من اگه لباس بودم




عنوان مجموعه اشعار : ترانه 3
شاعر : امید ادهمی


عنوان شعر اول : .
وقت رفتنت منو نجات از این
مردنی که پیش روم هست نده
که اگه نفس نمی کشم میخوام
نفسم عطرتو از دست نده

گاهی وقتا شک دارم به زندگیم
که چی داره قلبمو تکون میده
نبض دستمه داره میزنه یا
زیر پوستم یکی داره جون میده

اگه به عشق تو محکوم شدم
اگه خواستنت خلافه واسه من
بذا تا گریه منو سبک کنه
گریه مث اعترافه واسه من

وقت رفتنت می شد باهات بیام
من اگه لباس بودم پیش تو
میتونستم عاقبت به خیر شم
اگه التماس بودم پیش تو

یکی ای کاش که امشب جلوی_
_رفتن تو رو بگیره تا نری
کاشکی امشب آه من بلند شه
دامن تو رو بگیره تا نری

امید

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : انسیه موسویان
شاعر گرانقدر، آقای امید ادهمی، سلام و درود بر شما. اثر ارسالی شما را با عنوان «ترانه3» خواندم و ذوق شاعرانه‌ی شما را تحسین کردم. به جز قالب ترانه که گویای قالب مورد علاقه‌ی شماست، پیش از این شعر سپید هم فرستاده بودید.
به هر روی، امروز قرار است پیرامون یکی از چهارپاره‌های شما صحبت کنیم. چهارپاره‌‌ای که با زبان شکسته و محاوره سروده شده و مضمون و درونمایه‌ی آن عشق و دوری و شکایت از معشوق و اظهار دلتنگی است. این ویژگی‌ها نشان می‌دهد که شما قصد سرودن ترانه داشته‌اید.
ترانه در معنای امروزی، شعری است( بیشتر در قالب چهارپاره) که قابلیت تلفیق با موسیقی و آهنگ داشته باشد و معمولا به زبان محاوره‌ی تهرانی سروده می‌شود. بسیاری از ترانه ها براساس ملودی و آهنگ از پیش ساخته شده سروده می‌شوند. البته عکس این ماجرا هم رخ می‌دهد؛ یعنی ابتدا ترانه‌ای سروده می‌شود و سپس بر روی آن ترانه، نغمه یا ملودی ساخته ‌می‌شود.
در هر صورت، ترانه چون معمولا در یکی از قالب‌های شعر کلاسیک سروده می‌شود، رعایت اصول و چهارچوب آن قالب و به ویژه وزن و قافیه برای آن الزامی است.
خوشبختانه شما به خوبی از عهده‌ی رعایت وزن و قافیه برآمده اید و از این نظر در شعر ایرادی مشاهده نمی شود. حتی استفاده از قافیه‌های کم‌کاربرد مثل: خلاف/ اعتراف - التماس/ لباس
و ردیف طولانی در بند پایانی شعر:
یکی ای کاش که امشب جلویِ
رفتن تو رو بگیره تا نری
کاشکی امشب آه من بلند شه
دامن تو رو بگیره تا نری
به غنای موسیقی شعر کمک شایانی کرده است.
اما نکته‌ی مهم درباره‌ی این ترانه، زبان است. همان‌طور که می‌دانید ترانه معمولا زبانی ساده و روان و امروزین دارد. برای دستیابی به چنین زبانی شاعر باید در انتخاب و چینش کلمات، دقت و وسواس زیادی به خرج دهد تا شعر به دست اندازهای زبانی یا فراز و فرودهای غیر معمول که زبان را از شکل طبیعی و صمیمانه‌ی خود دور می‌کند، دچار نشود. از جمله دست اندازهای زبانی می‌توان به جا‌به‌جایی و به هم ریختگی ارکان جمله اشاره کرد.
می‌دانید که در زبان فارسی ساختار جمله به گونه‌ای است که ابتدا نهاد( فاعل) می آید و فعل به طور معمول و طبیعی در انتهای جمله قرار می‌گیرد. مثل این جمله که حالت طبیعی آن در گفتار روزمره به این شکل است:
وقت رفتنت، منو از این مردنی که پیش رومه، نجات نده.
اما در شعر کلاسیک، به خاطر ضرورت رعایت وزن و قافیه، شاعر گاهی ناچار می‌شود اجزای جمله را به هم بریزد یا جا به جا کند. این جا‌به‌جایی تا زمانی که به صمیمیت و زبان روان و طبیعی شعر لطمه نزند، اشکالی ندارد. اما اغلب این اتفاق نمی‌افتد و جا‌به‌جایی ارکان جمله سبب ایجاد مشکلات زبانی در شعر می‌شود. شما هم در این شعر مجبور شده‌اید به ضرورت وزن و قافیه جمله‌ی بالا را در شعر این‌گونه بیان کنید:
وقت رفتنت منو نجات از این
مردنی که پیش روم هست نده
فعل این جمله «نجات دادن» است که بخش اول آن در مصراع اول و بخش دوم آن در انتهای مصراع دوم با فاصله از هم آمده و این امر هم خوانش صحیح و آسان شعر را دچار مشکل کرده، هم به زیبایی لفظی و زبانی آن صدمه زده است.
در شعر فارسی، غزلیات حضرت سعدی نمونه‌ی درخشان و بی‌نظیری از صمیمیت و سادگی و طبیعی بودن زبان است. به گونه ای که شما اصلا وزن و قافیه را از شعر جدا حس نمی‌کنید. انگار شاعر مقابل روی شما نشسته و دارد خیلی عادی با شما صحبت می‌کند. من فقط اینجا چند بیت از چند غزل سعدی را مثال می‌زنم تا این ویژگی را در آن بهتر ببینید:
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی؟
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی...
***
از هر چه می‌رود سخن دوست خوشترست

پیغام آشنا، نفس روح پرورست

هرگز وجود حاضر غایب شنیده‌ای؟

من در میان جمع و دلم جای دیگرست
***
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی
واقعا از این ساده تر و صمیمی تر سراغ دارید؟ تمام جمله‌ها در نهایت طبیعی بودن خود بیان شده اند و همه‌ی اجزای جمله سر جای خود قرار دارند. البته که جایگاه سعدی در این زمینه بسیار والاست و به راحتی نمی‌توان مانند او به زبان سهل ممتنع دست یافت. اما می‌توان برای نزدیک شدن به آن مرحله لااقل تلاش کرد.
از این منظر لطفا شعرتان را باردیگر بازخوانی و ویرایش کنید. ببینید چطور می‌توانید به طبیعت زبان نزدیک شوید. مطالعه‌ی غزل‌های سعدی و ترانه‌های خوب ترانه سرایان امروز را هم جدی بگیرید.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.