این مجال قلیل




عنوان مجموعه اشعار : شعر عاشقانه وحیده احمدی2
شاعر : وحیده احمدی


عنوان شعر اول : 1
وقتی رسیدی دردهایم را بغل کردی

بی وقت قبلی رایگان، یک یک عمل کردی

گفتند با یک گُل بهار امکان نخواهد داشت

یک گُل بهاران می کند را تو مثل کردی

عمری غزل می گفتم اما اعتراضی بود

روح تغزل را تو در جسم غزل کردی

مانند رنگ چشم هایت طعم هستی را

شیرین ترین طعمی که می دانم؛ عسل کردی

دائم به دنبال دلیل تازه ای بودم

با چشم هایت زندگی را مستدل کردی

گفتی که قلب سنگ را هم می کنی عاشق

عاشق شدم جانم به قول خود عمل کردی


وحیده احمدی

عنوان شعر دوم : 2
من به دنبالت تو هم دنبال یار دیگری

من به تو مجبور تو در اختیار دیگری

روز و شب دائم تو را می آورم در پیش چشم

مثل اینکه من ندارم کار و بار دیگری

رفته ام از آب و خاکت بارها پرسیده ام

اهل اینجایی ولی از یک تبار دیگری

اهل این شهری همین کوچه خیابان ها ولی

حتم دارم شهروند یک دیار دیگری

مهربانی چشم هایت را چه زیبا کرده است

داده بر جنس نگاهت اعتبار دیگری

اوج اعجاز بهار است اینکه گِل ها گُل شوند

سنگ را دل می کنی تو نوبهار دیگری


وحیده احمدی

عنوان شعر سوم : 3
قلب هایی در جهان غمگین و خوشحال توأند

قلب هایی می شناسم که به منوال تو أند

دوستان نیمه راهِ صبح تا شام تو ، نه!

عاشقان نیمه جان سال تا سال تو أند

شمع گفتی نیستی باشد، اگر گُل نیستی،

پس چرا پروانه ها عمری به دنبال تو أند؟

این همه محبوب بودن واقعا کار خداست

فال های بد هم انگاری خوش اقبال تو أند

این همه دل را اگر قابل بدانی سهم توست

بی تعارف! جان من! این ها همه مال تو أند


وحیده احمدی
نقد این شعر از : مجتبا صادقی
مهم‌ترین ایرادی که نشان می‌دهد یک متن هرچقدر هم غنای معنایی داشته باشد و پساپشت کلماتش فکری زیبا نهفته باشد که مخاطب را سر ذوق بیاورد، اگر در چینش واژه و ارگانیزمِ تالیف، ایرادی بر متنِ اثر وارد باشد یعنی جمله‌بندی‌ها و سجاوندی، استفاده از نهاد و گزاره و در کل اصول نوشتاری در آن رعایت نشده باشد، قطعا محکوم به شکست است و خواننده را دیر به مقصود می‌رساند، در حقیقت بارز و مبرهن است که شعر خوب، تنها معطوف به معنادهی هنرمندانه و گره‌گشایی از مفهوم نیست که شاکله‌ای کامل از تصاویر بکر، موسیقی متن حاصل از چیدمان دقیق و درست کلمات، خلق موقعیت‌های زبانی، کشف و شهود و نوآوری و استفاده‌ی صحیح از چندین و چند امکان دیگر است که به یک شعر تعالی می‌بخشد و سبب رشد ذهنیت مخاطب در حین خوانش می‌شود.
عموما شاعرانی که به تازگی از وزن و تمارین آن بیرون آمده‌اند چون تا آن لحظه دغدغه‌شان صحت وزن و تقطیع درست بوده است، در تالیف بهینه و مورد پسند مخاطب کمی مشکل دارند، یکی فاصله‌ی بین نهاد و گزاره را زیاد خالی می‌گذارد یکی در انتخاب کلمه‌ی مناسب با توجه به موسیقی واژه‌ها مشکل دارد، یکی از چیدمان درست ابیات در رعایت روایت رنج می‌برد و و و
این شکل‌های نوشتاری ضعیف باعث به وجود آمدن اشعاری گاه ناقص‌الخلقه می‌شود که نه شاعر از آن رارضی‌ست و نمی‌داند دقیقا چه. باید بکند و نه خواننده از آن لذت می‌برد، از این دست شاعران انتظار چندانی نمی‌توان داشت جز آن‌که به مرور درک بهتری از انتخاب واژه، تالیف صحیح و کارکرد افزونه‌هایی مثل آرایه‌های ادبی، صناعات و سجاوندی در آثارشان رو به بهتر شدن می‌گذارد. خلاصه تا یک مبتدی بشود یک شاعر ایده‌آل حداقل چند سال زمان لازم دارد.
با این پیش‌نویس برویم سراغ سه اثر ارسالی بانوی جوان، سرکار خانم «وحیده احمدی» که در آثارش ردی از نوشته‌ی مقدماتی را می‌توان رصد کرد، خاصه در بخش انتخاب واژگان‌ که گویا در شتابزدگی انجام شده است و اغلب بیت‌ها و سطرهایش جای کار دارد، که به بخشی از آن در هر سه اثر اشاره می‌کنم؛

