تمام آنچه شعر نیست!



عنوان مجموعه اشعار : افلاک
عنوان شعر اول : چرخ فلک
چرخ
سر باددار را
همبستر جاده می کند

عنوان شعر دوم : مورچه
آب به لانه ی مورچه ها افتاد
گمان رفت سلیمان آمد
بلقیس می گریست

عنوان شعر سوم : سرنوشت
سرنوشتم را خدا با جوهر مشکی نوشت
با دو دست خود گلم را تیره از ذاتش سرشت
نقد این شعر از : لیلا کردبچه
مطالعۀ شعر، و به‌ویژه شعر معاصر، و به‌ویژه شعر نیمایی و سپید، و به‌ویژه اشعار سپیدِ ساختمند و منسجم، در این آغازین مرحله از کار سرایش دوست شاعرمان، تنها راهِ شناخت او از چیزی است که به‌عنوان شعر می‌پذیریم و تمام آنچه به‌عنوان شعر نمی‌پذیریم.
قطعاً مؤلف این آثار، پس مطالعۀ شعرهای ساختمند بسیار، دیگر یک عبارتِ ضرب‌المثل‌وار مانند «چرخ، سر باددار را همبستر جاده می‌کند»، شعر نمی‌داند، یا ورود آب به لانۀ مورچه‌ها را نشانۀ آمدنِ سلیمان، و تصورِ آمدنِ سلیمان را دلیل گریۀ بلقیس قلمداد نمی‌کند، یا از نوشتن تک‌مصراعِ «سرنوشتم را خدا با جوهر مشکی نوشت» که البته سابقۀ سرایشِ قدیم‌تری هم دارد (ترانۀ «خودکار مشکی» = کی واسم اون تقدیرو با خودکار مشکی نوشت/ نیما معین) چنان هیجان‌زده نمی‌شود که یک مصراع ضعیف به آن اضافه کند و آن را یک شعر کامل بداند.
درمجموع جز مطالعۀ بسیار، نمی‌توانم پیشنهاد دیگری برای دوست شاعرمان داشته باشم و امیدوارم با توجه به استعداد ایشان که در همین سه اثر بازتابیده است، در آینده، کارهای بهتری از ایشان بخوانیم.

منتقد : لیلا کردبچه

شاعر، پژوهشگر، ویراستار. فعّال در حوزۀ شعر. دکترای ادبیات معاصر.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.