حذف فضاهای ناکارآمد از شعر




عنوان مجموعه اشعار : سپید2
شاعر : امید ادهمی


عنوان شعر اول : .
در ایستگاه می نشینم
آرزوهایم را
از جیبم بیرون می آورم
و منتظر میمانم
تا
تنهاییم از قطار پیاده شود

دستت را میگیرم
و به پارک می برم
دستهایم را دور گردنت می اندازم
و ابر ها
دست از گلویم بر نمیدارند

فردا
دوباره در حوض
جنازه ی فواره ای را
پیدا می‌کنند
که دست به گردن تنهاییش انداخته

به تو فکر می کنم
و به خانه بر میگردیم
به تو فکر می کنم
از زندگی فاصله میگیرم
و یک نخ از آرزوهایم کم می کنم

در را که باز می کنم
پاییز تمام خانه را بر میدارد
گل ها
در گلدان می خشکند
درخت ها
از باغچه فرار می کنند
و من
پیچکی می شوم
که از درد تنهایی
می پیچد
به خودش

شب از نیمه گذشته است
به این فکر میکنم
فردا در کدام کوپه نشسته ای
وقتی
آخرین آرزویم را
در زیرسیگاری
خاموش میکنم


امید ادهمی

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : لیلا کردبچه
مرور کوتاهی بر سروده‌های پیشین دوست شاعرمان در پایگاه نقد شعر، نشان می‌دهد که او هم در قالب‌های متنوع طبع‌آزمایی کرده است، هم در مضمون‌پردازی ذهنی باز و چند بعدی دارد، و هم اینکه در هر مضمون و قالبی که دست به خلق اثر زده، تا حد زیادی با توفیق همراه بوده است و با توجه به جوان بودن شاعر و سابقۀ سرایشِ کمتر از چهار سال او، باید به آیندۀ شعر او امید بسیار داشت.
شاید اگر شاعر در شعرهای موزون و مقفای خود ضعیف‌تر عمل کرده بود، طبع‌آزماییِ او در شعر بی‌وزن را می‌شد به‌گونه‌ای از سرِ استیصال قلمداد کرد، امّا هم ازسویی شاعر در شعرهای موزون و مقفای خود، به‌ویژه در قالب‌هایی که تنوع بیشتری در تغییر قوافی داشته (چهارپاره و ترانه) موفق عمل کرده، و هم ازسوی دیگر، شعر بی‌وزن او شعری منسجم، موجز، و برخوردار از تصاویرِ اگر نگوییم بکر و زیبا، دست‌کم ساختمند و بی‌ایراد است و پیداست که شاعر، تأمل ویژه بر آنچه می‌خواند و آنچه می‌نویسد دارد.
سرودنِ این نوع شعرهای سپید که از آغاز تا انتها یک خطر سیر ساختاریِ واحد را دنبال می‌کنند و شاعر با خط‌کشی‌های فرضی اطراف تصاویر شعر، و دقت بسیار برای بیرون نزدن از آن خطوط، سعی می‌کند مضمون را در مسیری مشخص و سرراست و بی‌دست‌انداز هدایت کند و آن را سطربه‌سطر به پایان‌بندیِ توجه‌برانگیزِ خود برساند، لازمۀ کار هر شاعر سپیدسرایی است که می‌خواهد با جدیت در این مسیر قدم بردارد و می‌آموزد و می‌آموزد و آموخته‌هایش را این‌گونه به شعرش منتقل می‌کند. امّا پاشنۀ آشیلِ این نوع شعرها این است که هر شاعرِ جدی و سختکوشِ دیگری نیز که همین مقدمات را آموخته باشد، همین نتایج را به‌دست می‌دهد و نتیجۀ آن، انبوهی از شعرهای هم‌شکل و هم‌ساختار و هم‌سرنوشت است که معمولاً بر یکدیگر رحجان چندانی ندارند و حُسنِ تمامیِ آن‌ها بی‌عیب بودنشان است و عیبِ تمامی‌ آن‌ها بی‌حُسن بودنشان است، و تنها در این میان، توفیق کمی ماندگارتر بودن با آن‌هاست که تصاویرِ زیباتر و ماندگارتری دارند. امّا به‌هرحال این مرحله‌ای است که هر شاعر سپیدسرای موفقی باید از سرِ بگذراند تا به مراحل بعدی که ذهنیّت و سبک و ساختار ویژۀ شاعر ظهور و بروز می‌یابد، دست پیدا کند.
با تمام این توضیحات و این مقدمات، می‌خواهم به شاعر تبریک بگویم، به‌خاطر اینکه پیداست که در این مرحلۀ گذار، بسیار خوب از پس شعر برآمده است و با اینکه شاید سال‌ها بعد، این شعر، جایگاهی خاص در کارنامۀ شاعریِ دوست شاعرمان نداشته باشد، امّا در اینکه شعر خوبی است، نمی‌توان شک کرد.
با این‌حال امّا توجه دادنِ شاعر به این نکته نیز خالی از فایده نخواهد بود که فضاپردازیِ شعر، در رفتن از فضای خارجی (ایستگاه قطار / پارک) به فضای داخلی (خانه)، اگر سطرهای «شب از نیمه گذشته است / به این فکر می‌کنم» نبودند، عملاً هیچ توجیه و بهانه‌ای نداشت؛ یعنی اگر اصرارِ شاعر به بیانِ «فکر کردن در شب» نبود، اساساً نیازی به تشریح فضای خانه احساس نمی‌شد، و شعر می‌توانست در همان فضای بیرونی اتفاق بیفتد و موجزتر بشود. کما اینکه در خانه هم اتفاق ساختاری و تصویریِ مهمی نمی‌افتد که ارزشِ هزینه کردنِ چندین سطرِ اضافی را داشته باشد.
با آرزوی توفیق برای شاعر جوان

منتقد : لیلا کردبچه

شاعر، پژوهشگر، ویراستار. فعّال در حوزۀ شعر. دکترای ادبیات معاصر.



دیدگاه ها - ۱
امید ادهمی » دوشنبه 10 آبان 1400
بسیار ممنونم خانم کردبچه عزیز. بله این شعر جزو اولین سپید هاییست که می نویسم و طبعا ضعف بسیار زیادی دارد. ممنون از الطاف و راهنمایی های شما

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.