یکم)
وقتی رسیدی دردهایم را بغل کردی
بی وقت قبلی رایگان، یک یک عمل کردی

از همین بیت اول شاهد عدم تکامل در متن هستیم، «دردها را بغل کرده و سپس عمل کردی» این کلیت حرف بیت است اما متوجهید که کلماتی که در کنار این گفتار آمده مکمل خوبی نیستند، «بی‌وقت قبلی» جمله‌ای خبری‌ست از مجموعه‌های پزشکی که ارجاع بیرون از متن دارد، «رایگان» را می‌شود درست دید ولی شکل استفاده به واسطه قبل و بعدش جالب به نظر نمی‌آید، یک یک عمل کردی هم کلی با تالیف درست فاصله دارد، من با اجازه‌ی شاعر و در بداهه این بیت را بازنوشت می‌کنم تا ببینید تالیف بهتر کدام است!
اول، تمام دردهایم را عمل کردی
آن‌گاه مثل عاشقان من را بغل کردی
یا؛
به خاطر‌عاشقانگی موجود در متن، چگونگی عمل کردن را به دیدار نسبت می‌دهیم، مثلا؛
ای عشق (یا دوست) وقتی آمدی من را بغل کردی
با بوسه‌هایت دردهایم را عمل کردی

البته بسیار ایده‌ی دیگر در ذهنم آمد که نخواستم همه را به کار ببندم تا فرصتی برای خودنوشت شاعر فراهم آید. در بیتی که نوشتم، جای بوسه، چشم هم می‌توان گذاشت و…
این روش روی تمام ابیات قابل اجراست، چون وقت اندک است و مجال قلیل، همه ابیات نمی‌شود تشریح کرد و فهرست‌وار ابیاتی که نیازمند دقت و بازنویسی هستند را گزارش می‌کنم؛
بهار امکان نخواهد داشت/ تالیف خوب نیست، چون آشنایی‌زدایی از ضرب‌المثل اصلی شده، در سطر دو هم تالیف ذوق ندارد.
در جسم غزل/ به جای جسم، جان بیاید بهتر است
شیرین‌ترین طعمی که می‌دانم عسل کردی/ بدجور توضیح داده‌ای عسل را/ کافی بود بگویید شیرین‌تر از طعم عسل کردی و قبلش برای پر کردن وزن، عبارت متصل‌ کننده‌ای بگذارید.
«می‌کنی عاشق» فعل و فاعل را کنار هم کار کردن و انحراف معنایی، بهتر است تغییر یابد.
عاشق شدم، یعنی به قول خود عمل کردی/ منطقی‌تر است.

دوم)
من به دنبالت تو هم دنبال یار دیگری
من به تو مجبور تو در اختیار دیگری

این شعر هم متاسفانه نواقص تالیفی دارد، همراه نبودن موسیقی در کلام بسیار مشهود است، سعی کنید زمان انتخاب لغت، واژگانی که شباهت حروفی به یکدیگر دارند را استفاده کنید، مثال این بیت؛ خیزید و خز آرید که هنگام خزان است، به بازی موزیکال خ و ز در متن دقت کنید، در انتخاب لغت برای هم‌نشینی، بهتر است توجه به آوای کلمات را همواره مدنظر قرار دهید.
من به دنبالت) را بهل کنید تا حالت سکته در سر سطر رفع شود،
من به دنبال تو وُ تو پیش یار دیگری
این پیشنهاد من است برای سرآغاز شعر، سطر دوم خوب است البته.
در بیت دوم «من ندارم» اشتباه فاحشی‌ست من با میم انتهایی ندارم یکی‌ست، یعنی وقتی شما می‌گویید ندارم، معنایش من ندام است پس من جز پر کردن وزن کار دیگری در متن ندارد. مثلا می‌شود چنین تغییرش داد/ جز غمت گویی ندارم کار و بار دیگری
رفته‌ام/ اول سطر چکاره‌ است؟ و این‌که در جا به جایی نهاد و گزاره سطر دچار ضعف تالیف شده، اگر بارها را نهاد بگیریم، گزاره‌ی ما می‌شود «از آب و خاکت پرسیدن» پس لازم است نهاد بیاید سر سطر؛ بارها پرسیده‌ام از آب و خاک و کشورت/ یا موطنت/ یا مامنت/ یا تیره‌ات/ یا ریشه‌ات در سطر بعد هم پرسشی شدن بهتر است، پس علامت سوال در انتها می‌خواهد به جای «ولی» هم بگذارید «و یا» تا تالیف جا بیفتد.
داده/ بر/ جنس نگاه/ به نظرم «بر» و «جنس» از رده‌ی این متن خارج‌ باشد و نیازمند بازنویسی‌ست.
و در بیت آخر «می‌کنی تو» مانند ماجرای «من ندارم» است و نیازمند تصحیح.

