تجربه‌ی زیبای کوتاه‌سرایی




عنوان مجموعه اشعار : شعر کوتاه
شاعر : علی حر


عنوان شعر اول : 1
1
من از پاییز فهمیدم
که روزی پیر خواهم شد
ولی در اولین منزل
چه جای برگ ریزان بود؟

عنوان شعر دوم : 2
2
رهگذارن
به خانه ها رسیدند
چراغ راهنمایی
هنوز سر چهار راه

عنوان شعر سوم : 3
3
تفنگ پرنده را برد
درخت تنها شد
خدا نظاره کرد


4
غم تو
ردپا نبود گم شود
به زیر برف سالها
شبیه قله ای، سفید شد
ولی بزرگ تر
نقد این شعر از : ضیاءالدین خالقی
پیش از این مفصل درباره‌ی شعر کوتاه امروز و شعرهای کوتاه ارسالی آقای علی حر نوشتم و مباحثی را مطرح کردم؛ سخنان و بحث‌هایی در این باره‌ که شعر کوتاه نباید شبیه کاریکلماتور، کلام قصار، معما و چیستان باشد و یا بُرشی باشد از یک شعر غیرکوتاه؛ یعنی باید ساختارمند باشد و... البته یک شعر کوتاه می‌تواند اندک‌شباهت‌هایی به موارد گفته‌شده داشته باشد. یعنی در درجه‌ی اول باید شعری مستقل باشد و دارای شعریت، بعد طبیعی است اگر اندک‌شباهتی هم به کاریکلماتور، کلام قصار و معما داشته باشد. در واقع باید یکسره مثل موارد برشمرده نباشد و یا شباهت آنقدر نباشد که مخاطب آن را بین شعر کوتاه و غیرِ آن اشتباه بگیرد.
شعر کوتاه را نمی‌توان دست کم گرفت؛ ما شاعران بزرگ کوتاه‌سرایی داشته‌ایم که همگی از شاعران بزرگ دوران خود بوده‌اند؛ در شعر قدیم عمر حکیم خیام تنها با تعدادی رباعی و باباطاهر با حدود صد دوبیتی در ردیف شاعران بزرگ زبان فارسی قرار می‌گیرند. در شعر امروز هم شاعرانی همچون بیژن جلالی و منصور اوجی که در کل کوتاه‌سرا هستند، از جمله بزرگان شعر امروز فارسی‌اند. عمران صلاحی، سیروس نوذری که شعر کوتاه بسیار دارند و دیگر شاعران خوب امروز نیز بخشی از اشعارشان کوتاه است.
پس نتیجه می‌گیریم که شعر کوتاه مانع بزرگ‌شدن شاعری در شعر نمی‌شود. برای درک و فهم شعر نو کوتاه امروز هم ما الگوهای مناسب و فراوانی داریم؛ الگوهایی که می‌تواند شاعران تازه‌کار و جوان را به‌سمت بهترین‌راه در حوزه‌ی شعر کوتاه هدایت کند. طبیعی است که هرکس که بخواهد در شعر نو کوتاه سرآمد شود، باید از خود نیز ابتکار و همتی نشان دهد و نوآوری‌هایی داشته باشد، تا بتواند بر زبان فارسی و شعر فارسی چیزی بیفزاید. در واقع شاعری که نتواند بر شعر زبان و شعر فارسی چیزی بیفزاید و آن را ارتقاع دهد، از جمله بزرگان زمان خود در شعر نخواهد شد.
اما شعرهای نو کوتاهی که آقای علی حر این دفعه فرستاده، نسب به اشعار کوتاه قبلی‌‌اش، جاافتاده‌تر و موجزترند و از منظر زیبایی‌شناسی قابل دفاع. شعر 1 در عین سادگی و حتی بدیهی‌بودنش در دو سطر اول، با دو سطر دوم و آخر خود معنا و جان می‌گیرد و از یک محتوای سطحی به محتوایی دلچسب و دلخواه می‌رسد؛ آن هم به‌واسطه‌ی عنصر عاطفه، بیان خوب، انتخاب شایسته‌ی کلمات و تناسبی که بین کلمات وجود دارد. این‌ها سبب زیبایی و جاافتادگی اثر می‌شود.
شعر 1 شعر عمیق و گسترده‌ای نیست، اما شعری زیبا، جاافتاده، جذاب و دلچسبی است، و این‌ها نیز از ارزش‌های شعری است:
«من از پاییز فهمیدم
که روزی پیر خواهم شد
ولی در اولین منزل
چه جای برگ ریزان بود؟»
شعر 1 و سه شعر دیگر ارسالی آقای علی حر نشان می‌دهد که او خوب به حرف منتقدان گوش کرده و در کار شعر کوتاه غور کرده است و به یک درک و فهم بالایی از آن رسیده است که البته این اصلا کافی نیست؛ زیرا میدان شعر فراخ است و طبعا میدان یادگیری و تجربه در آن نیز بی‌نهایت.
شعر 2 نیز در عین سادگی و وضوحی که دارد، مخاطب را به فکر وامی‌دارد، و این یکی از هنرهای شاعری است که آقای علی حر آن را در شعر ذیل به ظهور رسانده است:
«رهگذارن
به خانه‌ها رسیدند
چراغ راهنمایی
هنوز سر چهارراه.»
آقای علی حر در سرودن شعر کوتاه مهارت پیدا کرده است؛ اما این مهارت اگر با معرفتی بالا و یا والا و یا تکامل‌یافته یکی و یگانه نشود، شاعر از بیرون رشد می‌کند و از رشد و تکامل درونی بازمی‌ماند؛ آنگاه گروه گروه مخاطب سطحی و عام پیدا می‌کند که در هر دوره‌ای، خاصه در دوران ما و امروزه چه‌بسیار از این دست شاعران و مخاطبان دیده‌ایم. معرفت از طریق مطالعه و تجربه و تفکر کسب‌کردنی است، اما چه بسیارند آدم‌ها و شاعرانی که در این هر سه راه گام برمی‌دارند، در آن غور کرده و در کسب آن می‌کوشند, اما چون غواصی بیهودگرد چیزی صیدشان نمی‌شود، یا صیدشان لاغر و ناچیز است. چرا این اتفاق می‌افتد، مبحثی دیگر است که...
شعر 3 خوب است اما در سطر سوم قطعیتش آنقدر بالاست که می‌توان شعارش نامید:
«تفنگ پرنده را برد
درخت تنها شد
خدا نظاره کرد.»
در شعر هرچه به‌سمت سوالی‌کردن درونی(نه ظاهری) پیش برویم و از قطعیت بکاهیم، برنده‌ایم. مهم‌تر از این، ایجاد تضاد و پارادکس است که در کل قطعیت را حذف می‌کند و نتیجه و حرف آخر را به دست سنتز می‌سپارد؛ سنتزی که تاویل‌پذیر است و قطعیت‌پذیر نیست اما مفهوم است و... این داستان پردامنه است و معذورم بدارید از ادامه‌اش.
شعر 4 هم بسیار زیباست، به‌شرطی که سطر آخر حذف شود؛ چون با این سطر: «شبیه قله‌ای، سفید شد»، شعر کامل است:
«غم تو
ردپا نبود گم شود
به زیر برف سال‌ها
شبیه قله‌ای، سفید شد
ولی بزرگ‌تر.»
تبریک می‌گویم به دوست عزیزم آقای علی حر برای رشد زیباشان در شعر کوتاه. آرزوی موفقیت روزافزون دارم برایش. خوب است در «جشنواره شعر کوتاه امروز» در تلگرام نیز مشارکت کند.

