به درخشش شهاب




عنوان مجموعه اشعار : آرزوی شهاب
شاعر : شهاب مهری


عنوان شعر اول : مبدا قرن نوین
غرق حیرت کرده‌ای نقاش‌ها را نازنین
بعد طرح چهره‌ات خالق به خود گفت: آفرین

عیب‌جو یک لکه روی دامنت پیدا نکرد
عاقبت شد کور چشم تیز‌بینِ ذره‌بین

خواهشا نگذار چشمت پشت گیسویت رود
ای خسوفِ چشم‌هایت مبدا قرن نوین

شاخه‌ی سبز سلام‌َت شد درخت سال نو
عید نوروز آمد و در سفره دارم هشت‌سین

گر سفر کردی و فصلِ برگ‌ریزان آمدی
زیر پا رخسار زرد عاشقانت را ببین

کوه، شبهایی که از سَردرد می‌پیچد به خود
میگذارد پیش تو بار غمش را بر زمین

عمق احساس مرا با قد امواجم نسنج
دل که آرام‌ست، خواهد شد محبت ته‌نشین

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : جواد نوری
به به چقدر روان و‌ سلیس و ساده، توصیف هایی زیبا از آنچه در چشم شاعر زیبا جلوه کرده، بدون اطناب و بدون پیچیدگی ها و تکلف های معمول، غزل عاشقانه و دلنشینی سروده اید. اگرچه بخاطر نبود ردیف غزل فاقد آن موسیقی لازم در لابلای سطور است و این به نوعی خاصیت شعرهای بی ردیف است، بااین حال می توان گفت شاعر به خوبی از عهده سرایش غزل برآمده و چندان رنجی برای ساخت و پرداخت این غزل متحمل نشده است، این نشان از طبع سالم و توانای شما دارد،
بااین حال نکاتی که از نظر بنده می باید عنوان شود را برایتان می نویسم،
بیت اول شعر شما که طلیعه شعر شماست و‌ باید صلابت و استواری و درخشش ویژه ای داشته باشد، تا بتواند مخاطب و خواننده شعر را همراه خود کند، این اتفاق در شعر سنتی ایران تبدیل به یک قاعده شده‌است، یعنی گاهی بخاطر سرودن زیاد شعرهای سست و ضعیف ذائقه خوانندگان از شعر زده شده و در همان برخورد اول شعر خود را عرضه می دارد که چه محتوایی دارد و شاعر آن دارای چه توانایی هاییست، آیا مطلع شعرش نشان از یک غزل زیبا و دلنشین دارد یا تکرار مکررات است، به همین دلیل می باید التفات ویژه ای به نقطه ی آغازین شعر خود داشته باشید، بیت اول شما آن ویژگی هارا ندارد، زیرا مضمونی ست که به کرات به شعر آورده شده و از فرط تکرار نخ نما شده، همه آنها هم برمی گردد به همان آیه شریفه ی فتبارک الله احسن الخالقین، شاعران زیادی قبل از شما همین مضمون را به شعر وارد کرده اند.
اما تصاویر شاعرانه و زیبای شما از بیت دوم غزل آغاز می شود،بیت دوم دارای نوعی حسن تعلیل است، اینقدر ریز شدن در جزییات اگرچه نوعی بار طنز دارد ولی در واقع از خصیصه های شعر سبک‌ هندی ست، اینکه برای عیب جویی ذره بین بدست گرفته باشند وبا آن جزیی نگری و‌ ریز شدن عیبی و ایرادی هم پیدا نکنند طنز ملموس و زیبایی در خود دارد،
بیت سوم هم به همین زیبایی ست. اما شاعر از یک نکته غافل بوده و دچار تناقض شده است. اینکه از معشوق بخواهیم مانع خسوف یا پنهان شدن چشمهایش در پشت گیسوهای سیاه و‌ شب گونه اش بشود درخواست منطقی ست. و هزارسال ادب فارسی هم همین را پی‌گیری کرده که از صبح وصال به شب فراق نرسد. شاعر از شب و سیاهی و وحشت تنهایی ترس دارد، ولی مصرع دوم شما مکمل معنای مصرع اول نیست. خسوف چشمهای شاید بتواند مبدا و نقطه عطفی در حیات شاعر باشد تا قرن نوینی را بشارت دهد ولی معنای مصرع دوم زیباست درصورتی که شما تمایل داشتید بگویید نگذار این اتفاق بیفتد. یعنی دوست دار قرن نوین نیستید. حالا اگر بعنوان یک خواننده برای اصلاح این تناقض پیشنهادی به شما بدهم آن کلمه خسوف را برداشته و جای آن طلوع می گذارم.‌در این صورت معنی کاملا بسامان و فاقد تناقض خواهد بود
خواهشاً نگذار چشمت پشت گیسویت رود
ای طلوع چشمهایت مبدا قرن نوین.