سوم)
قلب‌هایی در جهان غمگین و خوشحال توأند
قلب‌هایی می‌شناسم که به منوال توأند
باز هم تعارض لفظی و عدم انتخاب درست واژه، آخر کسی را دیده‌اید که بگوید «من به منوال فلانی هستم؟» پس این جمله کاملا تصنعی‌ست، در حالی که با اندکی هوشمندی و دقت، می‌شد چنین ما به اِزایی را جایگزین کرد، وقتی سطر اول از خوشحالی و علاقمندی می‌گویی این اجازه را داری سطر بعد را برعکس تصور کنی، مثلا؛ «قلب‌هایی نیز مثل غنچه پامال تواند» یا «دنبال» را قافیه می‌گرفتید، چون شما مجازید یک قافیه را دوبار تکرار کنید، در نتیجه اگر در بیت‌های بعد هم استفاده می‌شد بلااشکال بود.
در این غزل بیت سوم را خیلی خوب نوشته‌اید و کاش تمام ابیات چنین بود، بسیار عالی‌یست « تو اگر گل نیستی پس چرا پروانه‌ها به دنبالت هستند» از آن بیت‌هایی‌ست که اگر غزل را خوب می‌نوشتید همیشه در ذهن می‌ماند.
قافیه‌های زیباتری هم بوده که از آن‌ها استفاده نکرده‌اید، مثل تمثال، امیال، امسال، بال، فال، کال، حمال، اعمال، اشکال و…. یا اگر در آخر بیتی بگویید، « از گذشته تا هنوز، عده‌ای همراهان آینده و حال تواند» و چیزی شبیه این مضمون.
در پایان ضمن آرزوی روزگاری بهتر برای خودتان و شعرتان، مطالعه‌ی مدام شعرهایی که دارای گستردگی جغرافیای زبانی هستند را بخوانید؛ یا بهتر است آثار شاعران معاصری که نگاه تازه‌ای دارند، مانند شعرهای استاد منزوی و یا جناب محمدعلی بهمنی، قیصر امین‌پور، محمدکاظم کاظمی، شهرام میرزایی، آرش فرزام‌صفت، سید محمدعلی رضازاده، پانته‌آ صفایی، مرجان بیگی‌فر، رویا باقری، ساجده جبارپور و… را از کتاب یا نت بخوانید تا ذهنی زیبا و کلماتی فراوان در مخیله شما جاگیرد تا در زمان سرایش به مشکل کمبود واژه برنخورید.

با ارادت و احترام
مجتبا صادقی

منتقد : مجتبا صادقی

شاعر، نویسنده و روزنامه نگار/ برگزیده کنگره‌ها و جشنواره‌های متعدد شعر/ داوری رقابت‌های ادبی، از دانش‌آموزی و دانشجوبی تا آزاد/ تالیف‌ مقالات و نقدهای متعدد در مطبوعات/ و....



دیدگاه ها - ۲
وحیده احمدی » 9 روز پیش
سپاس از نقدتان.نکاتی از نقدتان را می پذیرم و نکاتی را نه. به نظرم بسیار سخت گیرانه نقد کردید. اگر با این ذره بین سراغ آثار بزرگان شعر برویم تقریبا دست خالی برمیگردیم.
مجتبا صادقی » 8 روز پیش
منتقد شعر
درود بر شما، ذره‌بین و سخت‌گیری برای تعالی لازم است، به نظرم وقتی افق نگاه‌تان به بالاترین باشد، به بالا راه می‌یابید، اما اگر به کم و‌ اندک قانع شدید، چیزی دشت نمی‌کنید، شما در پذیرش مختارید ولی من ترجیح می‌دهم نقدم تخصصی باشد، تعارف و ملاحظه شاعر را شل بار می‌آورد. با آرزوی شعر و شادی و شور و بلند پریدن برای شما، باز هم کارهایتان را برای‌مان بفرستید. پایدار و پویا بمانید

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.