منتقد : ضیاءالدین خالقی

ضیاءالدین خالقی، شاعر، نویسنده، منتقد ادبی، متولد مهرماه 1342 لنگرود. تا 3سالگی باخانواده در قم ساکن بودیم، از سال 46 تا 56 ساکن تهران شدیم، سپس ساکن لنگرود. بعد از اتمام دبیرستان و سربازی، دوبار در دانشگاه قبول شدم و هر دوبار تحصیل را نیمه‌کاره رها ...



دیدگاه ها - ۲
ضیاءالدین خالقی » پنجشنبه 11 آذر 1400
منتقد شعر
سلام. در تلگرام همین عنوان را سیو کنید.
علی حر » پنجشنبه 11 آذر 1400
با عرض سلام خدمت استاد گرانقدر جناب ضیاءالدین خالقی و عرض تشکر از مجموعه اساتید دلسوز زبان و ادبیات فارسی از لطف بی دریغتون سپاسگزارم، اگر پیشرفتی احساس شده حتما نتیجه نقد به جا و موثر و راهنمایی دلسوزانتون بوده و البته حسن نظر شما بسیار امیدبخشه در ادامه راه. در مورد جشنواره شعر کوتاه امروز چیزی پیدا نکردم ممنون میشم راهنمایی بفرمایید، برقرار و سلامت باشید

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.