یک جمله سلام از دور




عنوان مجموعه اشعار : شعر عاشقانه وحیده احمدی3
شاعر : وحیده احمدی


عنوان شعر اول : 1
تنها سخن ممکن این بود؛ "سلام" از دور

یا گفتن این جمله؛ " ایام به کام" از دور

یا دست تکان دادن از پله سکویی

با حرکت آهسته، یک خیز و قیام از دور

از دور چنین باشد؛ خوش صحبت و خوش خنده

مانند تماشای یک قاب تمام از دور

من نیز نمی پرسم از حال و هوای او

نزدیک نخواهم شد سر بسته کلام از دور

تقصیر خودم شد یا تقصیر کس دیگر

پا پیش نیاوردن جز یک دو سه گام از دور

انگار فقط بر ما تکلیف همین باشد

یک جمله خداحافظ، یک جمله سلام از دور


وحیده احمدی

عنوان شعر دوم : 2
محو توأم از بس که خوب و بی نظیری

مثل جواهر می درخشی، چشم گیری

شاید به چشم دیگران معمولی اما

در چشم های عاشق من بی نظیری

با تو سرِ یک سفره باشم، عشق دنیاست

من راضی ام با تو به نانی و پنیری

من دوست دارم هم نشینت باشم ای خوب

حالا به روی مبل یا روی حصیری

تا پیری ام با من بمان هر چند دیگر

با تو جوان هستم ندارم هیچ پیری

ای بهترین تصویر در قاب نگاهم

آیا مرا روزی کنارت می پذیری؟


وحیده احمدی



عنوان شعر سوم : 3
خیلی به چشمم آشنایی آیا شما را می شناسم؟

چشمم به من می گفت انگار این چشم ها را می شناسم

با حرف های دل نشینت، بی تابی ام یک جا شد آرام

احساس کردم سالها این جنس صدا را می شناسم

من دانه ای در خاک بودم، بی اطلاع از حقِ رویش

حالا به یمن باغبانی ات، برگ و نوا را می شناسم

هر جا که باشی صاف و آرام، هر جا نباشی سرد و ابری است

دیگر خیالت تخت باشد آب و هوا را می شناسم

نازِ نگاهت آیه آیه نازل به دل شد مؤمنم کرد

با بودنت ای مهربانم دارم خدا را می شناسم


وحیده احمدی
نقد این شعر از : انسیه موسویان
شاعر گرانقدر، خانم وحیده امیری، سلام و درود بر شما. سه غزل زیبای شما را خواندم و به طبع لطیف و قریحه‌ی سرشارتان آفرین گفتم. غزل‌های شما نشان می‌دهند که شما اصول و مقدمات قالب‌های کلاسیک را به خوبی می‌شناسید. سه غزل، هر کدام در یک وزن متفاوت سروده شده‌اند. به ویژه وزن غزل سوم که وزنی دوری ( تناوبی) و بلند است(مستفعلن، مستفعلاتن- مستفعلن، مستفعلاتن)و شما به خوبی توانسته‌اید از عهده‌ی آن برآیید.
در غزل اول ردیفِ دو کلمه‌ای و اسمی انتخاب کرده‌اید؛ انتخاب و رعایت ردیف‌های اسمی نسبت به ردیف‌های فعلی دشوار است. چرا که به طور طبیعی در زبان فارسی، فعل در انتهای جمله می‌آید و از این نظر وقتی ردیف فعلی برای شعر انتخاب می‌شود، ارکان جمله سرجای خودشان قرار می‌گیرند و شاعر به درد سر نمی‌افتد. اما در ردیف‌های اسمی شاعر ناگزیر است ارکان جمله را به هم بریزد و به همین دلیل، زبان از شکل طبیعی و صمیمیت خود دور می‌شود. از سوی دیگر ردیف در پیوند با قافیه هم باید هم به لحاظ معنایی و هم به لحاظ لفظی، خوش بنشیند و جا بیفتد که گاهی وقت‌ها در ردیف‌های اسمی این اتفاق نمی‌افتد.
ردیف شعر شما «از دور» است و قافیه‌های شعرتان: سلام-کلام-قیام-تمام-کام-گام
این بیت را ببینید:
از دور چنین باشد؛ خوش صحبت و خوش خنده
مانند تماشای یک قاب تمام از دور
