اثر و تاثیر




عنوان مجموعه اشعار : بازگشت
شاعر : زهرا جواهری تقدس


عنوان شعر اول : فصل پاییز منی
عصر یک پاییز و یادت باز پیدا می شود
بوی باران و ترانه با تو معنا می‌شود
کوچه‌ی تنهایی ام را پرسه پرسه می روم
دست تنها،قلب تنها،سایه تنها می شود
کاش رویایی بسازم!وقتی از در می رسی
می نشینی در کنارم بزم برپا می شود
می نشینم روبرویت آینه در آینه
چشم هایم از تماشا پر تماشا می شود
چشمهایت بیت پر احساس ،از یک مثنویست
بیت تا بیت این غزل هر بار زیبا می شود
رفتنی تر از بهار لحظه‌ی عمر منی
می روی و دل پر از فصل تمنا می‌شود

عنوان شعر دوم : شعرم شدی
شدی شبیه مطلع شکوهمند یک غزل
و مثل واژه ها ردیف به سطرهای دفترم
چقدر می نویسمت به قالب سپید و نو
وباز می سرایمت غزل به بار دیگرم
تمام شعرهای من به نام تو شود شروع
دوباره می نویسمت کنار بیت آخرم

عنوان شعر سوم : گذری
می نوردم قله ی شب را و آه.....
دستِ کوتاه من و دوری ماه
آسمان صافست و من بارانی ام
می چکم از ابر چشمم شامگاه
تا زلیخا می‌شوم دیوانه وار
عقل و آرام از من مجنون نخواه
یک بیابان برکه ام ماهم تویی
پرتلاطم می شوم با یک نگاه
زائر روی تو بودم با نگاه و باخیال
خستگی ماند و دلی در نیمه راه
می رود شب می رسد فردای نو،
باز من در حادثه تکرارهای اشتباه
می پذیرم رفتنت را می نویسم
یک غزل با مطلع اندوه و آه....
نقد این شعر از : جواد نوری
با سلام محضر دوست و همشهری عزیز خانم جواهری تقدس، و سپاس از شما بخاطر ارسال شعر برای پایگاه نقد.
هر محصول هنری تولید شده توسط هنرمند اعم از شاعر و نقاش و موسیقی دان و فیلم ساز و نویسنده و ... را به دو اعتبار اثر نام نهاده اند، نخست آن محصول هنری که از گذرگاه فکر و ذهن و احساسات و تخیلات هنرمند عبور کرده و صورت تعین یافته در واقع نشانه ای برای رسیدن به جهان فکری اوست، زیرا آفریده ای را عرضه کرده و صاحب امتیاز معنوی آن اثر است و دیگر آن که آن اثر هنری قابلیت اثرگذاری در ذهن و فکر مخاطب و خواننده و نگرنده دارد، اثر گذاشتن یعنی رسوخ در اعماق روح و روان او، و اورا به فکر واداشتن، همین دو مولفه باعث می شود تا جهان فکری هنرمند با انسانهای عادی تفاوت داشته باشد. در دنیای شاعری هم به همین ترتیب است. این سروده ها از مجاری فکر و اندیشه و عواطف شما عبور کرده و در قالب شعر جلوه گر شده است. اما هنر شاعری و شعرسرایی امروزه بعنوان یکی از فراگیرترین شاخه های هنری دربین مردم ایران حضور داشته و از یک طرف تاریخ دراز دامن و پر باری نیز دارد. به واسطه همین تاریخ بلند و درازدامن عموم ایرانیان به همر شعر معروف اند،یا بهرحال ارتباطی با شعر دارند، یا شاعراند یا شعرخوان اند یا شعردوست. حالا در چنین شرایطی‌و با وجود تجارب فراوان شاعری در نزد قوم ایرانی اظهار وجود و‌عرض اندام خیلی سخت است. درست است که شما به لوازم ابتدایی شاعری دسترسی و تسلط دارید. و شعرهای فوق نشان می دهند که در مدت آغاز به شعرسرایی تجاری خوبی بدست آورده اید، اما به چند دلیل شعرهای فوق چنانکه باید دارای تأثیر گذاری نیستند که به آنها اشاره می نمایم؛ غزل اول شما روال آرام و بی فراز‌و فرودی دارد، بیت های میانی که به قول خود شاعر در پی رویا ساختن بوده اید اندکی از سطح عادی کلام فاصله گرفته و به شعریت نزدیک می‌شود . دلیل آن هم همان رویاپردازی ست. اصلا شعر چیزی جز رویاپردازی نیست. وارد شدن در عالم روسازی و خیال پردازی یعنی از آگاهی روزمره فاصله گرفته و از دریچه خیال به عالم نگریستن. روایت تقریبا قابل قبولی ست.در ذهن خود به چیزهایی می پردازید که دوست دارید باشند. معشوق در کنار شما بنشیند بزم شور و‌طرب برپا باشد و توصیفاتی که مثلا از چشم معشوق ارایه داده آید هم قابل قبول است. اما مقدمه این شعر درواقع هیچ کارکرد شاعرانه ای نداشته است. بعبارتی لزومی ندارد شما دوسه بیت اول را در فراق معشوق بگویید بعد بگویید حالا که تو نیستی و من دست و دلم تنهاست بیایم و رویاسازی کنم و تصورهای اینچنینی داشته باشم. این حرکت یعنی آگاهانه شعررا پیش بردن. یعنی مکانیکی شعر گفتن و زورکی شعر ساختن. که می شود اثری فاقد روح‌ و تاثیرگذاری. و این عیب فاحش و آشکار شعراست. . تخیل شاعرانه اگر آزاد و رها باشد و از پیش نیندیشیده دستاوردهای جالب توجه تری خواهد داشت.‌

