از نثر تا شعر




عنوان مجموعه اشعار : آوار عشق
شاعر : فاطمه دلخواه


عنوان شعر اول : آوار عشق

يادم هست
دوستت دارم ميگفتي
و صدايت موج بر مي داشت
و موهايم را پريشان مي كرد
و آن پشت ترها
پرده ي نازكِ احساسم را
مي رقصاند...

يادم هست
دستم را مي گرفتي
و احساسم مچاله مي شد
ميان دستهايت
و چشمهايش را مي بست

آنروزها
پر از عشق بودي
پي بهانه بودي
براي آواز خواندن
براي پرسه زدن در نگاه
براي خيس شدن در اشك

اينروزها
پر از بهانه اي
همه را از من دور مي كني
شعرهايت را
شانه ات را
سايه ات را
و قدمهاي خيست را

دلم تنها شده است
دستهايم تنهاتر
تو سكوت مي كني
و سكوتت شلاق مي شود
و روحم را تازيانه مي زند
و تازيانه مي زند...
و دلم را مجازات مي كند
بي هيچ محكمه اي

همه التماس مي كنند
شعرهايم
فال هايم
اشكهايم
و تو چشم مي بندي
و چشم مي بندي..
و مرا زنده دفن مي كني
زير آوارِ تنهايي
در حاليكه هنوز نفس مي كشم
نفس مي كشم...


عنوان شعر دوم : --
--

عنوان شعر سوم : --
--
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
نثر ادبي متني ست داراي برجستگي هاي صوري و موسيقايي اما فاقد تخيل شاعرانه . به كارگيري آركاييسم زباني ، چينش هندسي متفاوت (مثلا چينش پلكاني) ، ايجاد موسيقي شنيداري كلام و شگردهايي از اين دست مي تواند صورت زبان را از شكل روزمره ي آن فراتر ببرد .
نثر شاعرانه متني ست كه داراي تخيل شاعرانه است اما تخيل آن فاقد تازگي و بداعت است . در واقع اين متن علي رغم وجود صورخيال ، متني خودكارشده و كليشه اي ست و نمي تواند آن نامنتظرگي و شگفتي شعر را ايجاد نمايد .
به اين ترتيب مي توان متن هايي را تصور كرد كه توامان داراي برجستگي هاي صوري و تخيل باشد اما در عين حال فاقد تاثير شعري باشد و در نتيجه نثر محسوب شود .
«آوار عشق» داراي چينش پلكاني ست و نيز تلاش براي هم صدايي و هم آوايي كلمات در بخش هايي از آن آشكار است :
يادم هست
دستم را مي گرفتي
و احساسم مچاله مي شد
ميان دستهايت
و چشمهايش را مي بست
به تكرار مصوت بلند «آ» و صامت «سين» دقت بفرماييد !
اين متن همچنين تخيل شاعرانه اش را با تركيب سازي هايي چون موج صدا ، پرده ي نازك احساس ، پرسه در نگاه ، قدم هاي خيس ، آوار تنهايي و ... به منصه ظهور رسانده است .
همچنين تعابيري چون مچاله شدن احساس ، پرسه در نگاه ، خيس شدن در اشك ، تازيانه زدن بر روح و ... از صورخيالي چون حس آميزي و تشخيص حكايت دارد .
اما اين همه نمي تواند از حوزه ي تركيبات و تعابير آشنا و تكراري شعر اين سال ها فراتر رود . در اين وضعيت متن و تكنيك هايش به جاي وجهي زيباشناختي داراي وجهي معناشناختي شده است و در واقع تنها به انتقال معنا تن داده است .
خانم «فاطمه دلخواه» بايد بيش از پيش روي تخيل تازه در شعر تمركز نمايد . در آن صورت حتي بدون آرايه هاي صوري و برجستگي هاي لفظي ، شعر نوشته است .

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۲
فاطمه دلخواه » 10 روز پیش
سلام ممنون از نقدي و راهنمايي تون
حمیدرضا شکارسری » 7 روز پیش
منتقد شعر
من هم از شما و سعه صدرتان ممنونم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.