وقتی قالب رباعی است




عنوان مجموعه اشعار : کسی شبیهِ من
شاعر : مهسا طایری


عنوان شعر اول : تاوان
این مرده هنوز در تنش جان دارد
شاید به خدا هنوز ایمان دارد
هرچند به من زخم زدی،میدانم
یک روز بدی های تو تاوان دارد

#مهساطایری

عنوان شعر دوم : ماهیِ تنگ خسته
آن پنجره ام که بسته ام،بعداز این...
آن آدمِ دل شکسته ام،بعد از این..
تو سنگ بزن شکستنی می شِکَند
من ماهیِ تُنگ خسته ام،بعد از این...

#مهساطایری

عنوان شعر سوم : حسرت
انصاف نبود این همه رنجیدنِ من
با چشمِ خودت در بغلش،دیدنِ من
تو خواستی وُ من سرِ لج افتادم
تاوانِ بدی داشت،نفهمیدنِ من

#مهساطایری
نقد این شعر از : افسون امینی
سلام مهسا خانم عزیز.
کلیات:
رباعی از شعرهایی است که من از آن تعبیر راه رفتن روی طناب دارم. در ابیات کم، با کلمات محدود، باید حرف بزنی، آن هم حرفی تاثیرگذار که در ذهن ماندگار شود. مایۀ اصلی رباعی های شما گلایه است. در مجموع رباعی های شما یکدست هستند و تا حد زیادی توانسته اید از پس آن برآیید، اما دو چیز در رباعی های شما کم است:
یکی موضوعی که تکراری نباشد و حرفی تازه برای گفتن داشته باشید و یا به موضوعی تکراری، از زاویه ای جدید نگاه کنید. دوم، ضربۀ مصرع پایانی رباعی که باید کوبنده، غافلگیرکننده و همراه با کشف باشد. درست مثل رونمایی از تابلویی ارزشمند.
جزئیات:
مضمون رباعی تاوان، مضمونی معمولی است. مصرع دوم از نظر زیبایی معنایی خیلی خوش ننشسته. کلمه ها در شعر باید حساب شده انتخاب شوند. در رباعی، انتخاب کلمه ها در مصرع اول و دوم بسیار مهم است و باید از آن ها برای پرش در مصرع آخر استفاده کرد. اگرچه در کلیت رباعی، پیوند معنایی برقرار است، اما اگر از کلمۀ مرده در مصرع پایانی استفادۀ معنایی می شد، شعر جان تازه ای می گرفت.
رباعی ماهی...، رباعی قوی تری است. استفاده از ردیف، به آن زیبایی و قوت بیشتری بخشیده. مصرع ها خیلی خوب به دنبال هم آمده اند. انتخاب کلمات خوب است، اما می تواند بهتر باشد. در مصرع اول از پنجره، در مصرع دوم از دل، در مصرع سوم از سنگ و شکستن و در مصرع چهارم از ماهی و تنگ صحبت شده. پنجره و دل و تُنگ و سنگ، با شکستن مربوطند. تُنگ در صورت نوشتاری تَنگ هم خوانده می شود که با دل مربوط است. در واقع به زیبایی از ایهام تناسب استفاده شده است. می شود در مصرع دوم به جای آدم دل شکسته از تعبیر بهتری استفاده کرد که با مصرع پایانی ارتباط بیشتری داشته باشد.

رباعی حسرت از شاعرانگی کمی برخوردار است. در واقع اگر قرار باشد این مضمون به زبان عادی گفته شود، فرق چندانی جز موزون بودن، با این رباعی ندارد. خیال، عنصر اصلی شعر است. شعر تهی از خیال، نمی تواند شعر باشد. صِرفِ تصویرسازی در شعر، لزوما به معنای خیال پردازی نیست. این رباعی در مصرع دوم تصویری ارائه کرده که یک تصویر واقعی است، نه تصویر شاعرانه. همچنین، کلمۀ نفهمیدن در مصرع پایانی، با انصاف نبود در مصرع اول، در تضاد است. به این معنی که اگر مجازات رنجیدن، به دلیل نفهمیدن بوده، پس نباید بی انصافی باشد. در مجموع، حرف تازه و کشفی در این رباعی نیست. این شعر بیش از حد شخصی است و همین باعث ارتباط ضعیف با مخاطب خواهد شد.
توصیه:
اگر به این قالب شعری علاقه مند هستید، رباعیات قوی گذشتگان مثل خیام، مولانا، ابوسعید و شاعران معاصری مثل قیصر، سلمان هراتی، وحید امیری، سید حسن حسینی و... را زیاد بخوانید و به انتخاب موضوع، انتخاب کلمات و چینش آن ها برای رسیدن به ضربۀ پایانی رباعیات دقت و توجه ویژه داشته باشید.

منتقد : افسون امینی

متولد ششم خرداد ماه 1350 در رامسر. شاعر بزرگسال (36 سال)، نویسندۀ کودک و ویراستار. دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه علامه. حوزۀ تخصصی کار: ادبیات و نشریات تخصصی نقد و نظریه در ادبیات کودک. شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.