که سرگردان میان راه عصیان و سجودم من




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : فردین اَروانه


عنوان شعر اول : .
اگر در آسمانی، می‌پرم، اهل صعودم من
اگر دریانشینی‌، جاری‌ام یک عمر، رودم من

کدامین راه پایانش تویی؟ اقرار کن، عمریست
که سرگردان میان راه عصیان و سجودم من

اگر حال و هوای گریه داری‌، سوز نی‌هایم
اگر می‌رقصی و آواز می‌خوانی، سرودم من

پُری از روشنی، گرمی، شبیه شعله‌ی آتش
پُرم از تیرگی، پوچی، کسی از جنس دودم من

بسوزانم ولی یادت بماند پخش خواهد شد
شمیم عشق تو از سینه‌ام ای دوست‌، عودم من

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : عبدالله مقدمی
با یک غزل مهمان شعرهای آقای فردین آروانه هستیم. اول از همه باید به توجه به سن و سابقۀ شاعر در سرون شعر، همت ایشان در ارسال مداوم شعر برای نقد را بستایم. با توجه به اینکه دوستان منتقد در نوبت های پیشین نکته های کلی را در مورد اشعار شاعر عزیز فرموده اند، بنده برای جلوگیری از تکرار، بیت به بیت شعر را بررسی می کنم. فقط قبل از آن باید بگویم که ساخت کلی شعر، تقریباً یکدست است و رابطۀ عمودی بین بیت ها برقرار است.
اگر در آسمانی، می‌پرم، اهل صعودم من
اگر دریانشینی‌، جاری‌ام یک عمر، رودم من
بیت اول بیت ورودی است. در واقع یک ورود جذاب کاری خواهد کرد که خواننده، مطالعه شعر را بر زمین نگذارد. این بیت از نظر ساخت زبانی اشکال بارزی ندارد اما نکته اینجاست که کشف جذاب و مهمی هم ندارد. مصراع اول اگر چه تناسب دارد اما منطق کاملی برای اینکه مخاطب ادعای شاعر را بپذیرد ندارد مخصوصاً اینکه در مصراع دوم دوباره ادعایی تازه مطرح شده. خب نکته اینجاست که باید این ادعاها به نوعی پشتیبانی شوند.
«کدامین راه پایانش تویی؟ اقرار کن، عمریست / که سرگردان میان راه عصیان و سجودم من» این بیت فوق العاده است. چرا؟ برای اینکه هم مضمون کاملاً پرورش یافته است و هم اینکه مخاطب در انتهای آن دچار یک شگفتی و البته نوعی پذیرفتن می شود. این «پذیرفتن توأم با شگفتی» همان حس دلپذیری است که از خواندن شعر در ما ایجاد می شود. سرگشتگی و «ندانم» در این بیت کاملاً مشخص است. اما برای بهتر متوجه شدن مشکل بیت اول، خوب است که بیت سوم را ببینیم: «اگر حال و هوای گریه داری‌، سوز نی‌هایم / اگر می‌رقصی و آواز می‌خوانی، سرودم من» این بیت مشکل بیت اول را ندارد با اینکه ساخت هر دو یکی است. شاید به این دلیل که بیت قبلی نوعی محمل و پشتوانۀ مفهومی و ادراکی برای آن ساخته است. علاوه بر این، دو مصراع تناسبی به قاعده دارند. « پُری از روشنی، گرمی، شبیه شعله‌ی آتش / پُرم از تیرگی، پوچی، کسی از جنس دودم من» تضاد در این بیت جالب توجه است اما اجرای آن کامل نیست. توصیف در هر دو مصراع به اندازه ای قوام نیافته که مخاطب از خواندن آن لذت ببرد. در بیت باید اتفاقی بیفتد یا مضمونی بکر داشته باشیم (که در این بیت نداریم و مضمون تکراری است) یا باید اتفاقی شگفت در فرم یا زبان یا ساخت اثر بیفتد و یا اینکه تصویری لطیف و خاص ارائه شود. این اتفاق ها نمی افتد و برای همین بیت چندان چنگی به دل نمی زند. « بسوزانم ولی یادت بماند پخش خواهد شد / شمیم عشق تو از سینه‌ام ای دوست‌، عودم من» این بیت مضمون خوبی دارد و حتی با اینکه مضمونی کشف شده است، اگر در مرحلۀ اجرا خوب از آب درمی آمد، بیتی خوب می شد اما کمیت شعر در مرحلۀ اجرا لنگ می زند. حضور «پخش خواهد شد» در مصراع اول، هم کشف را لو می دهد و هم زبان را خراب می کند. ای کاش این اتفاق نمی افتاد. و در نهایت اینکه «عودم من» هم خیلی خشک آمده است و به نظرم می توانست بهتر بیاید.

منتقد : عبدالله مقدمی

عبدالله مقدمی (زادهٔ ۱۳۵۹ خورشیدی) شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، طنزپرداز ایرانی است. از سال‌های میانی دههٔ هفتاد شروع به نوشتن کرد. اگر چه تا سال ۱۳۸۰ در جلسات و انجمن‌های تهران و شهرری فعالیت می‌کرد ولی در این سال با عضویت در انجمن شاعران ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.