توشه برداری از ادبیات گذشته




عنوان مجموعه اشعار : عاشقانه
شاعر : عباس قدمی


عنوان شعر اول : بوسه باران
""بوسه باران"

آمدم با بوسه ای دل را گرفتارش کنم
دل به دلدارم سپارم بوسه افشانش کنم

با شرابی در قدح دستم به دور گردنش
پوزه بر صورت بمالم تا که داغانش کنم

یار غارم بی خبر آمد به دیدارم که دید
آن صنوبر در بغل در گیر طوفانش کنم

گفت شاید یکنفر جسمش بغل گیری ولی
فکر کردی در دلت گفتی چه باجانش کنم

آنچنان درگیر مستی بیخبر بودم زخود
هرچه می گفتش نفهمیدم که پنهانش کنم

گفت آخر کی تمامش میکنی هرزه دری
با نگاهش بی تکلم گفت :جبرانش کنم

بابک قدمی واریانی"ققنوس"

وزن عروضی :فاعلاتن/ فاعلاتن/ فاعلاتن/ فاعلن
بحرعروضی:رَمَل مثمّن محذوف(مقصور)

عنوان شعر دوم : مست وخراب
من مست وخراب امده ام بهر وصالت
یک لحظه نظر کن به درون کنج خیالت

مجنون تر از آنم که در اندیشه بگنجد
دیوانه ی احسان نمک گیر جمالت

در گوشه ی ذهنت نَکُشی عاشق ِمجنون
در فکر توام؛ محو گلستان ِ جمالت

گویم به خودم تا طلبی کن،نرود او
لیلی بتواند که دهد فیض حلالت

باید بدهم گوش و دل و عقل و نگاهم
بر حرف پراز حکمت و لبریز کمالت

در عالم هستی که در آن نور تو باشد
مجنون طلبی ،عشق کشی جز خصالت

در مجلس خالی که در آن عشق نباشد
رو سو به چه آری قدمی،جز به ملالت

بابک قدمی واریانی "ققنوس"

عنوان شعر سوم : دلم را ربودی
دریغا که رفتی دلم را ربودی
اگر با کسانی ببینم که بودی
دگر هیچ رحمی نبینی تو از من
اگر قدرتش را بدانی کبودی
عبادت که کردی نمازت که خواندی
خدایت نگا هت نمودش که بودی؟
اگر آنچه خواهم برایم تو باشی
تورا من پرستش نمایم بزودی
تو اینجا برایم چو جنگل صنوبر
دلت را برایم سوزاندی پروندی
تو رازم ندانی، هویدا نمایی
نباید تورازم زهرکس شنودی

شاعر بابک قدمی واریانی"ققنوس"
نقد این شعر از : جواد نوری
با سلام و ارادت خدمت دوست عزیز آقای قدمی واریانی
در اولین شعر ارسالی، شما وزن و‌بحر شعر اول را نگاشته اید، این به نشانه اینست که شما وزن و بحور عروضی را می شناسید. یادگیری این اصلاحات‌نوعی فضیلت محسوب می شود ولی در دوره ی ما باتوجه به تحولات گوناگون رخ‌داده در عرصه ادبیات الزام چندانی بر حفظ و رعایت دقائق آن احساس نمی شود. البته این به معنی انکار ضرورت وزن و‌بحرنیست. منظور اینکه اگر شما به این مسایل آشنا و مسلط باشید قطعا جزو فضایل ادبی شما محسوب می گردد ولی اگر یک وزن خاص را در یک شعر بصورت سالم به پایان برسانید همین مقدار کفایت می کند. در شعر اول که شما وزن عروضی آن را هم نوشته آید چند مورد تزلزل وجود دارد، از جمله جای گیری هجای کشیده در اول بیت بجای هجای بلند، که در این صورت باید با شتاب آن کلمه خوانده شود یا یکی از حروف آن محذوف و قرائت نشودیا مثلا با کسره خوانده شود تا وزن آسیبی نبیند. مثلا در بیت، گفت شاید یک نفر جسمش بغل گیری، گفت و فکر در ابتدای دومصرع و مصرع اول بیت اخر شعر شما هجای کشیده است.
اما آنچه مهم است کیفیت ربط ترکیبات و جملات ابیات است، که گاهی به ضرورت وزن مجبور به حذف بخشی از آن شده است. یا بکارگیری واژه های نامأنوس و بعبارتی ناتراشیده که هرچند وزن را رعایت کرده ولی به سلاست و روانی شعر کمک نکرده و به ذوق می زند. مثلا پوزه بر صورت مالیدن، به کارگیری پوزه دارای بارمعنایی منفی و تمسخر آمیز است، اصطلاحا این واژه برای غیر انسان بکار می رود، یا اگر برای یک نفر به کار گرفته شود مقصود استهزا و تمسخر طرف بوده است،. حالا در بیت شما معنای لطیف بوسه افشاندن در کنار پوزه مالیدن تناسب شاعرانه و‌ زیبایی با هم ندارند. همچنین است قافیه داغان،. داغان در عرف محاوره و گفتگوهای روز مره به کار می رود و بکارگیری آن در این شعر صورت زیبایی ندارد. البته کمک گرفتن از ظرفیت های زبان محاوره ای در حکم خود کمک به پربار شدن شعر است ولی نه لزوما هر واژه و‌هر اصطلاحی.