علاوه بر این که زبان شعر در این بیت، کمی کهن شده است، مصراع دوم به لحاظ معنایی نارسایی دارد. قاب ِ تمام یعنی چه؟ اگر صفت تمام را برای قاب حذف کنیم، اصل جمله به این شکل خواهد شد:
مانند تماشای یک قاب از دور
می‌بینید که به لحاظ معنا، کامل و درست است اما از نظر وزن و قافیه دچار مشکل می‌شود. به نظر می‌رسد شاعر اینجا مرعوب قافیه شده و در تنگنا قرار گرفته است.
مصراع دوم این بیت نیز دچار نارسایی در معناست:
من نیز نمی‌پرسم از حال و هوای او
نزدیک نخواهم شد سر بسته کلام از دور
به نظر می‌رسد به ضرورت رعایت وزن، فعل جمله در مصراع دوم بدون هیچ قرینه‌ای حذف شده است. شکل صحیح جمله این است:
نزدیک نخواهم شد( و) سر بسته کلام از دور( خواهم گفت) اگرچه که شاید خودِ "کلام گفتن" هم چندان فعل صحیحی به نظر نرسد.
یا به این شکل:
نزدیک نخواهم شد( چرا که) سر بسته کلام از دور( گفتن بهتر است)
به نظرم این شعر نیاز به کمی ویرایش و کلنجار رفتن با واژه‌ها دارد که این اشکالات جزئی‌اش برطرف شود.
برویم سراغ غزل دوم؛ غزلی روان و صمیمی و سهلِ ممتنع. در این غزل به نظرم تنها این بیت در حد و اندازه‌ی ابیات دیگر نیست:
تا پیری‌ام با من بمان هر چند دیگر
با تو جوان هستم ندارم هیچ پیری
یک دلیلش این است که کلمه‌ی قافیه را یک بار، در مصراع اول آورده‌اید و به قول معروف، قافیه لو رفته است. دلیل دوم این است که تضاد پیری و جوانی، خیلی دم‌دستی و کلیشه‌ای است.
یک نکته‌ی دیگر هم درباره‌ی این بیت این است که «ی» در کلمه‌ی «پیری» به لحاظ دستوری، با سایر قافیه‌ها متفاوت است و چون قافیه، نوعی موسیقی به حساب می‌آید، این متفاوت بودن «ی»در خوانش هم تفاوت ایجاد می‌کند و به موسیقی شعر لطمه می‌زند. در سایر کلماتِ قافیه، «ی» از لحاظ دستوری یا شناسه‌ی فعل است یا «ی» نکره اما در این بیت «ی» مصدری است.
غزل سوم غزل نسبتاً خوبی است و اشکال عمده‌ای در آن نمی‌بینم. به جز آن که در مصراع دوم از بیت سوم باید ضمیر «ات» با حذف الف، به کلمه‌ی ماقبل خود متصل شود تا وزن دچار مشکل نشود:
حالا به یمن باغبانی‌ات، برگ و نوا را می‌شناسم ( شکل اولیه)
حالا به یمن باغبانیت، برگ و نوا را می شناسم... ( شکل اصلاح شده)
دقت و وسواس در همین نکات ریز و جزئی است که شعر را دلنشین تر می‌کند.
ضمناً خواسته‌اید که شعرها را به ترتیب خوب بودن، مشخص کنم. از نظر من شعر سوم، در رتبه‌ی اول است. شعر دوم، دوم است و شعر اول در رتبه‌ی سوم قرار می‌گیرد. دلایلش را هم لابد از نکاتی که در سطرهای بالا نوشتم، متوجه شده‌اید.
منتظر سروده‌های تازه‌ی شما هستیم. برقرار باشید.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۳
وحیده احمدی » 7 روز پیش
با سلام. درباره کلمه باغبانی ات، صورت املایی کلمه مد نظرم هست که با الف نوشته می شود. و خوانندگان شعر آن را باغبانیت می خوانند و مشکل وزنی ندارد. تشکر
انسیه موسویان » 9 روز پیش
منتقد شعر
درود بر شما دوست عزیز. برقرار و پایدار باشید.
وحیده احمدی » 10 روز پیش
سلام.تشکر از نقدتان. وحیده احمدی ام

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.