جزییاتی رها شده




عنوان مجموعه اشعار : _
شاعر : فریده اصلانی


عنوان شعر اول : _
به طرز غریبی پاییز است
و به طرز عجیبی ناگزیر
تو آن بی سابقه ترین برفِ
پیش از زمستانی که هرگز نگذشت
و من شاخه ای خشک
که تنها در آتش به رستگاری میرسد
شاید اولین کسی نباشم
که تو را دوست دارد
اما اولین کسی هستم
که تو را هنوز دوست دارم
و هر روز به اینکه میوه ی رسیده
پوسته ی خودش را میترکاند ، فکر میکنم
به پیرزنی که هر شب رو به قبله میخوابد
و برای مرگ که این پا و آن پا میکند
دست تکان میدهد

و صورتش
ترجمان سنگ نگاره ای که
با هر زبانی بخوانی اش
زیبا لبخند میزند
زیبا گریه می کند

و چقدر میتواند حرف داشته باشد
دو حفره ای توخالی که
دنیای با عشق زیسته را
قرنهاست
به تماشا نشسته است

فریده اصلانی


عنوان شعر دوم : _
_

عنوان شعر سوم : _
_
نقد این شعر از : علی رضا فرهومند
سرکار خانم فریده اصلانی، سلام.
ششمین اثر ارسالی شما به پایگاه پیش رویم است. اثر های ارسالی پیشین تان را نیز یک به یک خواندم و نظرات دوستان دانشورم را نیز در موردشان مطالعه کردم.
ابتدا باید به این نکته اذعان کنم که شاعران جنوب، شاعران نشان دادن احساس و عواطف در دل جزییات طبیعت پیرامون خویش هستند شاید حضور قاطع طبیعت و چنین جزیی نگری ای از افق دید گسترده شان سر می زند که آثار شما نیز از این قاعده مستثنی نیست.
مبسوط در مورد محور عمودی، تقطیع، ویرایش پس از نگارش نخست و ... در نقد آثار پیشین با شما سخن گفته اند و این که شما را در اثر های کوتاهی که نگاشته اید موفق تر دیده اند.
در ادبیات داشتن طول فکر، هنری است که به راحتی به دست نمی آید و شاید بتوان باور داشت که این هنر حاصل مطالعات فراوان در کنار خوب اندیشیدن و دقیق نگریستن و ته نشین شدن کامل احساسات و عواطف باشد.
بی دلیل نیست که ما ایرانی ها به دلیل فرهنگ کلی گوی حاکم بر جامعه در تولید آثار موفق با طول فکر بلند کمتر موفق بوده ایم و در حوزه‌ی نقد نیز که حاصل جزیی نگری های فراوان است تولیدات به مراتب کمتری داریم.
و شاید همین موضوع دلیلی است که به طور مثال در تولید رمان کم کار تر از داستان کوتاه باشیم و همین طور، داستان های کوتاه دل نشین تری رقم زده باشیم.
شعر نیز بر همین منوال بوده و مستثنی نیست. از این روست که شعر های کوتاه پتانسیل جذب مخاطب بیشتری هم دارند بماند که شاعران ایرانی نیز در خلق چنین کارهایی موفق تر عمل می کنند.
اثر ارسالی شما به راحتی قابل تفکیک به بخش های علی حده ای است که حاصل هم نشینی شان منجر به یک فرم واحد نشده است و ضعف های ناشی از روایت، ساختار منسجمی را نتوانسته است پدید بیاورد.
هر چند که می توان در هر بخش از خلق تصاویری زیبا یا انتقال احساس شاعر در دل تصاویر لذت برد و با خالق اثر "هم حسی" هم داشت و با او پیش آمد ولی عدم انسجام آن بخش ها و نبود پیوند ژرف ساخت های اثر در مجموع و شکل نگرفتن فرم ارگانیکی مناسب کل اثر را عاقبت بخیر نکرده است.
با هم مرور کنیم :
1:
به طرز غریبی پاییز است
و به طرز عجیبی ناگزیر
