جهان اولیه‌ی شاعر



عنوان مجموعه اشعار : شعر
عنوان شعر اول : معراج
رفتنت معراجی‌ بود برکرانه‌های آسمان
وبرای این پرنده‌ی پرشکسته
پرتگاهی به عمق انزوا
گل‌های این دره محکومند
به اسارت آغوش خارها
یاس‌های آسمان را بچین
به دیدنم بیا
سال‌هاست شب‌های بیداری‌ام
میهمان ندارد.

عنوان شعر دوم : پرستو
تنت وطنم
وآغوشت آشیانم
این پرستوی مهاجر سال‌هاست
 پَرِ هجرتش را چیده
درپهنه‌ی وسیع سرزمین سینه‌ا‌ت
درسایه‌ی هرم نفس‌هایت
خبری ازبادهای بی رحم خزان
ویخ‌‌بستگی‌ زمستان نیست.
کوچ این مهاجر
 ازبهاریست به بهاری دیگر.

عنوان شعر سوم : مسیحا
ازتصویر پوشالی دنیای تزویر
به تصویر نقاشی شده‌ی خدا
پناهنده‌ام
خرمن موهایت
جنگل چشمانت
کندوی لبانت،
این طبیعت بکر
قندکلامت را کم دارد
بااین منِ مردم گریز
حرفی بزن مسیحای من
این مرده‌ی هزارساله با طنین آوای تو جان خواهدگرفت.
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
شاعران؛ در تبدیل جهان واقع به ادبیات، همواره از دو رویکرد عینیت‌نویسی و ذهنیت‌سازی استفاده می‌کنند. نخست در مواجهه‌ی مستقیم با پدیده‌ها و اشیاء هستند و راوی حال و احوال حسی خود هستند و در ادامه علاوه بر این روایت نزدیک، به تفکر و توقف در چرایی‌ها و چیستی‌های پیرامون خود نیز ورود می‌کنند. قاعدتاً در دوره‌ی عینیت‌نویسی، برتری انتخاب با چشم شاعر می‌باشد و دایره‌ی تماشایی پیرامونی‌اش در این چرخش محدود به نزدیک‌ترین پدیده‌ها و پیمایش‌های چشمی خواهد بود. «فرزانه نظری» در چنین موقعیتی به نوشتن مشغول است و اتفاقاً در نزدیک‌ترین زمان ممکن توانسته است عینیت و ذهنیت را در مقام مولف به کار بگیرد و به متن تبدیل کند. توصیف و با کارکرد تجربی شاعر تناسب دارد و معمولاً حرکت بدوی شاعر بر اساس پیوند زدن پدیده‌های طبیعی به حالات و احوالات ملموس انسانی اتفاق می‌افتد:
- پرتگاهی به عمق انزوا
- پر هجرتش را چیده
- در پهنه‌ی وسیع سرزمین سینه‌ات
- بادهای بی‌رحم خزان
- در سایه‌ی هرم نفس‌هایت
- خرمن موهایت/// جنگل چشمانت/// کندوی لبانت
قطعاً اگر شاعر با تاکید بر نوشتن و مطالعه‌ی متنوع ادبی بتواند تجربه‌اندوزی کند و در همین کیفیت متوقف نشود، این آغاز قابل تحسین و معقول و مطلوب است. هر چه قدر از شورع شاعرانگی‌ها دورتر شویم هیجان انفجاری عواطف و احساسات با اندیشه‌مند کردن متن و زبان‌ورزی ممزوج می‌شود و دست‌اندازهای نوشتاری و صغر جهان اولیه‌ی شاعر چاره‌اندیشی می‌شود. نشانه‌های این رویکرد را می‌توان در در برخی اتفاقات حساب شده در سطرهایی از سه متن ارسالی مطالعه کرد:
- گل‌های این دره محکومند/ به اسارت آغوش خارها
- این مرده‌ی هزارساله با طنین آوای تو جان می‌گیرد...
ارتباط‌بخشی شاعرانه‌ای میان پدیده‌های استخدام شده صورت گرفته و به تولید معنا توام با ادبیت متن ختم شده است. تعابیری هم چون «وطن دانستن تن»، «آشیانه فرض کردن آغوش» و تشبیهات ملموسی هم چون «خرمن موها»/ «جنگل چشمان»/ «کندوی لبان» نیز از این دست محسوب می‌شوند که باید بیشتر در چرخه‌ی آفرینشی مد نظر شاعر جوان باشند. در تبلور متن و برجسته‌تر کردن مواجهات عینی و ذهنی شاعر، موسیقی نقش پُررنگی دارد که باید به طور قطع در سامانه‌ی خودکارِ تبدیل فکر به متن نهادینه شود. در مرور متون ارسالی از نشانگان موسیقی اثری ملموس به گوش نمی‌رسد و شاعر با رفتاری عادی، سطرهایش را فرجام‌‌بخشی کرده است که این متمایز نبودن نوشتار از یک نوشتار ادبی غنی‌شده‌ی با موسیقی از کیفیت متن کاسته است. برای این که به صورت شکلی و پیشنهادوار به دوست ارجمند؛ امکان بهبود متن و دوباره‌نویسی بر اساس توان‌بخشی به شعر را یادآوری نمایم در یکی از متن‌ها تغییراتی صرفاً کارگاهی وارد می‌کنم و از شاعر می‌خواهم که در آفرینش‌های خود به مواردی از این دست بیشتر توجه نماید:
- رفتنت معراجی‌ بود برکرانه‌های آسمان/ و برای این پرنده‌ی پرشکسته/ پرتگاهی به عمق انزوا/ گل‌های این دره محکومند/ به اسارت آغوش خارها/ یاس‌های آسمان را بچین/ به دیدنم بیا/ سال‌هاست/ شب‌های بیداری‌ام/ میهمان ندارد.
- رفتن‌ات/ معراج بود/ و برای این پرشکسته/ پرتگاهی به انزوا/ گل‌ها/ محکومند/ به آغوش خارها/ به دیدن‌ام بیا/ شب‌های بیداری‌ام/ میهان ندارد

منتقد : ارمغان بهداروند

دکتری زبان و ادبیات فارسی شاعر و روزنامه‌نگار است.



دیدگاه ها - ۱
فرزانه نظری » 7 روز پیش
باعرض ادب و مهر خدمت استادگرانقدر جناب اقای بهداروند ممنون محبتتون که برای بنده وقت گذاشتین و بانقد ارزشمندتون انگیزه ادامه دادن‌رو درمن زنده کردین درمورد تغییراتی که اعمال کردین نکته ای که می‌خواستم عنوان کنم این قطعه یه گفت وگوی ساده بامادرم هست دررابطه باحذف یاس‌های آسمان هدف من ازاسم بردن ازیاس‌های آسمان این بود که عنوان کنم روی زمینی که هستیم این‌روزها حتی نزدیک شدن و بهره بردن ازعطر گل‌ها (انسان‌های نیک)ممنوعه شده،چقدرخوب میشه که ازگل‌ها ویاس‌های آسمانی که مانند زمین نیست بهره ببریم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.