نقایصِ نقایض!




عنوان مجموعه اشعار : نقایضات!
شاعر : سید محمد صادق حسام زاده


عنوان شعر اول : چند نقیضه‌ی تک‌بیت
"-گاهی- تو را کنار خود احساس می‌کنم"*
شکر خدا تکرر کابوس‌ها کم است

چون که چشمان تو جز در پی زیبایی نیست*
بشکن هر‌چه که در خانه‌ی خود آیینه است!

"مژه‌ی سیاهت ار کرد به خون ما اشارت"
همه را بکن ز بیخ و مژه‌ای بکار از نو!

"شاهد عهد شباب آمده بودم به خواب"
ساعت من زنگ خورد
خواب خوشم گند خورد!

"چو پیر سالک عشقت به می حواله کند"
بگو که ما هم از این پس مریدشان باشیم!

"در دیر مغان آمد، یارم قدحی در دست"
وقتی اثر مِی رفت، دیدم که از "آگاهی‌"ست!

"جمال! یار ندارد نقاب و پرده" لذا
تو این‌وری بنشین، آن‌‌وری نگاه مکن

جمال! دختر تو نور چشم ماست چقدر!
"ولی چه سود که سر‌رشته در رضای تو بست"
یا
"بود که پرتو نوری به بام ما افتد؟"

بید مجنون در تمام عمر سر بالا نکرد
سعی سرو عشوه‌ریز از ریشه بوده بی‌ثمر
یا
خاصه فصلی کز درختان پیرهن افتاده بود!
〰️

*گاهی تو را کنار خود احساس می‌کنم
اما چقدر دل‌خوشی خواب‌ها کم است...
محمد‌علی‌بهمنی

*گر‌چه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست
دل بکن آینه این‌قدر تماشایی نیست
"فاضل نظری"



عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : روح‌الله احمدی
سلام دوست عزیز. از روزی که اولین نوشته‌هایت را برای پایگاه نقد شعر فرستادی و یادداشتی درباره‌شان نوشتم، یک سال می‌گذرد. مشخص است که در این یک سال، فضاهای متفاوتی را تجربه کرده‌ای و آثار مختلفی نوشته‌ای. اگرچه در این مدت آثار زیادی نفرستاده‌ای اما خوشحالم که از حرف‌های منتقدان پایگاه بیشترین بهره را برده‌ای و اکثر مواردی را که من و دوستان دربارۀ نوشته‌های شما گفته‌ایم، حالا کمرنگ شده‌اند. فرض را بر این می‌گذارم که بیشتر مطالعه می‌کنی و کمتر می‌نویسی؛ و سعی می‌کنی برای نوشته‌هایت وقت بگذاری تا کیفیت بیشتری داشته باشند. اگر این‌طور باشد که واقعاً خوشحال‌کننده است. قطعاً کیفیت خیلی مهم‌تر از کمیت است اما می‌توانی در فاصله‌های زمانی کمتری اثر بفرستی تا از روند نوشته‌هایت و ضعف و قوت آن‌ها زودتر مطلع شوی. استعداد خوبی داری که اگر با مطالعه همراه شود، رشد خوبی خواهی کرد؛ همان‌طور که تا امروز رشد کرده‌ای.
در یادداشت قبلی دربارۀ شوخ‌طبعی و به‌ویژه هجو کمی حرف زدم؛ و این بار، با توجه به آثاری که فرستاده‌ای، بیشتر با فکاهه و طنز کار داریم که از دیگر انواع شوخ‌طبعی حساب می‌شوند و حتماً با آن‌ها آشنا هستی. نوشتن تک‌بیت‌های نقیضه از طرفی سخت است و از طرفی آسان! سخت از این نظر که بعضی از مصرع‌های مشهور را طنزپردازانی مثل ناصر فیض، سعید بیابانکی و دیگران (از جمله خودم!) خرج کرده‌اند و از بین مصرع‌های مشهوری که جای شوخ‌طبعی دارند، گزینه‌های کمتری در دسترس است؛ از طرفی زیاد بودن تک‌بیت‌های نقیضه خودش می‌تواند کلاس درسی باشد! دقت در اینکه شاعران دیگر چه کار کرده‌اند و کدام تک‌بیت اصطلاحاً بیشتر گرفته است و بانمک‌تر شده است، می‌تواند شما را راهنمایی کند. از طرف دیگری سخت است چون در واژه‌های کمی باید تمام حرفت را جمع کنی و تازه باید بتوانی این کار را خوب انجام بدهی؛ و از طرف دیگری ساده است چون مناسب نکات کوتاه و شیرین‌کاری‌های امروزی است. با این توضیحات، به سراغ نوشته‌های شما برویم.
بیت اول که نقیضۀ بیت جناب بهمنی است، فکاهه است اما درخشان نیست! چرا؟ چون سطح شوخ‌طبعی و خنده‌داری‌اش پایین است و مخاطب را سر ذوق نمی‌آورد! اگر بیت طنزی بود و نکتۀ خاصی داشت، همین مقدار از شوخی و خنده کفایت می‌کرد اما چون فکاهه است، به خندۀ بیشتری نیاز دارد. بیت دوم نکته و مضمون دارد اما به جای اینکه به سمت طنز برود، خودش هم به بیت عاشقانه‌ای تبدیل شده است! بیتی که می‌توانست از اول همین‌طور باشد و اصلاً نقیضۀ بیت دیگری نباشد! تقریباً همان بازی بیت اصلی را هم انجام داده و می‌شود گفت کار جدیدی در آن انجام نشده است. یک نکتۀ حاشیه‌ای هم دربارۀ این بیت می‌توانم بگویم تا شاید باعث دقت بیشترت شود. دو واژۀ انتهایی مصرع شما «آیینه‌ست» خوانده می‌شود؛ حالا با توجه به واژۀ «نیست» در مصرع قبلی، بهتر نبود آیینه را به آینه تبدیل کنید و از «آینه هست» استفاده کنید؟ بازی دو واژۀ نیست و هست، می‌توانست امتیاز دیگری برای این بیت باشد. این نکته را گفتم تا توجه شما را به جزئیات و انتخاب واژه‌ها بیشتر جلب کنم. بیت سوم همان نکتۀ بیت اول را دارد و فکاهه‌ای متوسط است. بیت چهارم هم غافلگیری خاصی ندارد و همان مضمون تکراری از خواب پریدن را روایت می‌کند؛ آن هم بدون ارزش افزوده‌ای! قبل از اینکه به باقی بیت‌ها بپردازیم، این بیت ناصر فیض را بخوانیم:
داشتم دلقی و صد عیب مرا می‌پوشید
صد و یک عیب که شد، دلق من از کار افتاد
