهِ شبهِ این همانندی در چیست؟
گستردگی؟ پهناوری؟ بایربودن؟ سفیدی؟ کدام‌یک از این‌ها؟ شباهتِ کویر و چشم در چیست واقعاً؟ در بسیاری از اضافه‌های تشبیهی، در شعرهای امروز، این خلأ وجود دارد. وضعیتِ سرابِ دریایی هم معلوم نیست چگونه است. آیا منظور شاعر سرابِ دریامانند است؟ آیا نوع ساختش با سرابِ رؤیایی فرق می‌کند؟ ما در این شعر با سرابِ دریایی باید روبه‌رو باشیم یا سرابِ رؤیایی؟ سرابِ رؤیایی یعنی سرابِ غیرقابلِ‌باور یا سرابی که از بس خوب است نمی‌توانیم فکرش را هم بکنیم؟
نکته‌ی بعد در این شعر فعلِ «گام زدن» است؛ گام زدن اصلاً آیا درست است؟ آیا شاعر آن را با قدم زدن اشتباه نکرده است؟ گام برداشتن آیا بهتر و مناسبت‌تر نیست؟ آیا در مصراعِ دومِ همین بیت شاعر نباید می‌گفت دو ردِّپا کم «است»، به‌جای دو ردِّپا «شده» کم از قرار شیدایی؟

منتقد : حسین جلال‌پور

متولد ۱۳۵۵ در گناوه شاعر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.