2:
تو آن بی سابقه ترین برفِ
پیش از زمستانی که هرگز نگذشت
و من شاخه ای خشک
که تنها در آتش به رستگاری میرسد
3:
شاید اولین کسی نباشم
که تو را دوست دارد
اما اولین کسی هستم
که تو را هنوز دوست دارم
4:
و هر روز به اینکه میوه ی رسیده
پوسته ی خودش را میترکاند ، فکر میکنم
به پیرزنی که هر شب رو به قبله میخوابد
و برای مرگ که این پا و آن پا میکند
دست تکان میدهد
5:
و صورتش
ترجمان سنگ نگاره ای که
با هر زبانی بخوانی اش
زیبا لبخند میزند
زیبا گریه می کندو چقدر میتواند حرف داشته باشد
دو حفره ای توخالی که
دنیای با عشق زیسته را
قرنهاست
به تماشا نشسته است.
با توجه به توصیه های گذشته دوستان دانشورم، همین طور قدرت شاعرانگی شما بعید به نظر می رسد که خانم اصلانی از عهده‌ی چنین کاری نتواند برآید.
خواندن اشعار شاعران فراوان هم استانی تان که در زمره‌ی بهترین های "شعر دیگر" نیز قلمداد می شوند و تامل و مداقه در آن ها بی تاثیر نخواهد بود.
طی این مراحل هر چند در بدو امر پر مرارت باشد اما به حلاوتش می ارزد. آنگاه می توانید خود نخستین منتقد اثر خویشتن هم باشید چنان که خانم فروغ نیز در مصاحبه ای به این امر اشاره کرده اند. و دیگر بعضی سهل انگاری های اولیه و لغزش های احتمالی در حین خلق اثر که طبیعی هم هست را خود به راحتی بجویید و بر طرف نمایید.
حال با توجه به نظرات گذشته‌ دوستان دانشورم و تصدیع بنده چند نکته مختصر را به عنوان پیشنهاد در اثرتان انجام بدهیم و نتیجه را به خود شما وا گذار کنیم:
یک : حذف بخش 1 -که کاری را نیز از پیش نمی برد و فقط حکمی صادر می کند آن هم در ابتدای کار که خیلی تو ذوق می زند.- و بخش 3
دو: اصلاح تقطیع اثر
سه : یک دست کردن روایت ها تا بخش های مختلف چند دستگی روایی نداشته باشند.
چهار : حذف بخش های توضیحی و زاید و ویرایش جزیی
تو
آن بی سابقه ترین برفِ پیش از زمستانی
که هرگز نبارید
من
شاخه ای خشک
که تنها در آتش به رستگاری می رسید
و هر روز به این فکر می کرد
که میوه ی رسیده
پوسته ی خویش را می ترکاند

حالا
پیرزنی که هر شب رو به قبله می خوابد
به مرگ که این پا و آن پا می کند
دست تکان می دهد
و صورتش
سنگ نگاره ای است که
به هر زبانی بخوانی
زیبا لبخند می زند
زیبا گریه می کند
چقدر حرف دارند
دو حفره‌ی توخالی
که قرن هاست زیبایی دنیا را
به تماشا نشسته اند.
امیدوارم در آینده بیشتراز شما بخوانم و سر خوش از تاثیر کلام دوستان در دل تولیدات ادبی تان باشم.

منتقد : علی رضا فرهومند

دارای مدرک مهندسی عمران و کارشناس ارشد ژیوتکنیک شاعر، منتقد ادبی و مترجم مسیول صفحات ادبی پیام زنجان و مهر زنجان اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد چاپ شعر، نقد و ترجمه های مختلف در نشریات و سایت های ادبی کشوری و استانی رییس انجمن ادبی اشراق از سال 93 تا 95 داور چند جشنواره استانی



دیدگاه ها - ۱
فریده اصلانی » پنجشنبه 18 آذر 1400
با سلام خدمت جناب آقای فرهومند سپاس از نقدتون

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.