این بیت ناصر فیض هم بیشتر به سمت فکاهه تمایل دارد اما نکته‌های ریزی دارد! یکی اینکه جناب حافظ «صد» را به معنی «زیاد» استفاده کرده است اما جناب فیض به خود عدد گیر داده و از همان برای طنازی استفاده کرده است. دیگر اینکه «از کار افتادن دلق» نکتۀ خاص و عجیبی است که مخاطب را شگفت‌زده می‌کند! انگار وسیله‌ای برقی بوده که خراب شده و دیگر کار نمی‌کند. همین نکته‌پردازی‌ها و ظرافت‌هاست که باعث شیرینی این نقیضۀ تک‌بیتی شده است؛ البته سادگی و روانی بیان را هم به نکته‌های قبلی اضافه کنید و امتیاز آن را هم در نظر بگیرید.
بیت پنجم بهتر و شیرین‌تر از بیت‌های قبلی است. البته که همیشه می‌شود بهتر نوشت! شاید اگر مضمون این‌طوری بود که «آدرسش را به ما هم بدهید تا مریدشان باشیم» جذاب‌تر می‌شد. درست است که در این صورت اجرای سخت‌تری خواهد داشت اما گاهی به سختی کشیدن می‌ارزد. بیت ششم هم خوب از آب درآمده است! شاید هم خوب از مِی درآمده است، چون انگار با مضمون‌های مِی‌دار بهتر ارتباط می‌گیری! بیت یارِ بی‌نقاب هم می‌توانست تقویت شود و با همین پیام اصلی، بیان قوی‌تری در مصرع دوم آن ببینیم. مثلاً مصرع دوم می‌توانست «تو خود حجاب خودت شو! خودت رعایت کن» باشد که به مصرع دیگری از حافظ هم اشاره کند. البته که این مثال بداهه به ذهنم رسید و با تفکر و بررسی بیشتر، گزینه‌های دیگری هم به ذهن خواهد رسید.
شیوۀ معمول نوشتن تک‌بیت‌های نقیضه اینطور است که مصرع اول از شعر اصلی انتخاب می‌شود و طنزپرداز در مصرع دوم جواب می‌دهد. چرا شیوۀ معمول این است؟ چون هم ساده‌تر است، هم بهتر جواب می‌دهد! چرا بهتر جواب می‌دهد؟ یک دلیلش این است که مخاطب با خواندن مصرع اول، که مصرع مشهوری است، مصرع دوم شعر اصلی و مضمون آن را هم در ذهن می‌آورد اما ناگهان با مضمون دیگری روبه‌رو می‌شود و غافلگیری اتفاق می‌افتد. درخشان شدن تک‌بیت‌هایی که مصرع اول آن را طنزپرداز می‌نویسد، سخت‌تر است. هم تجربه، رندی و هنرمندی بیشتری نیاز دارد، هم باید مصرع دومِ خیلی مناسبی داشته باشد. از پیشنهادهای شما مشخص است که خودتان هم نمی‌دانید کدام مصرع دوم برای آن کاملاً مناسب است! جدا از انتخاب مصرع دوم مناسب، مصرع اول هم قوی نوشته نشده است. آقاجمال هم در این بیت کارکرد خوبی ندارد؛ برعکس بیت قبلی که جمال! بهتری داشت. برای آخرین بیت هم پیشنهاد دوم، که به پاییز اشاره می‌کند، بانمک‌تر است. البته اگر می‌شد به جای «خاصه» از «حتی» استفاده شود، مضمون بهتری درست می‌شد؛ چون غلظت ماجرا فرق می‌کرد! مصرع سرو عشوه‌ریز هم مضمون خوبی دارد اما بیان آن ساده، راحت و صمیمی نیست و برای مخاطب خیلی دلنشین نخواهد بود.
بیشتر نکته‌هایی که گفتم، می‌تواند در نوشته‌های دیگرت هم وجود داشته باشد؛ نوشته‌هایی که برای ما نفرستاده‌ای! پس خودت آن‌ها را بررسی کن و به ضعف و قوتشان آگاه شو. می‌دانم که با مطالعه، تلاش و تمرین بیشتر، رشد خواهی کرد و نوشته‌های بعدی که برایمان می‌فرستی، قوی‌تر از این خواهند بود. موفق باشی.

منتقد : روح‌الله احمدی

روح‌الله احمدی که گاهی به اسم «بلبل» طنز می‌نویسد. متولد ۱۳۶۸ تهران شاعر، نویسنده، طنزپرداز و مجری نوازنده و مدرس هارمونیکا (سازدهنی) کوهنورد و طبیعت‌گرد - نویسنده و طنزپرداز مطبوعات و نشریات مختلف از جمله: رشد جوان و نوجوان، ماهنامه سپیده ...



دیدگاه ها - ۲
سید محمد صادق حسام زاده » شنبه 13 آذر 1400
بسیار ممنونم، نکته‌های خیلی خوبی آموختم و این نقد خودش یک کلاس نقیضه‌‌سرایی بود
روح‌الله احمدی » یکشنبه 14 آذر 1400
منتقد شعر
خواهش می‌کنم. امیدوارم به‌زودی آثاری از شما بخوانیم که نشانه‌های رشد و پیشرفت در آنها به وضوح دیده شود و از خواندنشان کیف کنیم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.