وزن مناسب، نحو مناسب




شاعر : سعید غفارزاده


ای که مهر مطلقی اکرام باشد کار تو
کی شود مهمان شوم یک سفره بر افطار تو

قیمت صد یوسف مصری است تنها یک کلاف
گرم گردیده است گویا باز هم بازار تو

چشم را کردی هویدا؛خال لب را آشکار
سر به سر گردیده یک دنیا کنون بیمار تو

دست من خالی و قلبم دست اغیار است وای
کاش دستم را بگیری تا شوم من یار تو

لاف سرداری زنند از هر طرف سربازها
هر که سر بر دار دارد ؛باشد او "سردار" تو
نقد این شعر از : مریم جعفری آذرمانی
در این شعر، غیر از عباراتی مثلِ «کاش دستم را بگیری» یا «دست من خالی... است» یا «مهر مطلقی»... بقیۀ عبارات و جملات شعر، تقریباً هیچ تصویر، کشف و بیانِ جدیدی ندارند.

مثلاً داستان یوسف پیش از این، با معانیِ بسیار عمیق‌ و جالب توجه آمده است و اگر شاعری بخواهد به این داستان اشاره‌ای داشته باشد، حتماً باید نگاهِ کاملاً متفاوتی از آنچه تا حالا گفته شده، ارائه دهد.

کلمات و عباراتی مثلِ کنون (به جای حالا، اکنون، امروز،...)، خال لب (بدونِ دادنِ وجهی جدید به آن)، بیمارِ چشمِ معشوق بودن (به جای گرفتار بودن یا درگیر شدن یا...) به طور کلی در غزل امروز دیگر مورد استفاده قرار نمی‌گیرد، و دلیلش این است که شعرِ هر روزگاری با چگونگیِ بیانِ مردمِ همان روزگار باید تناسب‌هایی داشته باشد.

بعضی عبارات، جابجایی‌های نحویِ غیرلازم و حتی گاهی کلماتِ اضافی دارند، که همۀ این‌ها به نظر می‌رسد برای رعایت وزن است، در حالی که در غزل، نباید به خاطر رعایت وزن، نحو را به شکلی ناخوشایند تغییر داد، شاعری که غزل می‌گوید باید بتواند به طور همزمان نحو و وزنِ شعر را هماهنگ بیاورد. نحوِ درست از اولین ارکان یک شعر است و موزون بودن، مسائلِ نحوی را جبران نمی‌کند. به بعضی از این موارد اشاره می‌شود:

«شوم من یار تو» اگر بدون رعایت وزن گفته شود، به سادگی به این عبارت تبدیل می‌شود: تا دوستت شوم یا دوستت باشم یا عبارتی شبیه به این‌ها.

در «اکرام باشد کار تو»، «باشد» در وجه التزامی آمده در حالی که باید اخباری بیاید. مثلاً ساده و درستش این است: اکرام کار توست یا کار تو اکرام است.

در بیت آخر، به جای «لافِ ... زنند» یا باید بگوییم: لاف‌زنند (یعنی صفتِ لاف‌زن را به آنان نسبت دهیم) یا باید گفته شود: لافِ... می‌زنند.

شاید اگر این شعر با ردیفِ «تو» سروده نمی‌شد و مثلاً از یک فعل برای ردیف استفاده می‌شد، نحوی روان‌تر و مفاهیمی جدیدتر را شاهد بودیم.

نکته دیگر اینکه اگر تصویر یا مفهومی در یک وزن، نیاز به جابجایی‌های نحویِ نه چندان خوشایند دارد، می‌توان در وزنی دیگر آن را امتحان کرد؛ تجربۀ وزن‌های مختلف، برای هر شاعری که غزل می‌‌گوید، تجربۀ سازنده‌ای می‌تواند باشد.

منتقد : مریم جعفری آذرمانی

مریم جعفری آذرمانی، پنجم آذرماه سال 1356 در تهران متولد شد. از سال 1375 فعالیت ادبی خود را آغاز کرد. اولین مجموعه شعرش در سال 1385، ده سال پس از آغاز فعالیت ادبی‌اش منتشر شد. از این شاعر تا امروز، کتابهای متعددی منتشر شده است. از دیگر فعالیتهای او ترجمه ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.