سروده دوم اما کوتاه است و بیت آغازین ندارد.‌ اگر به اقتفای شاعران قطعه سرا خواستید قطعه بسرایید موفق نبوده اید. شعر دوم قطعه نیست. غزل کوتاهیست که بیت آغازین ندارد. همانطور هم که خود گفته اید مطلع غزل است.‌اما واقعا کیفیت یک غزل شسته رفته و منسجم را ندارد. شخصا مخالفتی با کوتاهی شعر ندارم اما این یک فقره خیلی کوتاه است و در سه بیت واقعا روح غزلی که شما آن را تعریف می کنید یعنی شکوهمند و زیبا تجلی نیافته است.

شعر سوم اما علیرغم وجود ابیات تر و تازه و آبدار دچار پریشانی وزن است. کوتاه و بلند می شود و گویی عنان اختیار از دست شاعر در رفته و بر وزن عروضی شعر مسلط نیست. وزن اصلی فاعلاتن فاعلاتن فاعلات( یا فاعلن) هست ولی ابیاتی از آن یک رکن اضافه دارند‌ از بیت چهارم به بعد دارای تشتت بوجود می آید. حالا دراین قسمت باید همه فضایل و زیبایی موجود در شعر مثلا زیبایی دل انگیز بیت دوم و چهارم را کنار بگذاریم و بچسبیم به همان اشکالات وزنی. عجیب است شعری بااین وزن خوب و سبک تا بیت چهارم خرامان و ریتم دار پیش رفته ولی ناگهان وزن اضافه شده و‌ دچار مشکل شده آید.‌
در ابتدای اشعار زادگاه خود را همدان معرفی کر ده آید. اگر همچنان ساکن همدان هستید دسترسی به مجامع ادبی و استفاده حضوری از محضر استادان شعر خیلی هم سخت و دشوار نیست. می توانید از ایشان کمک بگیرید. اما اگر به هر دلیلی امکان حضور در محافل ادبی ندارید و ....برای تقویت شدن در حوزه وزن و لوازم شاعری شعر توصیه ای بهتر از مطالعه وجود ندارد. زیاد شعر بخوانید شعرخوب زیاد بخوانید ...
پایدار و موفق باشید. با احترام جوادنوری

منتقد : جواد نوری

جواد نوری. متولد 1356 شهرستان بهار. متاهل. دارای دوفرزند. کارشناس ارشد ادبیات کارشناس واحد شعر و ادبیات حوزه هنری همدان به مدت ده سال. رئیس انجمن ادبی بهار به مدت هفت سال. رییس انجمن حافظ شناسی مدت دوسال. عضو هیئت مدیره خانه شعروادب استان همدان. سردبیر ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.