بهتر از این باشید




عنوان مجموعه اشعار : بعد تو
شاعر : مهدی عمادالدین


عنوان شعر اول : بعد تو
خوش نشستی به دل خسته و بیتاب عماد
وَ نگاهت همه هستی مرا داد به باد
هیچ پرسی که اگر من بروم او چ کند
او که با دام نگاهت به دل چاه افتاد
رفتی و بعد تو هر روز برایم سالی‌ست
آنچه من گفتم و انکار نکردی، رخ داد
بعد تو تک تک امراض دل تنهایم
قطره شد، قطره و بر کالبد صفحه فتاد
با قلم یاد تمام لحظاتت کردیم
سوخت پروانه عمرم و مرا برد از یاد

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : جواد چراغی
با سلام

شعر از عشق حکایت‌ میکند از هجران و سختی هایش این اولین حکایت یک شاعر تازه کار میتواند باشد که خود را در مسیر شاعر شدن قرار داده است و بایست در ادامه، کیفیت‌ و حالت‌های ناگفته‌ای از این حکایت را بازگو کند. آنچه را که خود به عنوان شاعر یا عاشق تجربه میکند و از کلی‌گویی دور شود زیرا عشق یک‌ مفهوم کلی است اما هرکس برداشت شخصی از آن دارد
شعر عاشقانه‌ای که پیش‌رو داریم از یک شاعر جوان با سابقه شعری اندک است که با در نظر گرفتن این مسایل میتوان به آینده شعری وی امیدوار بود زیرا اصول ابتدایی را به نحو قابلی بلد است و آنچه را که باید مشق کند مربوط به کیفیت کار است. در این نوشتار میخواهم به نکاتی در باب جزئیات متن اثر ارسالی اشاره کنم که میتواند در شعرهای بعدی شاعر تاثیر داشته باشد ازین رو با خوانش بیت به بیت شعر، به نکات مدنظر اشاره خواهم کرد

بیت اول
استفاده از اسم‌خاص به عنوان تخلص در شعر که بیشتر در دو بیت آخر کاربرد دارد در شعر امروز آنچنان کاربردی ندارد مگر در بعضی مواقع که پیام شعر شرح‌حال باشد یا آن اسم خاص دارای معنای دیگری نیز باشد. حال در این شعر اسم خاص در حسن‌مطلع استفاده شده است. نقش شرح حال دارد اما اینکه در جایگاه قافیه استفاده شده است و بیشتر به چشم می‌آید موجب کاسته شدن از موسیقی درونی متن شده است.
شاعر از تولد عشقی در دل خسته و بی‌تابش حکایت میکند عشقی که با نگاهی همه وجودش را درگیر خود کرده است.
نکته قابل اشاره جنس کلمه (خسته) با کلمه (بی‌تاب) همخوانی ندارد آدم خسته کاری انجام نمیدهد اما آدم بی‌تاب دست به هرکاری میزند و ازین‌ لحاظ این دو کلمه در کنار هم نمیتواند صفت یک‌فرد باشد مگر اینکه یکی مقدم بر دیگری باشد.

در بیت دوم از سه شخص (من. تو. او) یاد شده است. ضمیر شخص ثالث (او) در این بیت کیست؟ چه کسی باید بپرسد؟ مشکل اصلی این بیت گنگ بودن ضمیرهاست

در بیت سوم از مساله‌ای حرف به میان آمده است که کیفیت و ذات و درونمایه‌اش مشخص نیست. آنچه عاشق گفته و معشوق انکار نکرده چه چیزی میتواند باشد که به وقوع پیوستنش موجب این شده که هر روز به اندازه‌ی یک سال احساس شود؟
در این بیت نیز این مساله گنگ است.

در بیت چهارم پیامی که ارائه شده این است که حرف‌ها و بغض‌های درونی‌ام تبدیل به بیماری شد و به شکل اشک خودش را نشان داد. اما باید توجه داشت این محتوا به چه شکلی بیان شده است. اولا کلمه امراض لطافت شاعرانه‌ ندارد و نیز با دیگر کلمات شعر همخوانی موسیقیایی ندارد .دوما ترکیب کالبد صفحه چه چیزی است و کیفیتش چگونه است. مراد از صفحه چیست و کالبد این صفحه چیست؟

در بیت‌ پنجم جمع بستن فعل (کردیم) و مرجع ضمیر با چهار بیت پیشین‌ همخوانی ندارد. و هم لحن شعر از صمیمیت (من و تو)یی خارج شده است
و هم حتی در مصرع دوم وقتی فعل مفرد (برد) استفاده شده که به همان فاعل برمیگردد
نکته دیگر یک‌مورد خطای وزنی در مصرع دوم مشاهده میشود
وزن شعر (فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن) میباشد که هجای بلند (از) باید تبدیل به هجای کوتاه (ز) شود تا وزن حالت درستش را پیدا کند
(سوخت پروانه‌ی عمرم و مرا برد زِ یاد)

گفتنی است آقای عمادالدین با توجه به استعدادی که در شعر کلاسیک از وی مشاهده میشود میتواند در مدت کوتاهی تبدیل به یک شاعر جدی و کاربلد شود منتظر شاعرانگی‌هایش هستم

با آرزوی موفقیت

منتقد : جواد چراغی

جواد چراغی_متولد ۱۳۶۸/۷/۷_زنجان_غزل سرا_ _دبیر و موسس نخستین کانون شعر و ادب دانشگاه پیام نور استان زنجان۱۳۹۰ _رئیس انجمن ادبی اشراق زنجان _دبیر کارگاه های نقد شعر هفتگی انجمن ادبی اشراق از سال ۱۳۹۵ _دبیر علمی جشنواره شعر مادر بهار ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.