یا یکی دیگر از اشکالات مشهود در شعر که به روانی و جذابیت آن کاسته به کارگیری و یا حذف بی دلیل حروف اضافه اسن که دارای نقش دستوری یا شاعرانه مهمی نیستند، مثل آن صنوبر. آن ضمیر اشاره است. اشاره به چیز مشهود و‌ملموس،ولی در بیت ان صنوبر در بغل گذشته از تصویر ناتراشیده صنوبر در بغل گرفتن آن نقش چندان مهمی ایفا نکرده و برای پر کردن وزن به کار گرفته شده است. اصلاحات و تعبیرهایی چون سرو و صنوبر و شمشاد در ادبیات کلاسیک ما در واقع آبشخور زیبایی شناسانه دارد.و‌طبق اصول زیبایی شناسی مرسوم در نزد قدما به کارگرفته شده است. اما امروز خیلی کارایی و‌جذابیت ندارد. یا حذف بی مورد حروف ربط، آن هم به ضرورت وزن. گاهی برای ربط دو ترکیب یا دو اصطلاح و جمله حروف ربط لازم است و حذف آن از شیوایی کار کم‌می کند.
شعر دوم شما در مجموع بخاطر عدم روانی و سلاست از قدرت جذب خواننده برخوردار نیست، یعنی شما زحمت سرودن را کشیده اید، خوب هم نسبت به عناصر بیرونی شعر از قبیل وزن و قافیه و ردیف و... عنایت داشته اید، ولی آنچه جایش خالیست فقدان خیال انگیزی ست، گویی شعر شما نشانی از روح آشفته و درون بیقرار شما ندارد، نیروی روحی شما معطوف به ظاهر شده و از عمق و محتوا و عاطفه ای که بودنش شعر به پهنه خیال خواننده وارد می کند وجود ندارد،
در شعر سوم اما این پریشانی بیشتر است، مشخص نیست شعر طنز است یا جدی، آن تهدیدات درون شعر نسبت به معشوق بی وفای نقض عهد کرده مشخص نیست از سر جدیت و خشم شاعرانه است یا حاصل طنز و سهل انگاری و شوخ طبعی؟ علاوه بر این ابیات پایانی هم از زبان رسمی خارج و به سمت محاوره گویی رفت است، مثلا سوزاندی پروندی، تغییر ناگهانی زبان معیار به محاوره فاقد دلیل شاعرانه است و لطفی هم ندارد، در ترانه های امروز مخصوصا آنچه با نام پاپ و.. عرضه می شود این هنجارشکنی ها فراوان است، ولی آن هنجارشکنی اعم از پسندیده یا مذموم در حوزه ترانه است و شوریدگی خاص خود را دارد،ولی در غزل شما علت زیبایی شناسانه ندارد، و قابل توجیه نیست، و این زمانی برجسته تر می شود بیشتر خود را می نماید که قافیه اخر شعر شما ریخت کاملا قدیمی دارد، شنودن صورت کهن تر شنیدن است، و اگر در شعر امروز می آید بدون دلیل شاعرانه هیچ لطفی نخواهد داشت. اما راه حل که در متن خود درخواست فرموده اید، جناب قدمی تنها راه حل آشنایی عمیق و گسترده با ادبیات ناب خودمان است، ادبیات کلاسیک و معاصر، کوشش خستگی ناپذیر می خواهد تا با همه ظرایف ادبی ایرانی آشنا شویم، ولی لازم است. هرچقدر عمق و عقبه آشنایی شما با شعر کهن ایران بیشتر باشد به همان اندازه در حوزه شعر امروز تواناتر خواهید بود.
در توانایی های شما هیچ شکی نیست، حتم دارم تجارب ارزشمندی نیز در شعر و شاعری دارید، کمی وسواس و سختگیری لازم دارد تا شعرهای تر و تازه و تاثیر گذار از شما بشنویم و بخوانیم.
با تجدید ارادت خدمت شما جناب قدمی، با احترام جواد نوری

منتقد : جواد نوری

جواد نوری. متولد 1356 شهرستان بهار. متاهل. دارای دوفرزند. کارشناس ارشد ادبیات کارشناس واحد شعر و ادبیات حوزه هنری همدان به مدت ده سال. رئیس انجمن ادبی بهار به مدت هفت سال. رییس انجمن حافظ شناسی مدت دوسال. عضو هیئت مدیره خانه شعروادب استان همدان. سردبیر ...



دیدگاه ها - ۱
عباس قدمی » سه شنبه 06 اردیبهشت 1401
با سلام و عرض ارادت به جناب آقای جواد نوری کارشناس و منتقد ادبی سایت نقد شعر . سلامی دوباره:خیلی عالی و بدور از هر نوع واکنش منفی ایجاد کردن در شاعر نقد نمودید خیلی ممنون و تجربه ای پربار برایم بود. قطع به یقین از اشاراتی که به شعرها و نقضهای آن نمودید استفاده خواهم کرد و بدنبال آشنایی بیشتر و عاشقانه همراه با علاقه ای فراوان خواهم رفت و پندها را به دیده منت می نگرم واز شما هم که وقت گذاشتید بسیار ممنونم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.