گنجشک‌های درخت‌دار




عنوان مجموعه اشعار : مجموعه ندارم
شاعر : فاطمه عبدالعظیمی


عنوان شعر اول : -
گنجشکهای شعر من بی آب و نانند
تنهاترین گنجشکهای در جهانند
در کوچه های بی کسی پر می زنند و
عمری است در این کوچه ها بی خانمانند
در کوچه های بی کسی پرهایشان ریخت
انگار فصل سرد و بی روح خزانند
نه شاخه ای نه تک درختی کهنه دارند
انگار از روز ازل بی آشیانند
با شاعران خسته شاید قهر کردند ...
دیگر نمی خواهند آوازی بخوانند










عنوان شعر دوم : -
از زندگی وقتی که سهمم تیشه باشد
ویران نمودن بهترین اندیشه باشد
ویران نمودن بهترین کار است وقتی
دستان کرمی دور پای ریشه باشد
ماهی تمام عمر از تنگش فراری است
با اینکه ماهی خانه اش از شیشه باشد
جای غزال تیزپا در شهرها نیست
باید همیشه در سکوت بیشه باشد
باشد بیا بگذار تا یکبار دیگر
این زن زنی همواره شاعر پیشه باشد


عنوان شعر سوم : -
-
نقد این شعر از : مجتبا صادقی
روزگاری گمان می‌کردم عاشقانه نوشتن، اول و آخر شاعری‌ست و هیچ مفهوم و موضوعی ‌بهتر از عشق نمی‌تواند عُلقه‌ی بین من و ادبیات را روز به گسترش دهد، تا این‌که رسیدم به شاعران با تفاوت دیدگاه، آن‌ها با نگاهی معطوف به جامعه، شعر و متن و قصه می‌نویسند، اغلب هم آثارشان داد و بیداد است از زمانه و حکومت و مردم و خودشان، شعر اجتماعی و در عین حال اعتراضی ایشان جذبهٔ فراوانی داشت، خواهان هم زیاد داشت و از همه مهم‌تر رک‌گویی و صراحتی که در برخی متون دیده می‌شد، دستگاه تخلی خوبی بود برای منِ نوعی ستمدیده و یا آن آزادی‌خواه مترقی، با این همه نکته‌ی بدی که داشت باریک شدن مرز میان شعر و شعار بود، پس به سمتی دیگر سر چرخاندم و تنوعی دیگر را جوییدم تا این‌که به نقطه‌ی امن‌ فکری رسیدم، و آن چندبعدی نوشتن بود، این‌که شاعر باید اهل زمان و زبان و زمانه‌ی خویش باشد معنایش دقیقا همین است، یک‌جایی وقت عاشقی‌ست و یک زمانی، هنگامه‌ی هیجا و نبرد؛ یک حالی تو را به شعر اعتراضی می‌کند و یک فضایی تو را به ناتورالیسم پیوند می‌زند و جالب این‌که وقتی شما طبیعت را «مدار خلق» اثر انتخاب کنی، هم عاشقانه و هم عارفانه و هم جامعه و هم جنگ و هم… را در زیر پرچم خود جای می‌دهی، اگرچه متاسفانه ادبیات ایران هرگز با تمام انرژی حتا به صورت دوره‌ای و در یک مقطع زمانی خاص به ناتورالیسم نپرداخته است، تنها گاهی اتفاقات شعری به این سبک منجر شده است، در میان نویسندگان، داستان‌های طبیعت‌گرا کم نیستد ولی در شعر تنها یکی دو تن را می‌توان نام برد که اغلب آثارشان این سبکی‌ست، شمس لنگرودی، بیژن الهی، بیژن نجدی و بخشی از آثار زنده‌یاد هوشنگ چالنگی و احمدرضا احمدی را می‌توان در این سبک جای داد. از شاعران کلاسیک هم برخی شعرهای مرحوم احمد عزیزی، قیصر امین‌پور، محمدرضا عبدالملکیان و تا اندازه‌ای کبری موسوی…
بحث به درازا می‌کشد اگر بخواهم به صورت مصداقی ماجرا را شرح دهم، این پیشینه را از آن جهت یادآور شدم که پیش رویم دو غزل از سرکار بانو«فاطمه عبدالعظیمی» از قم مقدسه قرار دارد که در سی و شش سالگی، این دومین نقدی‌ست که بر آثارشان می‌خورد، از دور کار نخست ایشان به ناتورالیسم سطحی می‌خورد، منظورم از سطحی، رویه‌ی کار است که با عناصری چون گنجشک و درخت و آشیانه و… تزیین شده است. وارد متن می‌شویم؛

