انتقاد و‌لوازم آن




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : محمد عظیمی


عنوان شعر اول : .
.

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
با قصد دلبری به دو دلبر چراغ داد
با بنزِ صفر کوپۀ محشر چراغ داد
با قصد آشکاری عیب پرایدها
در طول شب شبیه منوّر چراغ داد
با ادّعای این که به گردم نمی‌رسید
در سبقتش به خودروی افسر چراغ داد
مست از شراب بود و به یک شیخ کهنه‌کار
در راه قم به سمت نیاسر چراغ داد
آن سوی خطّ ممتد «سبقت مجاز نیست»
دائم به هر ژیان محقّر چراغ داد
در بی‌شعوری‌اش به جلو رفت و رشد کرد
تا اینکه در ادامه به یک خر چراغ داد
تا نصفه شب به مقصد اموال‌‌مان رسید
دنیا به دست دزد ستمگر چراغ داد
نقد این شعر از : جواد نوری
ردیف شعر شما که اشاره به نوعی از ناهنجاری فرهنگی رایج در کشور ماست نشان از آن دارد که از ابتدا قصد سرودن طنز یا شعری با مضمون انتقادی و اجتماعی در سردارید، وجود ناهنجاری های از این دست در کشور کم‌نیست و ذکر و‌بر زبان آوردن آنها در سروده های جدی کم یاب است یا بعبارتی شاعران غیر طنز التفاتی به این گونه مضامین ندارند، درواقع بهترین شیوه برای دیدن یک ناهنجاری اخلاقی و به نظم و‌شعر کشیدن آن همین طنز است، یا شعری با درونمایه انتقادی سرودن، حداقل نشان از ذهن شاعری ست که همین موضوع را در جامعه دیده و آبشخور مضمون یابی و افکار او همین اتفاقات روزمره جامعه است که از فرط تکرار یا دیده نمی شوند یا دیگران توجه چندانی به آن ندارند،تااینجا راه را هم درست آمده آید و هم سالم، یعنی شعر شما سالم است، مشکل ظاهری ندارد، موضوعی انتخاب شده و به شعر کشیده شده است آنچه هست ازین به بعد کیفیت شعر است، یعنی تعیین سطح کیفی شعر و قدرت و‌استحکام آن،
دو نکته به ذهن بنده رسیده که به آنها اشاره می کنم. مسئله اول آنکه اگرچه شعر با سلامت از ابتدا به انتها رسیده و بخش پایانی شعر هم با تغییر معنایی همراه بوده است، یعنی. ردیف شعر در ابیات بالا همان چراغ داد ها اشاره به آن ناهنجاری اجتماعی ست، ولی چراغ داد پایانی طنزی عمیق تر و گزنده تر و به مراتب انتقادی تر در خود دارد و همین یک نکته برای قبول این شعر کافی ست، به تنهایی بار کل شعر و‌کل طنز جاری در شعر را بر شانه ی خود دارد، ابیات قبل در واقع حکم مقدمه ای را دارند که مسیر را برای بیت پایانی آماده و‌بستر را فراهم می کنند. اما وجود چندی ترکیب نه چندان رسا و محکم اندکی به شعر خلل وارد کرده است، که از همان بیت اول خود را نشان می دهد، مثلا بنز صفر کوپه محشر، گذشته از ایراد کلامی تتابع اضافات، خود ترکیب کوپه محشر نوعی تعبیر عامیانه است،که ممکن است در محاورات و گفتگوهای روزمره به کار رود،و‌نشان از زیبایی یا جذابیت چیزی باشد یا مثلا. در مقام شگفتی و تحسین به کار رود،ولی این اتفاق در شعر نیفتاده و این تعبیر کاربردی که در غیر شعر را دارد در شعر شما واجد نیست، ترکیب ژیان محقر از این منظر که خود به داوری نشسته اید نوعی همراهی با همان راننده است،یا ترکیب مست از شراب بودن، نوعی وجه مثبت دارد بهرحال آن صاحب بنز کوپه محشر هم همین حقارت و ناچیزی را مد نظر دارد که دستش می اندازد، و‌ همانطور که در ادب ملامتی شراب دارای بار معنایی خاص و البته کنایی ست، اینجا همان خمر است همان ممنوعیتی دارد‌که از نظر عرف در جامعه و جزو‌مسکرات است، ای کاش جای شراب تعبیر دیکری به کار می رفت، دوبیت بعدی البته بخاطر جذابیت موضوع که در جامعه ما تبدیل به گفتگوی غالب است مثلا بی‌کیفیت بودن ماشینی چون پراید و زرنگ بودن و‌شیطنتت راننده در تمسخر افسر راهنمایی رانندگی تاحدودی پذیرفتنی ست،اما بیت بعد چراغ دادن به شیخ کهنه کار متضمن طنز و استهزا خاصی نیست، ممکن است در ذهن شما این بوده باشد که مثلا طرف به قصد تمسخر و دست اندازی به شیخ کهنه کار چراغ داده ولی در واقع هم ترکیب شیخ کهنه کار کارایی چندانی ندارد هم طنزی اتفاق نیفتاده است، و این بیت مثل بیت در بیشعوری جلو رفت و پیشرفت کرد دربردارنده طنز هنری نیست، حالا می ماند بیت پایانی که بالاستقلال بیت محکم و‌زیباییست. اما سوال اینجاست که این طرف که دزد ستمگر که صاحب چراغ است وقتی به شیخ کهنه کار چراغ می دهد وجه مثبت دارد یا منفی؟ یعنی کار درستی انجام داده یا نه؟ از نظر بنده منفی ست، یعنی شاعر چندان در قید روایت شعر خود نبوده و بیت به بیت جلو رفته است، و از تأثیر ابیات بر شکل گیری همدیگر غافل بوده است، اگر آن راننده چموش و هنجار شکن به شیخ کهنه کار چراغ می دهد و دست می اندازد کارش خوب است، ولی این نکته مثبت در قد و قواره آن چهره به قول شما ستمگر صاحب چراغ جا نمی گیرد، جز این دو نکته مطلب خاصی نیست و نهایتا می‌توان گفت ذهن شما تمایل به ایجاد طنز و انتقاد دارد و در صورت تقویت و‌کسب تجربه در سرودن اشعار محکم تر و آبدار تر مشکل چندانی نخواهد داشت.
با احترام جوادنوری

منتقد : جواد نوری

جواد نوری. متولد 1356 شهرستان بهار. متاهل. دارای دوفرزند. کارشناس ارشد ادبیات کارشناس واحد شعر و ادبیات حوزه هنری همدان به مدت ده سال. رئیس انجمن ادبی بهار به مدت هفت سال. رییس انجمن حافظ شناسی مدت دوسال. عضو هیئت مدیره خانه شعروادب استان همدان. سردبیر ...



دیدگاه ها - ۱
محمد عظیمی » شنبه 08 آبان 1400
ممنونم از شما جناب نوری عزیز استفاده کردم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.