نوین بودن و آغاز و طلیعه با طلوع هماهنگی و تناسب بیشتری دارد.
بیت بعدی حسن تعلیل زیبایی در خود مستتر دارد. دلنشین است. نیازی نیست که بخواهیم مو را از ماست بکشیم بیرون و دنبال عیب و ایراد بگردیم. بیت زیبا و جالبی ست. لبخند رضایتی نیز بر لب خواننده می آورد. سلام معشوق سین هشتم سفره نوروزی شاعر شده. شعر یعنی همین.
بیت بعدی گر سفر کردی و... هیچ اشکالی بر آن مترتب نیست اما استحکام و زیبایی بیت قبل و بعد خود را ندارد. خیلی شعارگونه. است. گویی برای بکارگیری قافیه ببین آمده. خیلی هم بیت شاعرانه ای نیست. اما بیت بعدی بخاطر تصویر زنده و‌پویای آن دربردارنده نگاهی متفاوت و تازه است. اینکه یک کوه سردرد داشته باشد. این شخصیت بخشی و جاندار نداری کوه از یک طرف هم خیلی شاعرانه است و نگاه نو و تازه و پرطراوت شاعر است و از یک طرف سابقه کلامی و فلسفی و حتا عرفانی دارد. در مباحث فلسفی ملاصدرا حرکت جوهری مطرح شده و آن هم برگرفته از آیه ای از قرآن کریم است به این مضمون و معنی که: کوه هارا می بینی که ساکت و ساکن اند. در حالیکه مثل ابر در حرکت اند. بیت شما چه ازین مطلب و مضمون آگاه بوده باشید چه نبوده باشید دارای این زیبایی و جذابیت هست. همین معنی را به ذهن خواننده متبادر می کند.

حقیقتا از روانی طبع و‌شعرتان لذت بردم. فقط توصیه می کنم که اندکی سخت گیر تر باشی و به راحتی از کنار هر ترکیب و تعبیر و تصویری نگاری. متمرکز باشی و بهترین آن را در شعر بیا

وری.
با آرزوی سلامتی و موفقیت برای شما شاعر عزیز. با احترام جوادنوری

منتقد : جواد نوری

جواد نوری. متولد 1356 شهرستان بهار. متاهل. دارای دوفرزند. کارشناس ارشد ادبیات کارشناس واحد شعر و ادبیات حوزه هنری همدان به مدت ده سال. رئیس انجمن ادبی بهار به مدت هفت سال. رییس انجمن حافظ شناسی مدت دوسال. عضو هیئت مدیره خانه شعروادب استان همدان. سردبیر ...



دیدگاه ها - ۱
شهاب مهری » شنبه 13 آذر 1400
ممنونم از لطف شما حتما توصیه‌هایتان را به کار خواهم بست. فقط درباره‌ی بیت آخر چیزی نگفتید، اگر نکته‌ای هست منتظر پاسخ شما هستم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.