گنجشک‌های شعر من بی‌آب و نانند
تنهاترین گنجشک‌های در جهانند

کار با سطری زیبا از طبیعت آغاز می‌شود و اصالت‌بخشی به گنجشک به عنوان سمبل آزادی‌طلبی که در این قواره به مصداق آوارگی نزدیک تر است، تالیف خوب و تصویر مناسب، چینش درست لغات و گفتار ساده و سرشار، از مزیت‌های این بیت است‌ و کلیت کار نیز در ادامه‌ی منطقی روایت پیش رفته، که نشان از هوشمندی و توان شاعر در نوشتن است. فضایی شبه‌رمانس نیز در متن جریان دارد که سبب دلنشینی کار علیرغم بی‌چیزی و سادگی تمام اثر، شده است.
در بیت دوم، انتهای بیت‌ یکی از نچسب‌ترین (به زعم شخصی) اتفاق‌های تالیفی رخ داده، که متاسفانه بدجور عادت شده است، ناتمام گذاردن سطر، همیشه از ضعف‌ها به شمار می‌رفت چون باعث افت صلابت و نیز بلاغت شعر و نیز تغییر لحن احساسی کار می‌شود، راحت هم می‌شود درستش کرد مثلا: «از کوچه‌های بی‌کسی پرواز کردند»
ایراد بعدی، دوبار آمدن کلمه‌ی «کوچه‌ها» در یک بیت است که بازهم عیب تالیفی‌ست، می‌شد دومین را این‌گونه تغییر داد؛
«عمری‌ست درگیر زمانند و مکانند» که آوارگی مورد نظر را برساند.
در جایی می‌خواندم، که تکرار، فرم شعر را قوام می‌بخشد به ویژه اگر کلمه یا عبارت کوتاهی در ابتدای هر بیت، تکرار شود، مثلا خیلی‌ها بیت‌هایی با تکرار «عشق یعنی...» یا شعر یعنی… به ویژه در مثنوی دارند، یا مثل مرحوم آقاسی شاعر اهل بیت که یک مثنوی بلند با «شیعه یعنی...» دارند.
عشق یعنی فلان و عشق یعنی بهمان و… این دقیقا تبدیل به یک فرم می‌شود، گمانم این‌جا نیز «در کوچه‌ها» همین حکم را دارد، به شرط آنکه «بی‌کسی» را تکرار نکنید. تا فرم شعر جا بیفتد.
در سطر اول از بیت چهارم، گفته‌اید گنجشک‌ها نه شاخه‌ای و نه درختی ندارند، مفهوم کار را درمی‌یابم اما دو مشکل بر این سطر وارد است، اول این‌که شاخه جزئی از درخت است، پس نه شاخه و نه درخت، اشتباه است می‌شد به جای شاخه از جایگاه دیگری برای لانه پیدا کنید، مثلا تیر برق، چون مصرع به راحتی قابل تغییر است.
ایراد دوم این بیت، داشتن درخت است، «گنجشک درخت ندارد» جمله‌ی مِلکی‌ تلقی می‌شود. مالکیت درخت مطرح است در این بین، و نیازمند رفع این ایراد است. چون گنجشک در واقع آشیانی بر درختی ندارد. پس تغییری چنین رواست؛
"نه تیر برق کهنه‌ای نه تک‌درختی
گنجشک‌های کوی ما بی‌آشیانند"

این‌ها فقط بداهه است و مختارید خودتان بنویسید، تنها تالیف صحیح را در نوشتن این بیت، پیشنهاد می‌دهم.

از زندگی وقتی که سهمم تیشه باشد
ویران نمودن بهترین اندیشه باشد

از سختی قافیه عبور کردن یک موهبت است، در این غزل، شما توانسته‌اید از سختی یک قافیه‌ی کم‌کاربرد به سلامت بگذرید، اما توجهی به جزییات نداشته‌اید به همین سبب برخی ابیات از شگفتی تهی هستند، به نظرم ضعف عمده شما هم در غزل یک و هم این، عدم دقت در انتخاب واژه‌ای بهینه و نیز تالیف ناسالم است، تالیفی که با کمترین ابزار اتفاق بیفتد همین است، منظور از ابزار، آرایه‌های ادبی و تصویرگرایی و… است، خلاصه این‌که توصیه اکید دارم این غزل را بازنویسی کنید، البته و حتما توجه کنید که «باید» را از سطرهای خود حذف کنید، و در ایجاد خلاقانه‌ی فضا، بکوشید.
ناهمخوانی‌های غزل دو؛
«کرمی دور پای ریشه» ریشه مگر پا دارد؟
ویران نمودن چه چیزی؟
به جای «با این‌که» بنویسید «هرچند یا گیرم که» جنس خانه‌ی او شیشه باشد!
ماهی را باز دوبار در یک بیت آورده‌اید.
سکوت بیشه؟ باید همیشه/ در شعر حکمی صادر نمی‌شود.
و در بیت آخر گفته‌اید «باشد بیا بگذار» به که می‌گویید بیا؟ چرا در بالا اصلا حضور ندارد؟ و چه را، کجا بگذارد؟
و در نهایت؛ هیچ کلمه‌ی بی‌پشتوانه‌ای در شعرهای بعدی نیاورید، چون به راحتی می‌شود در متن جا به جایش کرد.
و این‌که بروزرسانی شعرها را زیر همین پست بگذارید تا ببینیم چه اتفاقی را رقم می‌زنید، شما شاعرید، بلدید بنویسید، گم شده شما دقت است، با اندیشیدن کلمه انتخاب کنید که جهان شعرتان بزرگ و بزرگ‌تر شود.

با ارادت و احترام
مجتبا صادقی

منتقد : مجتبا صادقی

شاعر، نویسنده و روزنامه نگار/ برگزیده کنگره‌ها و جشنواره‌های متعدد شعر/ داوری رقابت‌های ادبی، از دانش‌آموزی و دانشجوبی تا آزاد/ تالیف‌ مقالات و نقدهای متعدد در مطبوعات/ و....



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.