سهل انگاری درشعر




عنوان مجموعه اشعار : .....
شاعر : سید مبین محمودی


عنوان شعر اول : .....










آرزوهای من زمین خوردند
وسط جاده در میانه راه
نور می تابد ونميفهمم
که تو خورشید بوده ای یا ماه

شب و روزم به هم گره خوردند
لحظه هایم در عشق تو مردند
ثانیه ثانیه مرا بردند
بين آغوش ساعتی خودخواه

چشمهای تو نرگسی خمار
چشمهای تو پیرو ش بسیار
چشمهای تو مذهبی سیار
ای نبی پس ازتو من گمراه


شاپرک ها شکار باد شدند
قاصدک ها شکار باد شدند
کل گل های شهر پژمردند
همگی لنگ خنده ای کوتاه

اجتناب از به غیر تو واجب
مستحب بوسه بر لبان تو است
خواستی تو که انتخاب کنم
گرم آغوش تو شوم یا آه


آسمان محو چشمهای تو بود
کهکشان محو چشمهای تو بود
این جهان محو چشمهای تو بود
در مسیر تواند خود آگاه

حال خورشید و ماه سردرگم
روز و شب میشوند گم در گم
آخر قصه هم نفهمیدم
که تو خورشید بوده ای یا ماه

عنوان شعر دوم : ....
......

عنوان شعر سوم : ......
.......
نقد این شعر از : جواد نوری
با سلام خدمت دوست عزیز سید مبین جان محمودی، از آشنایی با شما خوشحالم، و بخاطر داشتن این طبع روان به شما تبریک می گویم.
وزن شعر شما یعنی فاعلاتن مفاعلن فعلان یا فعلن یکی از خوش موسیقی ترین وزنها و یکی از پر طرفدارترین بحور عروضی ست شعر معاصر است، خفیف مرسدس مخبون یا مقصور، و البته دربین جوانان و تازه نفس های دنیای شاعری بسیار رایج است ، یک دلیلش اینست که بحر روان و سلیس و‌خوش ضربی ست. هم نوع درونمایه ای اعم از حماسی و‌ عاشقانه و محزون و شاد و شکواییه‌ای و‌ انتقاد و اعتراض و .... در خود می پذیرد. می توان با آن شعری حماسی گفت و خواند و دست درهوا چرخاند، می توان گله از معشوق بی وفای کم‌ پیدا را در آن بیان کرد و می توان با آن خطبه های آتشین گفت، خلاصه چه بخواهی جواب می دهد، ویژگی دیگرش همین نوشتاری ست که دارید، یعنی در واقع این شعر یک غزل با وزن دوری ست، دوبار وزن تکرار می شود ولی نوع نویسش آن بصورت چهارپاره است، یا گروهی سعی می کنند اسم های تازه تری بران بگذارند،هرچه باشد این قالب هم برای طبع آزمایی مناسب است و هم پذیرای هم نوع مضمونی، شما هم بی هیچ تعارف خوب از عهده برآمده آید.‌ اما همین ابتدا بگویم که اندکی تنبل و سهل انگار نشان داده ای، یعنی آن زحمت و خستگی لازم برای غور در تخیلات و‌ عواطف شاعرانه را در این شعر نشان نداده ای، گویی نیرویی شمارا وادار می کند شعر را در ساده ترین شکل ممکن بگوبید، ساده نویسی البته فضیلت است اما ساده انگاری نه،
چنانکه می‌بینیم بندهای شعر شما گاه قافیه درونی دارند یا ندارند. بند اول را اگر پشت سرهم بنویسیم مثل یک بیت است به این شکل:
آرزوهای من زمین خوردند، وسط جاده درمیانه راه
نور می تابد و‌نمی‌فهمم، که تو خورشید بوده ای یا ماه

خب در اینصورت تکلیف مشخص می شد ولی همان نوعی که شما به کار گرفته آید بندهای دیگر هر سه مصرع یک قافیه دارند و‌مصرع چهارم قافیه کل یا مادر را در خود دارد،این شمایل شعر نویسی در عالم شعر ترکی بیشتر رایج است و نام مخصوص خود را دارد، آنجا البته شاعر تا پایان بر همان تعهد نخستین است، یک‌ قافیه مادر یا کل وجود دارد آنگاه هر بندی سه قافیه مجزا و با زمان قافیه کلی، این قافیه ملی در شعر شما همان ماه و خودخواه و ...اینهاست. دلیل این تغییر ها مشخص نیست، مثلا قوافی بندهای دو و سه اینطورند: خوردند،مردند، بردند،. و‌بند بعدی خمار، بسیار،سیار. حالا در بند بعدی شدند، شدند پژمردند. به روی اگر تاآخر شعر با یک روال مشخص حرکت صورت بگیرد به نفع شعر شماست.
بحث بعدی بکارگیری ردیف های بلند در شعر است،چند نمونه آورده اید، واقعیت اینست که این آزمون و خطاها برای شما در حکم کسب تجربه است، و قطعا یاریگر شما در مسیر شاعری شما ست، در حال حاضر نمی توان ایرادی بر آن گرفت، اما ذکر این نکته خالی از فایده نیست که ردیف های بلند اگرچه نوعی هنرنمایی ست ولی در الواقع میدان مانورو جولان شمارا هم‌ محدود می کند.
و همین اتفاق در دو بندش هر شما افتاده: قاصدک ها شکار باد شدند، شاپرک ها شکار باد شدند. شما در اینجا بیشتر به فکر قافیه بودن شاپرک و قاصدک بودید،. یا در بند بعدی
آسمان محو چشمهای تو بود،
کهکشان محو چشمهای تو بود
این جهان محو چشمهای تو بود

هر سه این مصرع یک حرف اند، هیچ‌کدام حرف شگفت آور و تازه ای نیستند. جهان اعم از کهکشان و آسمان است. آسمان اعم از کهکشان است. یعنی آسمان کل و کهکشان جز است. وقتی می گویی آسمان یعنی همه عناصر و اجزای و ما فی البطون آن وقتی شما آسمان را محو چشمهای یار می دانید درواقع همان کهکشان ها را هم می گویید.آسمان جز‌هوا و خلأ و ستاره ها و سیاره‌ها چیزی نیست. پس توجه داشته باش که هر واژه ای یک فرهنگ و هویت دارد و باید به آنها دقت کنی. شک‌ندارم که توانایی های شما خیلی بیشتر است و شماهم می‌توانی با سرودن شعرهای تازه تر و‌پرطراوت تر دیگران را به اعجاب واداری. بند آخر شعر شماهم بسیار خوب و شاعرانه بود.
به همین مقدار بسنده می کنم تا شعرهای بیشتر و بهتری از تو به پایگاه نقد برسد تا جزیی تر به نقد شعر شما بپردازیم.

با احترام جواد نوری

منتقد : جواد نوری

جواد نوری. متولد 1356 شهرستان بهار. متاهل. دارای دوفرزند. کارشناس ارشد ادبیات کارشناس واحد شعر و ادبیات حوزه هنری همدان به مدت ده سال. رئیس انجمن ادبی بهار به مدت هفت سال. رییس انجمن حافظ شناسی مدت دوسال. عضو هیئت مدیره خانه شعروادب استان همدان. سردبیر ...



دیدگاه ها - ۲
جواد نوری » پنجشنبه 20 آبان 1400
منتقد شعر
عزیزی سید جان. به امید موفقیت و سلامتی
سید مبین محمودی » چهارشنبه 19 آبان 1400
ارادتمندیم استاد ممنون از وقتی که گذاشتین سپاس

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.