دقت در استفاده از زبان




عنوان مجموعه اشعار : متفرقه
شاعر : سید مهدی منتظری


عنوان شعر اول : دوبيتى ١
عشق از روز ازل بيرحم و بى بنياد بود
خانه ى رؤيا بر آب و آرزو بر باد بود

خاطر فرهاد با پندار شيرين شاد بود
رفته از پندار شيرين خاطر فرهاد بود

عنوان شعر دوم : دوبيتى ٢
روز از تاريكى عريان شب بيزار نيست
در نگاه شاخه ى گل خار هرگز خوار نيست

ماهيان فرزند دريايند، اما بى گمان
مام دريا دشمن مرغان ماهيخوار نيست

عنوان شعر سوم : شهادت
شمعى ز تب عشق به سر شعله برافروخت
پروانه نديد آتش و لب بر لب او دوخت

پروانه ندانست كه آتش زندش عشق
راز كهن عشق پس از مرگ بياموخت

گل ديد كه پروانه پى بوسه ى شمع است
از محضر گل پرس كه پروانه چرا سوخت
..............
گل شاهد همسوزى پروانه و شمع است
نقد این شعر از : پانته آ صفائی
وزن دوبیتی به معیار عروض قدیم، «هزج مسدّس محذوف» یا «مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل» است. دو شعری که آقای سید مهدی منتظری با عنوان دو بیتی برای ما فرستاده اند، در وزن دوبیتی سروده نشده و بهتر است هر کدام از آنها را یک «دو بیت« بنامیم، نه «دو بیتی».
زبان در دو بیت اول، سالم است و شاعر، در انتخاب کلمات، با دقت عمل کرده است. اگر مصراع دوم بیت اول ترجمان بی بنیادی دنیاست، بیت دوم هم بخوبی، بی رحمی دنیا را تعبیر می کند. حذف کلمۀ «خانه» از جملۀ «خانۀ رؤیا بر آب و خانۀ آرزو بر باد بود» علاوه بر این که کلمۀ حذف شده به قرینۀ لفظی –یعنی خانه- را در خود دارد، حاوی این معنی هم هست که از روز ازل سرنوشت همۀ آرزوها بر باد رفتن بود.
در بیت دوم دو کلمۀ پندار و خاطر، با توجه به بار عرفانی ای که دارند، دقیق و بجا به کار رفته اند. خاطر،‌ در تصوف و عرفان، اصطلاحی است ‌ به‌ معنای‌ اندیشه‌ و خطابی زودگذر‌ که‌ به‌ سرعت‌ بر دلِ سالک می‌گذرد بدون‌ اینکه‌ خود او اراده کرده‌ باشد، هرچند قدرت دفع آن‌ را از دل دارد. و پندار، غیر از این که ترجمۀ کلمۀ قرآنی ظنّ است و معنای وهم و تصور و گمان و تخیّل را در خود دارد، به معنای تکبّر و عُجب و خود بزرگ بینی هم هست. با این مقدمه، انتخاب خاطر برای عاشق و پندار برای معشوق، انتخاب سنجیده ای به نظر می رسد.
دوبیت دوم به نوعی دیگرگونه دیدن را پاس می دارد، و بیان مصادیقی است برای سطر معروف سهراب سپهری: «چشم ها را باید شست». با اینکه زبان بیت دوم به سبب حضور کلماتی مثل مام و دریایند (به جای دریا هستند)، قدری کهنگی پذیرفته، اما رسانگی شعر حفظ شده و معنای مورد نظر شاعر بدون مشکل، به مخاطب منتقل می شود. دریافت و نگاه شاعرانۀ پشت این اثر هم دریافتی قابل تأمل است. ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که در ادبیات ما همیشه تاریکی شب، پوشاننده است و در تعابیر قرآنی هم از شب بعنوان «لباس» یاد شده است: وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِبَاسًا (فرقان، آیۀ47) به همین دلیل، عبارت «تاریکی عریان شب» متضمن پارادوکس ملیحی است که شعر را زیباتر می کند.
در غزل کوتاه جناب منتظری، کهنگی زبان، تا حد زیادی از جذابیت اثر می کاهد و مخاطب را از همراهی با شعر باز می دارد. ضمن اینکه منطق شعر هم منطقی قانع کننده و پذیرفتنی نیست. سر شمع، همان شعله است. تصور سری غیر از شعله برای شمع دشوار است و اگر پروانه لب بر لب شمع می گذارد حتماً باید شعله را دیده باشد و لب بر لب همان شعله گذاشته باشد. بعلاوه، پروانه بخاطر ندیدن آتش نیست که به سوی شمع می رود، اتفاقاً برعکس! همین آتش است که او را جذب می کند. گذشته از اینها، نقش گل، بخوبی توضیح داده نشده است. آیا شاعر، سکوت و انفعال گل را در سوختن پروانه مقصر می داند؟ اگر اینطور است، القای این مطلب، به بیان و زمینه سازی بهتری نیاز دارد تا بتواند مخاطب را هم قانع کرده و با شعر همراه نماید.

برای آقای منتظری پیروزی و بهروزی آرزو می کنم.

منتقد : پانته آ صفائی

متولد 1359 بروجن. دارای مدرک مهندسی مکانیک از دانشگاه کاشان و دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.